نمی از ملت آزاری معاندین خارجی و غافلین و منافقین داخلی
65 بازدید
تاریخ ارائه : 2/28/2015 3:14:00 PM
موضوع: تبلیغ

به نام خداوند جان و خرد

نمی از ملت آزاری معاندین خارجی و غافلین و منافقین  داخلی

در مثنوی آمده است مار گیری ماری داشت . با مارش کاسبی می کرد و از کسب و کارش خیلی راضی و خوشحال بود .مار او را به سرقت بردند و مارگیر بی کار  و سرشار از غصه شد از اینرو هر شب  با حزنی جانگداز دستان نیازمندش را  به آستان خدا می برد و از آن دانای توانا مارش را طلب می کرد . یک روز از خانه بیرون رفت و جمعیتی را در کنار خیابان دید. جلو رفت و دید ماری فردی را گزیده است و او مرده است . به مار نگاه کرد و دید مار او است . او نمی دانست این مار زهر و نیش دارد. دید سارق توسط نیش مار کشته شده است . گفت :

شکر حق کن دعا مردود شد

من زیان پنداشتم وان سود شد .

ایرا ن اسلامی بود و اقتصادی که نه تنها بوی نفت می دهد بلکه عادت و ارداتی شدید به خوردن دلارهای نفتی دارد.چند کشور معاند که از روز تولد جمهوری اسلامی ایران چشم دیدن آن را نداشتند،هر روز با نقشه ای شوم به مبارزه با آن برخواستند تا شاید به آروزی نامشروعشان که از پای در آوردن این نظام است برسند.ذکر آن همه توطئه در این وجیزه نمی گنجد ولی از باب خالی نبودن این عریضه می توان به تحریم ستمکارانه کشورمان اشاره کرد.

بانیان بافنده های دام تحریم به صراحت گفتندبه  اجرا گذاشتن این دام ،باعث خواهد شد که خود مردم ایران پرچم جمهوری اسلامی را پایین بیاورند .

 با آمدن دولت تدبیر و امید و قرارداد ژنو ،سخن از ترک برداشتن دیوار تحریم ،آزاد شدن بخشی از دلارهای بلوکه شده ایران ،حالت جدی و اجرایی به خود گرفت و امید دولت تدبیر و امید پررنگ تر شد اما این بار امریکا و عربستان و...تدبیر شومی دیگر رویاندند و قیمت نفت را تا چهل و چند دلار پایین آوردند!

رهبر فرزانه انقلاب اسلامی که غربی ها او را آیت الله آهنین نیز لقب داده اند چاره رهایی از شر آن کشورهای فتنه گر را در اقتصاد مقاومتی دیدند که اگر عملی شود توطئه ی نفتی نیز جان خواهد داد و می توان گفت نتیجه ی تحریم نفتی فاصله گرفتن اقتصاد جمهوری اسلامی ایران از نفت بود.

و اکنون که کشور از دشنه تحریم رنج می برد،برخی ها که گویا سوگند یاد کرده اند هر گز افتخارات کشور را نبینند انگشت اتهام را به سمت مسولین خودی نشانه می برند و گاه می گویند فن آوری هسته ای چه فایده ای دارد؟ گاه می گویند حزب الله لبنان  و عراق به ما چه ربطی دارد؟ و گاه می گویند وقتی عربها به خصوص عربستان پیوندی عمیق با رژیم کودک کش صهیونیستی دارد چرا ایران ما از فلسطین حمایت کند؟!

 برخی ها  نیز که در گود نیستند و در مدیریت کردن امور فرزندان و منزلشان ناتوان نشان داده اند، با دنیایی از بی انصافی  مدیریت نظام جمهوری اسلامی بر هفتاد میلیون جمعیت را به تمسخر می گیرند و می گویند این چه حکومتی است که در آن رشوه خواری وپارتی بازی و فساد وجود دارد؟! چرا به جای لج کردن با دشمن منطقی صحبت نمی کنند؟ و اصولا این حکومت چه فایده ای دارد؟

راستی صاحبان این نوع اندیشه ها چرا نرمش ما و تعلیق غنی سازی را در دولت اصلاحات به یاد نمی آورند؟ چه راستی آزمایی بهتر از تعلیق؟ تعلیق کردن فعالیت ها که لجبازی نبود ؟پس چرا غرب حق ما را به رسمیت نشناخت؟ آیا اگر در قصه هسته ای صدرصد کوتاه می آمدیم ، دشمنان دست بر می داشتند؟ یا موضوعاتی چون موشک و حقوق بشر را  بهانه قرار می دادند؟

کیست که بتواند مدیریت کشور را به دست گیرد و مدیریت او به حدی قوی باشد که هیچ گونه فسادی و رشوه ای و...اتفاق نیفتد؟ آیا چنین انتظاری از حکومت خردمندانه است؟

پيامبر اسلام مي فرمايند: "هرکس فرياد مسلماني را بشنود و به فريادش نرسد مسلمان نيست." و وقتی به امام علی(ع) گفتند خلخال از پای یك زن غیر مسلمان در آورده‌اند امام فرمود: اگر مرد مسلمان از غصه بمیرد جا دارد.با این حال می توان گفت به کمک مسلمانان رفتن چه ربطی به ما دارد؟

شگفتا کسی که هر آن از زمزم امنیت و آزادی کشورمی نوشد و سالهاست انفجاری القاعده ای را  ندیده است،شخصی که لباس نارنجی مرگ داعش را نپوشیده است و چند ساعتی در قفس آهنین ظالمانه ی داعشی ها به سر نبرده است و حتی لحظه ای به نعمت امنیتش فکر نکرده است،چگونه پیشانی نظام اسلامی وامنیت کشور را خواهد بوسید؟

کسی که از واژه استقلال ، فقط تیم فوتبال استقلال به ذهنش می آید،واز مفهوم ومعنای استقلال کشور غفلت کرده است و هزینه های به دست آمدن استقلال و حفظ آن را نمی داند ،چگونه می توان در یک جلسه همه ی عظمت های نظام را برایش بیان کرد؟

خدایا اگر انقلاب اسلامی به سرنوشت کشور عراق و یا انقلاب مصر مبتلا می گشت چه می گفتند؟!

البته این نوع نادانی ها اختصاص به نظام ندارد  از اینرو یکی از پرسش های (تکراری) برخی از مخاطبین دنیای طلبگی من این است که می گویند آخوند که کاری جز درس خواندن و سخنرانی ندارد ،کارگری که نمی کنید پس چرا این همه زود سفید موی شدید؟!

پرسیدن این پرسش آسان است ولی جوابی هفتاد منی می خواهد.کسی که طلبگی را با مفت خوری مساوی می داند 20 تا 50 سال مطالعه ی سنگین را تجربه نکرده است چگونه و  با چه قلمی می توان فشارها و سختی های یک مطالعه­ای دامنه دار ،را برایش تبیین کرد؟ چه بگویم به کسی که طلبگی را با بی کاری برابر و برادر می داند؟

 کسی که حجره نشین نبوده است از قصه  و کمی شهریه طلبگی خبری ندارد،مشکلات طاقت فرسای یک مبلغ دین را نشنیده است ،تیر و کنایه های نیش مداران کوچه و خیابان بر چشم ضمیرش ننشسته است و حتی فیلمی جامع و کامل از زندگی یک طلبه دینی مشاهد نکرده است،چگونه به عمق رنج و مشکلات و فشارهای روحی یک طلبه پی خواهد برد.آیا کسی که لباس بلند طلبگی را نپوشیده است به این راحتی ها می تواند، حس و حال پوشیدن آن را بیان کند؟

شبی یکی از بستگان به منزلمان آمد و گفت فلان فرزندم که سرباز است به اتهام فرار دادن متهمی در بازداشتگاه به سر می برد .قاضی پرونده گفته است اگر ضامنی با فیش حقوقی بیاورید به قید ضمانت آزادش خواهم کرد.به او گفتم طلبه که فیش حقوقی ندارد .اما او باور نکرد. گفتن از من و باور نکردن از او ! حرف دلش این بود وقتی کارمند و معلم و...فیش حقوقی دارند مگر می شود آخوند مملکت که نظام را در دست دارند فیش حقوقی نداشته باشد؟!

 گرچه به صراحت نگفت دروغ می گویی ولی قهر کردن و خشم و گله های بعدی همه دلیل بر باور نکردن او بود.تا این که روزی یکی از بستگانمان برزخی شد و آن شخص نیز تشریف داشتند .گفتم فلانی خودت می دانی  این قبر بابام است به روحش قسم فیش حقوقی نداشته ام و ندارم.