نکاتی در مورد شیخ و عزیز شهرمان آیت الله مروجی«ره»
54 بازدید
موضوع: تبلیغ


کوه را خاموش دیدم، سرو را در بادها
اشک و غم آمیخت با هم، در دل فریادها
آن استاد سفرکرده کهکشانی از امتیازات و خوبی ها را در خویش جمع کرده بود که در ذیل به برخی از آن ویژگی ها اشاره خواهد شد:
۱_ زاهدی تمام عیار بود
او دنبال پست و مقام و شهرت و خودنمایی نبود و همه ی ذرات وجود او پذیرفته بود که دنیا پلی بیش نیست و عاقلان نباید به آن دل ببندند.کوچک بودن منزل مسکونی و رنگ و رخسار و اسباب و اثاثیه آن ، گویای این نکته بودند که ای انسان مسافری بیش نیستی . ای بشر قبرت را فراموش نکن و بدان للحلال حساب و للحرام عقاب.
۲_ اهمیت دادن به نماز اول وقت
از نماز خواندن لذت می برد به نمازش عشق می ورزید و  آرام و روح نواز حمد و سوره را می خواند.موقع نماز که می شد دیگر کاری نداشت که مردم عجله دارند می خواهند بروند و ممکن است جا بماند.
در سفر مکه وقتی می خواهند برگردند موقع نماز می شود می گویند آقا هواپیما می خواهد برود جا می مانیم،می گوید وقت نماز است، هواپیما می خواهد برود، برود.هواپیما می رود وایشان می ماند نمازش را می خواند و جا می ماند.اتفاقا در آن سفر مسایلی پیش می آید و ایشان زودتر از بقیه همسفرانش به منزل  می رسد.
۳_ارادتمند به امر به معروف و نهی ازمنکر
او مردی الهی بود و از عمق وجودش دریافته بود که اگر کسی امر به معروف و نهی از منکر نکند مرده ای است در میان زندگان . او ایمان داشت به این که  فلسفه ی طلبه شدن هرکسی را باید در صراط امر به معروف و نهی از منکر جستجو کرد.چگونه می توانست آمر به معروف و ناهی از منکر نباشد در حالی که  پایداری و گسترش دینداری را در رهن امر به معروف و نهی از منکر می دانست؟
آن بنده ی خوب خداوند چنان به این ویژگی شناخته شده بود که دیگران نیز نمی توانستند در محضرش بنشینند و گفتاری بر زبان بیاورند که ذره ای بوی غیبت و تهمت و …داشته باشد.
۴-پایداری در در دین
برخی ها دینیداریشان فصلی است اگر به مرضی مبتلا شوند یا در محضر دینداران باشند و یا در فضای مسجد و نماز جمعه و جماعتی قرار بگیرند و یا ماه مبارک رمضانی تشریف آورده باشد از دین می گویند و سعی می کنند به شریعت اسلامی عمل کنند ولی اگر این مناسبت ها نبود یا انتخاباتی به میدان آمد و یا راست و چپی و بحثی سیاسی مطرح شد لباس شریعت محوری را بیرون می آورند و چنان رها زبان می شوند که گویا منکرات نسخ شده اند و دستوری جدید فرا رسیده است  که هر غیبتی  تهمتی را مباح اعلام کرده است!
آن استاد فرزانه همیشه و در هر روز در وسط دینداری بود و جد و جهد او این بود که روزانه بر عامل بودنش افزوده گردد و از حیث دین مداری دو روز از عمر او مساوی نباشد .او در طول عمر شریفش انتخابات های متعددی را درک کرد ولی با زیرکی و هوشیاری فوق العاده به تعصبات کور و غیبت و تهمت آلوده نشد.
۵-ایمان به وعده های الهی
آن استاد با چراغ دین  حرکت می کرد و در پرتو شریعت سخن می گفت و به نسخه ی دین در همه امور اعتقادی فربه  و راسخ داشت .او از عمق ضمیرش باور کرده بود که خداوند به وعده هایش عمل می کند به همین دلیل وقتی طلبه ها پا در دوران بلوغ شرعی می گذاشتند به ازدواج کردن تشویقشان می کرد او مثل بعضی ها نمی فرمود برای ازدواج به کار و چند جیب پول و …نیاز است از اینرو اگر همگان هم می گفتند طلبه با این شرایط چگونه ازدواج کند؟ آن استاد توجه همه را به آیه شریفه اِن یَکونوا فُقَرآءَ یُغنِهِمُ اللهُ مِن فَضلِه جلب می کرد  و از تجربه و تاریخ سخن می گفت.
۶-شاگرد پروری
اکنون به برکت جمهوری اسلامی ایران و امکانت و ابزارهای فراوان بسیاری از بی سوادان نیز معلوماتی لیسانسی دارند و هرکسی که برای طلبه شدن به حوزه می آید ،از نظر اجتماعی و … با پیش نیازهای لازم وارد حوزه می شود ؛اما در عصر حضرت آقا آن بزرگ مرد شاگردانی را تجربه کرد و پرورش داد  که دیگران قدرت تصور کردنش را هم ندارند.
بسیاری از ما طلبه ها که از روستا آمده بودیم نه دیپلمی داشتیم و نه سیکلی و نه تلوزیونی و  نه برنامه ی کودکانی دیده بودیم و…اگر با هم دعوا می کردیم اگر برخی ها درس نمی خواندند اگر بعضی ها حرمت حوزه را حفظ نمی کردند آن معلم اخلاق با صبر و مدارا و امید به آینده به اصل تغافل روی می آورد.اگر کسی هم تشویق به اخراج می کرد و می گفت این چه طلبه هایی است که در حوزه جای داده ای؟ می فرمود از میان همین ها  گلی خواهد رویید.انشالله
او در هر روز به چند گروه و پایه از طلاب درس می داد بدون این که از کسی انتظاری داشته باشد او با دید الهی تدریس می کرد و در مقابل تدریس و زحمت های فراوانی که برای حوزه می کشید پاداشی از جنس مادیات و حقوق و شهریه نداشت . به ماها شهریه می داد ولی خودش استفاده نمی کرد !
۷- بیان معارف در قالب مثل و…
آن عبد الهی با این که کهکشانی از معنویت به همراه داشت در متن جامعه نورافشانی می کرد  و گاه در قالب یک شوخی و مثل ، معارف ناب محمدی(ص)را در ضمیر مخاطبان جای می داد.او وقتی از ارزشمندی معرفت داشتن سخن می گفت در حد و اندازه جلسه و مخاطب از قران و روایت استفاده می کرد و سپس پیاز داغ آن را لطیفه و یا مثلی قرار می داد وهمان مثل ها باعث شده اند ماها همچنان به یاد او و درس های او باشیم .
۸_درد دین داشتن
روحانی باید درد دین داشته باشد و او حقیقتا درد دین داشت دلسوزی او برای دین فوق العاده بود امثال بنده که سن و سالی نداشتیم و فقط چند سال بود طلبه شده بودیم به معمم شدن و پوشیدن لباس روحانیت تشویق می شدیم و یکی از استدلال هایش این بود که شماها اگر با این لباس ظاهر شوید مردم به یاد خدا می افتند  و چه نعمتی بالاتر از این که با دیدن شماها مردم به یاد خدا بیفتند و بیش از این خدا محور شوند؟
۹- ارادتمند به ذکر و خواندن زیارت عاشورا
او  شیفته ی راه خدا بود و چون انبیا و اهل بیت (ع) را خوبان و خالصان درگاه الهی می دانست جام جام ارداتش را نثار آنها می کرد و لبان مبارکش سرشار از ذکر خداوند متعال و فرازهایی از زیارت عاشورا بود .سجده های طولانی  و  عبادتهای شب جمعه و دستان دعایی او خود قصه ای دیگر است
۱۰- دلسوز مردم بودن
 آنان که آن شخصیت کم نظیر را درک کرده اند  به بالا بودن درجه دلسوزی او معترفند .بیان احکام نورانی اسلام در مجالس ختم و…جوابگویی تلفنی به احکام شرعی آنهم بدون تعیین هیچ گونه محدودیتی و صلح و آشتی دادن خانواده های مشکل دار و …فقط چند مورد از مواردی است که می توان کهکشانی از دلسوزی مروج دین را دید.
۱۱-استفاده ها از کمترین فرصت ها
آن استاد عظیم الشان در هر مجلسی قرار می گرفت به تبلیغ معارف دین می پرداخت و  اجازه نمی داد وقت آن جمع و جلسه ضایع گردد.
۱۲-شریعت محور بودن
از وجود ما طلبه ها باید دینداری و شریعت محوری تراوش کند و یکی از موارد چالش بر انگیز آن ایام انتخابات است که برخی ها در دام جناحی می افتند و سپس همه افراد آن باند را تحسین می کنند و همه افراد باند مخالف را منحرف و نادان و گاه ضد دین و …به حساب می آورند .
استاد ما «ره»با معیار شریعت حرکت می کرد و هرگز  باندی نشد .امر و نهی و دفع و جذب او فقط و فقط در قالب دین بود.
13-مدافع راستین نظام
او عاقلانه و دلسوزانه از نظام دفاع می کرد و در این ره نیز گلرخی از گلرخانش را تقدیم نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران کرد.
عاش سعیدا و مات سعیدا