هفت نکته به مناسبت شهادت امام صادق(ع)
203 بازدید
موضوع: ادیان و مذاهب
به نام خداوند جان وخرد

هفت نکته به مناسبت شهادت امام صادق(ع)

سه شنبه20مرداد ماه ، برابر با 25شوال مصادف با سالروز شهادت امام صادق(ع) است . شهادت آن امام را تسلیت عرض می کنم و بدین مناسبت هفت نکته را تقدیم شیعیان و محبان اهل بیت می کنم:

نکته ی اول :

امام صادق (علیه السلام)در روز 17 ربیع الاول سال 83 هجری قمری در مدینه متولد گردید و در 25 شوال سال 148هجری قمری، در 65 سالگی،با دنیا وداع کرد و در قبرستان بقیع دفن شد.

مادر آن حضرت ام فروه دختر قاسم بن محمد بن ابى بكر بود.

لقب آن حضرت صادق بود زيرا او همیشه صادق بود و حضرت رسول الله (ص) درباره او خبر داد ه بو دكه «كلمه حق و پيك صدق است».

منصور عباسى نیزهميشه او را با اين لقب مى‏ناميد. او را فاضل و طاهر و صابر نيز مى‏خواندند ولىاشهر القاب او كه تاريخ ثبت كرده است همان صادق است.

نکته ی دوم:

امام صادق (ع)حدود 12 سال در كنار جدش امام زين العابدين (ع) و 19 سال بعد از رحلت آن حضرت باپدرش امام محمد باقر (ع) به سر برد و بعد از پدر بزرگوارش مدت 34 سال امامت مسلمانان را عهده ‏دار بود. آن حضرت ده فرزند داشت به ترتيب ذيل: 1) اسماعيل، 2)عبد الله، 3) ام فروه كه مادر ايشان فاطمه دختر حسين بن على بن حسين عليهم االسلام بود، 4) امام موسى كاظم (ع)، 5) اسحاق، 6) محمد، 7) عباس، 8) على، 9) اسماء، 10)فاطمه، كه از مادران مختلف بودند.

اسماعيل بزرگترين اولاد حضرت صادق (ع) بود و حضرت او را بسيار دوست مى‏داشت تا آنجا كه بعضى گمان

می بردند اوپس از پدرش امام شيعيان خواهد بود. اما اسماعيل در زمان حيات پدر از دنيا رفت ومردم جنازه او را از عريض (موضعى در مدينه) تا بقيع حمل كردند. پس از وفات حضرتصادق (ع) جمعى همچنان اسماعيل را امام دانستند و فرقه اسماعيليه از همين جا منشعبشد.

نکته ی سوم :

آیا امام به شهادت رسیده است؟

روايتي مشهور در ميان شيعيان وجود دارد كه پيامبراعظم(ص) و امام صادق(ع) فرموده‌اند: «ما منّا الا مقتول او مسموم» يعني همۀ ما به شهادت مي‌رسيم. اين حديث به طور كلي و از نظر كلامي، شهادت ائمه را اثبات مي‌كند.

از نظر گزارش‌هاي تاريخي و جزئيات شهادت ائمه، درخصوص برخي ائمه چون امام صادق(ع)، افرادي مانند مؤلف «دلائل الامامة»، به شهادت آنحضرت تصريح كرده‌اند. برخي ديگر هم آن را با واژۀ «قيل» يعني «گفته‌اند» يا «گفتهشده است» آورده‌اند. ابن شهر آشوب مي‌گويد: به گفتۀ ابوجعفر قمي (يعني شيخ صدوق)منصور، امام صادق(ع) را مسموم كرد.

در كتاب‌هاي كافي مرحوم كليني، ارشاد شيخ مفيد، اثباتالوصية منسوب به مسعودي، اعلام الوري طبرسي و كشف الغمۀ اربلي ، سخني از به شهادترسیدن امام وجود ندارد.

نکته ی چهارم:

اهل سنتدر برترى علمى و روحانى امام صادق (ع) یک دل ویک سخنند.از اینرو ابو حنيفه گفته است:«جعفر بن محمد افقه اهل زمان بود.»

مالك گفته است: «هيچ چشمى نديده و هيچ گوشىنشنيده و در خاطر هيچكس خطور نكرده كه در فضل و علم و ورع و عبادت، كسى بر جعفر بنمحمد مقدم باشد.»

ابن خلكان در وفيات الاعيان آورده است: «مقام فضل جعفر بن محمد مشهورتر از آن است كه حاجت به شرح و بيان باشد.»

ابن حجر هيتمىدر الصواعق المحرقه نوشته است: «جعفر بن محمد در سراسر جهان اسلام به علم و حكمت مشهور بود و مسلمانان علم را از وى آموخته و نقل كرده‏اند.» و نيز گفته‏اند كه وىهنوز نوجوان بود كه علما و محدثين و مفسرين عصر از محضرش كسب فيض مى‏كردند.

نکته ی پنجم:

دوران امامت حضرت صادق (ع) يكى از ادوار پر آشوب تاريخ اسلام است. اين دوره كه از سال 114 هجرىتا سال 148 (سال وفات آن حضرت) طول كشيده است شاهد ظهور و قتل زيد بن على بنالحسين (122 ه. ق.) انتقال خلافت از بنى اميه به بنى عباس (132 ه. ق.) كشته شدنابو مسلم خراسانى (137 ه. ق.) كشته شدن عبد اللّه بن حسن بن حسن در زندان منصور وكشته شدن فرزندان او محمد بن عبد الله ملقب به نفس زكيه و ابراهيم بن عبد الله معروف به قتيل باخمرى (145 ه. ق.) و بناى شهر بغداد (سال 145 و 146 ه. ق.) است.

آن حضرت دراين حوادث مهم سياسى مورد توجه و نظر عده زيادى از مسلمانان بود و حتى بسيارى ازمردم او را براى خلافت مناسبتر و شايسته ‏تر از سفاح و منصور می‏دانستند، اما اوبينش سياسى و دورنگرى عميقى از خود نشان داد و چون می‏دانست كه جريان حوادث درمسيرى ديگر و بر خلاف مقاصد واقعى اسلام و اهل سنت است خود را از فتنه‏ها وآشوبهاى زمانه دور نگاه داشت و با اين وسيله مشعل فروزان امامت و علم را كه بسيارمورد نياز اهل آن عصر بود از خاموشى در امان داشت.

نکته ی ششم:

حضرت امام صادق (ع) كه در ميان ائمه (ع) از عمر نسبتا طولانى برخوردار بوده است در عصر خودمرجع دينى شيعيان و معتقدان به اهل البيت بوده است. فقه شيعه اماميه كه به فقه جعفرى مشهور است منسوب به حضرت صادق (ع) است زيرا قسمت عمده احكام فقه اسلامى برطبق مذهب شيعه اماميه از آن حضرت است و آن اندازه كه از آن حضرت نقل شده است ازهيچيك از اهل بيت عليهم‏ السلام نقل نگرديده است. اصحاب حديث اسامى راويان ثقه راكه از او روايت كرده ‏اند به 4000 شخص بالغ دانسته‏ اند.

شيخ مفيد درارشاد، طبرسى در اعلام الورى و ابن شهر آشوب در مناقب تصريح كرده‏ اند كه شاگردان وروايت كنندگان از امام صادق (ع) چهار هزار نفر بوده‏ اند. می‏گويند فقط در كوفه نهصد شيخ بوده ‏اند كه همه مى‏گفتند: «حدثنى جعفر بن محمد» (الامام الصادق، اسدحيدر، 398/ 2).

نکته ی هفتم:

يكى از دلائلىكه علماى اهل تسنن براى اثبات حُسن روابط ميان اهل بيت عليهم السلام و خلفاى سهگانه استدلال می‏كنند و با استفاده از آن، موضع شيعيان در برابر خلفا را موردانتقاد قرار می‏دهند، روايتى است كه از قول امام جعفر صادق عليه السلام نقل می‏كنند که فرموده اند: «ولدنى ابوبكر مرتين».

اين روايت راهيچ يك از علماى شيعه نقل نكرده اند، تنها مرحوم ابو الفتح اربلى در كتاب كشف الغمه آن را از عبد العزيز بن اخضر جنابذى كه سنى حنفى است نقل كرده است که ابو عبد الله جعفر بن محمد،گفته مادرش ام فروه از طرفی دختر قاسم بن محمد بن ابو بكر است و از طرف ديگر مادرش اسماء، دختر عبد الرحمان بنابوبكر است و از اين روى امام صادق فرموده: ابوبكر دو بار مرا به دنيا آورده يعنىاز دو طرف نسب من به ابو بكر مى رسد. (كشف الغمه، ج 2، ص 374).

اولاً: حافظ عبد العزيز جنابذى متوفاى 611 است و امام صادق عليه السلام در سال 48 هجرى به شهادت رسيده است بين اين دو فاصله زيادى وجود دارد. پس روايت مرسله است و روايت مرسل ارزشى براى استدلال ندارد.

ثانياً: اينشخص سنى مذهب است چنانچه ذهبى در سير اعلام النبلاء در باره وى می‏نويسد:

ابن الأخضرالامام العالم المحدث الحافظ... قال ابن النجار:... وما رأيت فى شيوخنا مثله فىكثيره مسموعاته، وحسن أصوله.... (سير أعلام النبلاء- الذهبى- ج 22- ص 31).

بهترين شاهدبر سنى بودن اين شخص، استفاده از كلمه «صديق» براى ابوبكر است در حالى كه همه شيعيان می‏دانند كه اين لقب از القاب اختصاصى امير المؤمنين على عليه السلام بوده است. از اين رو، اين روايت از نظر شيعيان ارزشى ندارد.

اگر اهل سنت بخواهند مطلبى را براى شيعيان بيان كنند، بايد به روايتى استناد كنند كه از طريق روات شيعه به سند صحيح نقل شده باشد. معنى ندارد كه بر اساس روايتى كه شيعهً قبول ندارد، بخواهند عليه آن ها استدلال كنند.

ابن حزم اندلسى كه خود از دانشمندان بنام اهل سنت و از مخالفين سر سخت شيعيان است می ‏نويسد:معنا ندارد كه ما عليه شيعيان به روايات خودمان استدلال كنيم در حالى كه آنها قبول ندارند و نيز معنا ندارد كه آن‏ها به روايات خودشان عليه ما استناد كنند در حالیكه ما آن روايات را قبول نداريم. از اين رو لازم است كه در برابر خصم به چيزىاستناد شود كه او قبول دارد و براى او حجت است. (الفصل فى الأهواء والملل والنحل،ج 4، ص 159).

علاوه براین چگونه ممكن است امام صادق به چنين مطلبى افتخار كرده باشد در حالى كه اين مطلب مخالف سيره آن حضرت بوده است. زيرا با مراجعه به سيره آن حضرت می ‏بينيم كه آن حضرت بالاترين افتخار برايش قبول ولايت و امامت جدش امير المؤمنين عليه السلام است نه ولادت....

او مى فرمايد:ولايتى لعلى بن أبى طالب أحبّ إلىّ من ولادتى منه، لأنّ ولايتى له فرض وولادتى منه فضل ولايت على بن أبى طالب (عليه السلام) براى من محبوب‏تر از اين است كه او مرابه دنيا آورده است چرا كه قبول ولايت او براى من واجب و فرزند او بودن امتياز است.(الفضائل، شاذان بن جبرئيل، ص 125 و الروضه فى فضائل أمير المؤمنين، شاذان بنجبرئيل، ص 103 و بحار الأنوار، علامه مجلسى، ج 29، ص 299).