نکاتی در مورد خمس
96 بازدید
تاریخ ارائه : 5/5/2015 11:17:00 AM
موضوع: فقه و اصول

نکاتی در مورد خمس

1 ادله وجوب خمس

نظريه فقهى، علما بيان‏كننده حكم شرعى است و به وسيله دليل، از منابع اصلى فقه استنباط مى‏شود. بنابراين، نظريه فقهى نتيجه استنباط است و فرق آن با حكم صادر شده از معصوم، همين است. استنباط يعنى استخراج حكم فقهى از منابع آن به وسيله دليل. بنابراين، هر نظريه فقهى نيازمند دليل است، دليلى كه استناد آن نظريه را به منابع اصلى دين گواهى كند. منابع اصلى دين نيز چهار موردند: كتاب و سنت و اجماع و عقل، كه اجماع و عقل نيز به كتاب و سنت باز مى‏گردند، يعنى كاشف از حكم كتاب و سنت‏ اند كه در نتيجه، منابع اصلى دين در كتاب و سنت خلاصه مى‏شودولذاآنچه فقها بيان مى كنند، تنها بر اساس فهم آن ها از كتاب و سنت است.. باتوجه به اين مطلب مى توان براى وجوب خمس ولزوم پرداخت آن ازقران كريم وروايات ايمه (ع) كه درواقع ترجمان كلام الهى است دليل آورد.

الف) خمس درقران

«خمس» يكى از فريضه ‏هاى اسلامى است و قرآن مجيد آن را در كنار جهاد قرار داده و هر دو را از ريشه ايمان دانسته است چه اينكه نشانه صداقت ايمان، مبارزه با مال اندوزى و تطهير نفس است. قران كريم درآيه 41 سوره انفال مى فرمايد: «وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَىْ‏ءٍ فَأنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِى الْقُرْبى وَ الْيَتامى وَ الْمَساكِينِ وَ ابْنِ السَّبِيلِ، بدانيد كه هر چه غنيمت گرفتيد، يك پنجم آن براى خدا و رسول و از آن خويشاوندان (او) و يتيمان و بينوايان و در راه ماندگان است». براساس اين ايه، تمام مذاهب اسلامى (شيعه و سنى) در اصل وجوب خمس، اتفاق نظر دارند. تنها اختلاف ميان آنان، موارد و مصارف آن است لذا بيشتر اهل سنت بر اين باورند كه تنها به غنايم جنگى و گنج خمس تعلق مى‏گيرد. ر. ك: مغنيه، محمدجواد، الفقه على المذاهب الخمسه، ص 186 و خويى، سيدابوالقاسم، مستند العروه الوثقى، كتاب الخمس، ص. 197 امّا فقيهان شيعى معتقدند: خمس در هفت چيز واجب است:. 1 غنايم جنگى،. 2 غواصى (اشيايى كه با فرورفتن در آب درياها به دست مى‏آيد)،. 3 گنج،. 4 معدن،. 5 سود تجارت،. 6 مال حلال مخلوط به حرام،. 7 زمينى كه كافر ذمى از مسلمان بخرد. پنج قسم اول مورد اتفاق شيعه و دو قسم اخير نظر مشهور آنان مى‏باشد.

آنچه كه اكنون مورد بحث و پژوهش است، خمس سود و درآمد كسب مى‏باشد. خداوند متعال مى‏فرمايد: «و اعلموا انما غنمتم من شى‏ء فان لله خمسه و للرسول و...». اين آيه- كه به آيه خمس معروف است- به نظر فقيهان شيعى نه تنها بر وجوب خمس غنايم جنگى دلالت مى‏كند بلكه شامل هر گونه درآمد كسب نيز مى‏باشد. واژه «غنيمت» از نظر لغت معناى گسترده‏اى دارد و به هرگونه درآمد و فايده‏اى كه به انسان مى‏رسد، گفته مى‏شود. ر. ك: مجمع البحرين، لسان العرب، تاج العروس، ماده «غنم».

غنيمت جنگى و سود تجارت، هر دو غنيمت شمرده مى‏شوند و مشمول آيه مى‏گردند. البته هر چند شأن نزول آيه در مورد غنايم جنگى است، ولى اين سخن معروف است كه شأن نزول، هيچ گاه مخصص نيست و نمى‏تواند آيه را به آن محدود كند. و دانشمندان اهل سنت هم- كه خمس را در غير غنايم جنگى انكار نموده‏ اند- در اين آيه، مورد را تخصيص دهنده و محدود كننده ندانسته‏ اند، در حالى كه آيه در غزوه بدر نازل شده، آن را شامل تمامى جنگ‏ها شمرده‏ اند و اگر قرار بود مورد خاص، در آيه مخصص باشد، بايد آن را محدود به جنگ بدر بدانند. زبده المقال، ص

5 گذشته از همه اينها، در روايت معتبرى (معروف به صحيحه على بن مهزيار)، امام جوادعليه السلام غنيمت در آيه را به معناى گسترده‏اى در نظر گرفته و آن را به درآمد كسب تفسير نموده است. در بخشى از آن آمده است: «فاما الغنائم و الفوائد فهى واجبه عليهم فى كل عام قال الله تعالى: و اعلموا انما غنمتم من شى‏ء فان لله خمسه...». وسائل الشيعه، ج 6، باب 8، ابواب ما يجب فيه الخمس، ح

5 در اين حديث امام‏ عليه السلام واژه «الفوائد» را در كنار «الغنائم» جاى داده و هر دو را مصداق آيه قلمداد نموده است و ترديدى نيست كه منظور از «فوايد» هر گونه سود و درآمدى است كه به انسان مى‏رسد. بنابراين از مجموع موارد و قراين ياد شده، به دست مى‏آيد كه خمس درآمد در قرآن، به صراحت از آن ياد شده و بر وجوب آن دلالت مى‏كند به ويژه آنكه حضرت‏ عليه السلام نيز از آن معناى وسيعى را دريافته و براى ما تبيين و تفسير كرده است. چنانچه كسى در تمام آنچه كه بيان شد، اشكال كند و آيه را در خمس غنايم جنگى منحصر كند، در پاسخ خواهيم گفت: به جز قرآن، روايات متعددى از ائمه‏ عليهم السلام وارد شده است كه به خوبى بر وجوب خمس درآمد دلالت مى‏كند. ر. ك: وسائل الشيعه، ابواب ما يجب فيه الخمس و ابواب الانفال. و تمامى فقيهان شيعى نيز به آنها استناد جسته و در كتاب‏هاى فقهى خود ذكر كرده‏اند. بنا براين اين آيه كه براى بيان وجوب خمس نازل گرديده، با تأكيداتى همراه است كه كاملاً اهميت خمس را مى‏رساند. ونمى توان گفت: خمس را چون يك بار مطرح كرده، پس درجه وجوبش كمتر از درجه وجوب زكات است زيرا حكم الهى و دستور و قانون خدا چه يك بار گفته شود و چه چند بار، در وجوب آن فرقى نيست

ب) خمس درروايات

روايات درمورد وجوب خمس فراوان است. ازباب مثال به برخى از آن ها اشاره مى كنيم:

حضرت باقر (ع) فرموده است: «لا يَحِلُّ لِاَحَدٍ أنْ يَشْتَرى مِنَ الْخُمْسِ شَيْئَاً حَتى يَصِلَ اِلَيْنا حَقَّنا، براى هيچ كس جايز نيست از مالى كه خمس به آن تعلق گرفته، چيزى بخرد مگر اينكه حق ما را به ما برساند». (وسائل الشيعه، ج 6، باب 1، ح. 4):

- حضرت صادق (ع) فرمود:» من با اين كه نيازمند نيستم، از شما درهم (خمس) را مى‏گيرم، به خاطر آن كه مى‏خواهم با دريافت خمس، مال شما را پاكيزه گردانم «. (وسايل الشيعه، ج 6، 338)

- امام باقر (ع) فرمود:» خمس بسيار مهم است. عمل نمى‏كند به آن مگر كسى كه قلبش با ايمان مورد آزمايش قرار گرفته باشد «. (همان، ص 350)

حضرت صادق (ع) فرمود:» خداوند صدقه (زكات) را بر ما حرام نموده و به جايش خمس را حلال فرموده است «. (همان، باب 29، از ابواب مستحققين زكات، حديث. 7)

پس مسئله خمس به عنوان يك واجب دينى در قرآن و حديث مطرح شده، آن هم به گونه‏اى كه كاملاً حكايت از عنايت شرع امقدس به اين واجب الهى دارد

- در مكاتبه امام رضا (ع) به يكى از يارانش آمده است: «اِنَّ اِخْراجَهُ (خمس) مِفْتاحُ رِزْقِكُم و تَمْحيصُ ذُنُوبِكُم» «پرداخت خمس كليد جلب روزى و وسيله آمرزش گناهان است»: همان، ابواب الانفال، باب 3، ح. 2

ج) فلسفه وجوب خمس

1 ترديدى نيست كه اسلام به صورت يك مكتب اخلاقى، فلسفى و يا اعتقادى محض ظهور نكرد بلكه به عنوان يك آيين جامع- كه تمام نيازمندى‏هاى مادى و معنوى در آن پيش‏بينى شده- پا به عرصه ظهور گذاشت. از سوى ديگر، اين مكتب از همان عصر پيامبر اسلام‏ صلى الله عليه وآله با تأسيس حكومت همراه بود در نتيجه براى اداره آن نياز به يك پشتوانه مالى غنى و منظم داشت كه بتواند در سايه تشكيل حكومت اسلامى از بينوايان، بيماران، بى‏ سرپرستان، معلولان و يتيمان جامعه دستگيرى نمايد و اين خلأ اقتصادى را پر كند. خداوند متعال با نزول آيات زكات، دست يارى و رحمت بى‏ پايانش را به كمك نبى اكرم‏ صلى الله عليه وآله فرستاد و با واجب ساختن زكات، اين نقص و كاستى را برطرف كرد. اين فريضه الهى از ماليات‏هايى است كه در حقيقت جزو اموال عمومى جامعه اسلامى محسوب مى‏شود و نيز به غير بنى هاشم (سادات) اختصاص دارد و لذا مصارف آن عموماً موارد ياد شده است. ولى امام‏ عليه السلام به عنوان رئيس حكومت نيز هزينه‏ هايى دارد كه بايد تأمين شود. او براى پيشبرد نظام اسلامى و اداره جامعه، به بودجه فراوانى نياز دارد. فريضه خمس براى تأمين اين منظور، بر متمكنان جامعه واجب گرديده است.(1) لذا در روايت از خمس به عنوان «وجه الاماره» ياد شده است.(2)

2 خداوند متعال براى حفظ كرامت و عزت پيامبر اسلام، محل تأمين بودجه فقرا از بنى‏ هاشم و منسوبان به آن حضرت را از خمس قرار داد و سهم آنان را قرين سهم خود و رسول فرمود تا زمينه تحقير نسبت به آنان را از بين ببرد چون ممكن است برخى از مردم در پرداخت زكات به فقيران، يك نوع برترى براى خود و حقارتى نسبت به گيرنده احساس كنند. در حالى كه در پرداخت خمس و آنچه كه به عنوان «وجه الاماره» تلقى مى‏شود، قضيه عكس آن است و برترى براى گيرنده مى‏باشد.(3) «فما كان للّه فهو لرسوله يضعه حيث شاء» «آنچه خاص خدا است، براى پيامبر اسلام است، هر جا صلاح بداند قرار مى‏دهد»: همان، ابواب الانفال، باب 1، ح. 12)

4 خمس وسيله‏ اى براى رشد و كمال انسان محسوب مى‏شود. همچنان كه هر فرد با انجام دادن هر وظيفه ‏اى، مرحله ‏اى از كمال را مى‏ پيمايد با اداى خمس به قصد قربت و بريدن از دنيا نيز وظيفه‏اش را انجام داده و خود را از گناهان پاك نموده و به سوى كمال ترقى مى‏كند.(4) در همان مكاتبه آمده است «انّ الخمس عوننا على ديننا» «خمس، كمك ما در پياده كردن دين خداست»: همان، ابواب‏ الانفال، باب 3، ح. 2) نياز به بودجه مستقل و جداى از بودجه زكات دارد. خمس ثروت بسيار عظيمى براى تأمين هزينه ‏هاى يك انقلاب جهت رسيدن به حكومت عدل الهى است. «قدرت» موجوديت دينى تشيع و زنده ماندن اين مكتب در طول عصر حضور و غيبت، بر اساس خمس استوار بوده است و به اهل‏بيت‏عليهم السلام و علما- كه وارثان آنان هستند- اين توانايى را داد تا با فشار و اختناق دستگاه ظلم در راه خدا ايستادگى كنند.

(1) مكارم شيرازى، ناصر، يك صد و هشتاد پرسش و پاسخ، ص 423- 425 و تعليقات على العروه، كتاب الخمس، ص. 392
000 (2) ر. ك: وسائل‏الشيعه، ج 6، كتاب‏الخمس، باب 2، ح. 12
000 (3) ر. ك: وسائل الشيعه، ج 6، ابواب قسمه الخمس، باب 1، ح 4 و. 8

3 خمس براى تأمين بودجه هر كار خيرى است كه امام بخواهد انجام دهد و براى هر موردى كه صلاح بداند، مصرف كند.
000 (4) در مكاتبه امام‏رضاعليه السلام به يكى از يارانش آمده است: «ان اخراجه (خمس) مفتاح رزقكم و تمحيص ذنوبكم» «پرداخت خمس كليد جلب روزى و وسيله آمرزش گناهان است»: همان، ابواب الانفال، باب 3، ح. 5

2 تحقق احياى دين خدا و پياده كردن حكومت اسلامى- كه هدف اصلى اين مكتب است-