نکاتی در مورد آیین زرتشت
141 بازدید
تاریخ ارائه : 5/4/2015 11:33:00 AM
موضوع: ادیان و مذاهب

شخصی به نام ویریا سوالاتی  را مطرح نمودند که در ذیل به پاسخ یکی از پرسشهای او پرداخته شده است:

«سلام حاجاقا خسته نباشید میخوام از این به بعد همیشه مزاحمتون بشم و از حضورتون سؤالاتی که ایجاد شبهه میکنند بپرسم به امیدی که راه گشای خودم و همه ی دوستان کثیرالشک باشد انشاءالله.اولآ نظرتون راجع به مقایسه دین اسلام و دین زرتشت چیه و اینکه میگن دین زرتشت کاملتره و...»

سلام علیکم

نکاتی در مورد آیین زرتشت تقدیمتان میکنم امیدوارم با برکت باشند:

یکم

در مورد شخصيت ها و چهره هاى تاريخى كمتر كسى را مى توان يافت كه مانند زرتشت چهره معمائى و مبهمى داشته باشد. شخصيت حقيقى او آن قدر تاريك و مبهم است كه برخى از پژوهش گران او را اختلافى ترين چهره تاريخ مى دانند چرا كه هم در تاريخ تولد و هم در محل تولد او، اختلافات هاى فراوانى به چشم مى خورد كه اصلاً قابل جمع نيستند و هم در شخصيت واقعى او مباحث و داستان ها و اقوال متفاوت و متضادى وجود دارد به همين جهت گروهى از محققان و نويسندگان در تاريخى بودن شخصيت وى، شك و ترديد دارند و شخصيت او را نيز مانند جمعى از بزرگان و قهرمانان ادوار باستانى، افسانه اى دانسته اند، مورخانی  مانند: طبرى،  ابن اثير  زرتشت را پيامبر ندانسته، بلكه او را شاگرد ارمياى نبى يا عزير نبى، دانسته اند.

 ولى غالب محققان و دانشمندان معتقدند كه زرتشت وجود تاريخى داشته و مولود افسانه و يا زائيده فرهنگ ساسانى نيست. مسعودى، دينورى، حمزه اصفهانى ، بيرونى بر اين اعتقادند كه زرتشت پيغمبر مجوس بوده است. بعضى از نويسندگان فرهنگ فارسى، نیز زرتشت را همان ابراهيم خليل دانسته اند. (اسدى، لغت فرس، چاپ تهران، ص 7)

اما در مورد تاريخ پيدايش زرتشت اختلاف آراء و روايات تاريخى به قدرى شديد است كه اصلاً نمى شود بين آنها جمع كرد اين اقوال از 600 سال قبل از ميلاد مسيح تا 6000 سال پيش از ميلاد، دور مى زند. امّا بر اساس نظريه مشهور، وى در سال 660 قبل از ميلاد به دنيا آمد و در 630 قبل از ميلاد (در سن 30 سالگى) به پيامبرى مبعوث شد. وى در سال 583 ق. م در سن 77 سالگى در آتشكده اى در بلخ (افغانستان)، توسط لشكر قومى مهاجم به شهادت رسيد. (توفيقى، حسين، آشنايى با اديان بزرگ، مؤسسه فرهنگى طه و مركز جهانى علوم اسلامى، چاپ اوّل، 1379، ص 63

دوم:

در قرآن مجيد هيچ جا سخنى از زرتشت و پيامبرى او و يا كتاب اوستا كه منسوب به اوست نيامده است. لكن تنها يك بار لفظ «مجوس» در قرآن آمده است و واژه المجوس در زبان عربى به زرتشتيان اطلاق مى شود. قرآن آنها را در كنار پيروان اديان ديگر قرار داده و مى فرمايد: «ان الذين آمنوا و الذين هادوا و الصابئين و النصارى و المجوس و الذين اشركوا ان الله يفصل بينهم يوم القيامه: آنان كه ايمان آوردند و آنان كه يهودى شدند و صابئان و نصارى و مجوس و آنان كه شرك ورزيده اند، خداوند روز قيامت ميان آنان حكم مى كند.» (حج/ 17)  (الهامى، داود، ايران و اسلام، قم، انتشارات مكتب اسلام، 1374

بر این اساس به نظر مى رسد اصل دين زرتشت، دين الهى است و تعاليم آن، تعاليم الهى است كه توسط پيامبر الهى به امت پارس فرو فرستاده شده است، اما همانند اديان پيشين- چون دين يهود و مسيحيت- تحريف شده است.

سوم: برخى ازاشكالاتى كه در رابطه با دين زتشت وجود دارد عبارتند از:

اشکا ل اول:

زرتشتان به دو مبدأ براى خير و شر قائلند- اگر چه ممكن است اين دو مبدأ را مخلوق خداى واحد بدانند- و طبق تحليل هاى فلسفى شر نيازى به مبدأ ندارد زيرا امرى عدمى است يا اگر نياز به مبدأ داشته باشد مبدئى غير از مبدأ خيرات ندارد. موجود چه خير باشد و چه شر در هر حال وجود است و وجود يك مبدأ بيشتر ندارد. شر اگر امر وجودى تلقى شود در آن صورت امرى نسبى خواهد بود و فى حد نفسه شر نخواهد بود. (جهت مطالعه بيشتر ر. ك: عدل الهى، شهيد مطهرى)

اشکال دوم:

زرتشتيان بر خاتميت دين شان هيچ دليل عقلى و نقلى ندارند و از طرفى دلايل ضرورت نبوت اقتضاء مى كنند كه بعد از زرتشت نيز پيامبرانى بيايند. و اگر زرتشتيان مدعى باشند كه پيامبرى بعد از زرتشت نيامده است دلايل قاطع تاريخى گواه است كه آمده اند و اگر قبول كنند كه انبيائى آمده اند بر آنها لازم خواهد بود كه دين جديد را بپذيرند.

اشکال سوم:

خود زرتشتيان اذعان دارند كه اصل اوستا، كتاب مقدس آنها چندين برابر مقدار فعلى آن بوده است. و به مرور از بين رفته است. تاريخ دانان نيز اين مطلب را تأييد مى كنند. و روشن است كه از چنين دين ناقصى نمى توان تبعيت كرد.

اشکال چهارم:

هيچ دليل قطعى وجود ندارد كه اثبات كند اين اوستا از زبان خود زرتشت است چرا كه نقل اوستا مثل قرآن و روايات ما سلسله اسناد نبوده است. و نه تنها اوستا كه هيچ كدام از كتب آسمانى ديگر اين ويژگى را ندارند. و تنها قرآن كريم است كه از نظر تاريخ دان ها يقينا از زبان پيامبر اسلام صادر شده است. به گفته تاريخ دانان و خود علماى دين زرتشت اوستا ابتدا سينه به سينه منتقل شده است و بعدا مكتوب شده است و روشن است كه در چنين حالتى احتمال مفقود شدن مطالب و تغيير آن ها وجود دارد. در حالى كه قرآن در زمان خود پيامبر نوشته مى شد. و پيامبر بر آنها نظارت داشت.

اشکال پنجم:

در دين زرتشتى گفته شده است كه هزار سال بعد از زرتشت شخصى از نسل او به نام هوشيدر ظهور خواهد كرد و جهان را پر از عدل خواهد نمود. و هزار بعد از او هوشيدر ماه خواهد آمد (دو هزار سال بعد از زرتشت) كه او نيز جهان را پر از عدل خواهد كرد. و سه هزار سال بعد از زرتشت سوشيانس (يا سوشيانت) خواهد آمد و با آمدن او جهان پايان خواهد يافت.

حال اين سؤال مطرح است كه اگر افراد آمده اند چه كسانى هستند. و چرا با اين كه از زمان زرتشت بيش از دو هزار و پانصد سال مى گذرد هنوز اينها نيامده اند. زرتشت بين حضرت موسى و حضرت عيسى (ع) مبعوث شده است. فلذا بعد از او دو پيامبر اوالعزم آمده اند. يعنى حضرت عيسى (ع) و پيامبر اكرم و بعيد نيست كه مراد از شخص سوم كه با او جهان به پايان مى رسد حضرت ولى عصر باشد.

اشکال ششم:

دين زرتشت برتر از دين اسلام نبوده و گرنه چرا ايرانيان زرتشتى با كمال ميل و بدون هيچ فشارى اسلام را پذيرفتند و حتى بالاتر از آن در ترويج و فهم اسلام بر خود اعراب نيز پيش گرفتند. در اين خصوص به كتاب خدمات متقابل ايران و اسلام نوشته شهيد مطهرى مراجعه فرماييد.

(تاريخ طبرى، چاپ قاهره، ج اول، ص 282 و 402 و 403) بلعمى، (تاريخ بلعمى، چاپ كيان پور نسخه دهخدا، ص 206)

(ابن اثير، الكامل فى التاريخ، چاپ مصر، ج 1، ص 145 و 146)

 (مسعودى، مروج الذهب، چاپ مصر، ج 1، ص 229)

(دينورى، الاخبار الطّول، ص 28)

حمزه اصفهانى، (تسنى ملوك الارض و الانبياء، ص 27)

(ابوريحان بيرونى، ترجمه الآثار الباقيه، ص 25)

براى آگاهى بيشتر نگا: عبدالله مبلغى آبادانى، تاريخ اديان ومذاهب جهان، ج 1، ص 337- 325، انتشارات حر، چاپ دوم 1377، قم.