ای کاش یخچالی متولد نمی شد!
462 بازدید
تاریخ ارائه : 5/5/2015 7:13:00 PM
موضوع: تبلیغ

ای که دستت می رسد کاری بکن

پیش از آن کز تو نیاید هیچ کار

گفت در خانواده ای کوخ نشین متولد شدم بابای مهربان و سخت کوشم با هزاران امید بیرون می رفت تا کاری را صید کند و غروب که می شد با دستانی پولی و لبانی سرشار از شکوفه های خنده وارد منزل می شد.

بارها و ماهها و سالها به همین شیوه به میدان کار رفت و هر بار با آمدنش ،همه ی ماها را در دل خوشی­ها قرار داد.هر چند تن خسته و دستان زخمی پدر ،دل هر بیننده را  تنگ می کرد ، ولی چون آن پدر با معرفت ،کار برای امرار معاش را جهاد فی سبیل الله می دانست ،  کمی کمتر دل را برایش می سوزاندیم. 

 در حالی که دیدگان ما بیش از هر چیز به دستان زخمی پدر دوخته بود،گذشت زمان و تقدیرالهی ،مریض بودن او را به نمایش گذاشت .

آزمایش ها گفتند مریضی او از جنس سرطان خون است و او چند صباحی دیگر مهمان شما خواهد بود.هرچه گذشت حال پدر بدتر شد و کار به جایی رسید که وصیت هایش را شروع کرد و گفت:

«دلسوز اصلی و ابدی همگان خداست وقتی او مرا به مهمانی خود دعوت می کند به یقین آینده ی شما  را نیز در نظر گرفته است .

او گفت دعای زیر را همراه باجنازه ام دفن کنید:

«خدایا در این دنیا هر میزبانی مهمانش را احترام می کند و امشب (شب اول قبر)من مهمان توام .

خدایا تا در دنیا بودم گاه نافرمانیت را انجام دادم ، ولی تو رزقم را فرستادی  و عذابت را نازل نکردی .اکنون که مرده ام و هیچ گناهی انجام نمی دهم آیا عذابم خواهی کرد ؟

خدایا تو را به محمد و آل محمد سوگند می دهم که مرا از آتش جهنم حفظ بفرما.»

او رفت و ما ماندیم و جای خالی او . ماماندیم  و اشکهایی در فراق رخ او . ما ماندیم  و  حسابی خالی ، اما امیدوار به لطف و کرم او.

 هرزگاهی افرادی با آوردن گوشتی و فرستادن  غذا ، ما را شرمنده لطف خود می کردند .تا این که کم کم  یخچال های فریزر و دوقلو منازل را فرا گرفت.

آمدن دوقلو و فریزرها همان و قطع شدن و نیامدن بسیاری از گوشت و غذاها همان!

شاید ادامه نداشتن و نیامدن آن گوشت و غذاها ،  به خاطر  وجود آن یخچال هاست ، زیرا هر یخچالی به راحتی گوشت گوسفندی و یا چند گوسفند را در خود جای می دهد و برای برخی از آقاها و خانم ها مهم پر کردن یخچال است تا شکم گرسنه ها.

با بودن آن یخچال ها غذایی اضافه نخواهد ماند و...اگر چنین است ای کاش یخچالی ساخته نمی شد و اگر هم ساخته شد یخچال دو قلو به دنیا نمی آمد. 

گفت شخصی بر بالین سگش گریه می کرد و دیگری گفت مرض سگت چیست؟

گفت فقط گرسنه استگفت آن کیسه چیست که داری؟

گفت نان است!

گفت چرا نانش نمی دهی ؟گفت اشک به هر میزان هم باشد میدهم و لی نان نمی دهم!

اشک مجانی است و نان قیمتی!

گفت عجب سیه بختی هستی که قیمت اشک را کمتر از نان خشک می پنداری!

حال برخی ها، نیازمندان گرسنه  را سیر نمی کنند . از خالی شدن یخچالشان خوف دارند ولی  از گرسنه بودن فقیران همسایه ترسی ندارند!