با این بخت بسته چه کنم؟ !
پدر به حاشیه رفته بود
مادر کدخدای منزل شده بود و می گفت
چون خواستگار دخترم می آید
بدنم می لرزد و از این جهت فرقی بین خواستگار بد، خوب ، بسیار خوب و عالی هم نمی گذاشت و چه خواستگارها که رد نکردند!
با این حال می گفت نمیدانم چرا
و چه کسی بخت دخترم را
بسته است که بر تخت زندگی
نمی نشیند؟!
یا هوش !
خودت همه را رد کردی و رد
می کنی ! اگر خودت را از میان برداری
دختر نازدانه و فهمیده ات
بر تخت و بختش
می نشیند.
# مادر باید مادری و پدر باید پدری کند
پدر که مدیر نباشد ...
https://eitaa.com/seratsadegh