من و ماه
67 بازدید
تاریخ ارائه : 4/30/2015 12:27:00 PM
موضوع: تبلیغ

امشب ای ماه بدرد دل من تسکینی                

آخر ای ماه تو همدرد من مسکینی

شب نهم رجب است و به حیاط منزل رفتم تا مسواکی بزنم و سپس در آغوش خواب آرام گیرم. رفتن همان و دیدن رخ نورانی ماه در آن بالا بالاها همان.

سکوت شب و  صافی آسمان آنهم با یک ماه نورانی، همه ی توجهم را به خود جلب کرد .همانطور که چشمانم به صورت ماه دوخته شده بود گفتم ای ماه خوش به حالت زیرا به معنای واقعی ماهی .هم می درخشی و هم بالا نشینی و از آن بالا بالاها همه را می بینی.

ای ماه خوش به حالت عمری طولانی داری تو با چشم خود همه پیامبران و امامان و خوبرویان را دیده ای.

ای ماه تو که از آن بالاها به نظاره نشسته ای به ما بگو پاره تن حضرت رسول(ص) را در کدامین قطعه با سعادت زمین دفن کردند؟در آن شب چه حالی داشتی ؟ چگونه توانستی آن دفن مظلومانه راببینی و باز سکوت کنی؟

ای ماه   از آن حجت الهی و از آن آخرین ذخیره الهی بگو . ای ماه از عمرم بیش از چهل و پنج سال گذشته است و چند صباحی دیگر برزخی خواهم شد اگر در این عمر باقی مانده از ظهور آن حضرت خبری نشد به او بگو نظری کن ما را نیز.

ای ماه ...