اهمیت و فواید ازدواج و سن و سال آن
98 بازدید
تاریخ ارائه : 2/19/2015 11:38:00 AM
موضوع: تبلیغ

به نام خداوندجان و خرد

بهر آن ميل است از ماده ز نر
تا بود تكميل كار همدگر
ميل اندر مرد و زن حق زان نهاد
تا بقا يابد جهان زين اتحاد

در قرآن مجيد سه آيه در اهميت  ازدواج آمده و همگان را به آن تشويق و دعوت كرده است.ازدواج در منطق قرآن كريم، به وجود آورنده مطمئن ترين و آرام بخش ترين رابطه ها و آغازگر زندگي همراه با طراوت، مودّت و ايثار است. «از آيات و نشانه هاي قدرت خداوند اين است كه براي انسان از نوع خود، همسراني آفريد تا در كنار آنان، به آرامش و سكون نايل آيند و بين آنان دوستي و رحمت قرار داد.» روم آیه 21

در تفسير اين آيه، گفته شده است:

منشأ گرايش مرد به زن و آرميدن مرد در سايه انس به زن مودّت و رحمتي است كه خداوند بين آنها برقرار كرده و اين مودّت الهي و رحمت خدايي غير از گرايش غريزي نر به ماده است كه در حيوانات هم وجود دارد؛ و محبوبیت زن از منظر رسول اكرم(ص)از این زاویه خواهد بود که فرمود:

«من از دنياي شما، سه چيز را دوست دارم: زن، بوي خوش و نور چشم من در نماز است.»

 خاتم پیامبران(ص)فرمود:

«هيچ كانوني در اسلام بر پا نشده است كه نزد خداوند از كانون ازدواج محبوب تر و عزيزتر باشد. « و نیز فرموده اند:« بيشتر اهل جهنّم مجردها هستند.» فقهای اسلامی نیز، ازدواج را از مستحبّات مؤكّد بر شمرده و آن را براى كسى كه به سبب نگرفتن همسر به گناه بيفتد، واجب دانسته ‏اند

آیت الله جوادى آملى مي فرماید:

«چيزي كه مايه سكون است همان مودّت و رحمت الهي است كه جاذبه اي معنوي بين زن و مرد ايجاد مي كند، وگرنه شهوات نمي تواند نشانه اي از نشانه هاي خدا باشد و موجب آرامش گردد.»

ويل دورانت، دانشمند معروف، درباره ترغيب به ازدواج و فوايد آن مي گويد:

 «اگر راهي پيدا شود كه ازدواج در سال­هاي طبيعي انجام گيرد، فحشا، امراض رواني، تنهايي بي ثمر، عزلت ناپسند و انحرافات جنسي، كه زندگي را لكّه دار كرده است، تا نصف تقليل خواهد يافت... عشق جنسي جوانان، زودتر از توانايي اقتصادي شان فرامي رسد. ما نبايد از اين پيشامد رم كنيم و بگذاريم آن عشق افسرده شود و بميرد. ازدواجي كه بر پايه عشق تازه و نمرده دختر و پسر انجام مي شود، در طي سال هاي درازي، زندگي آنها را معطّر و خوش بو مي كند، وگرنه عميق و طبيعي و آرماني نخواهد بود.».

از آنجا كه يك عذر تقريبا عمومى و بهانه همگانى براى فرار از زير بار ازدواج و تشكيل خانواده، مسأله فقر و نداشتن امكانات مالى است قرآن به پاسخ آن پرداخته و مى فرمايد:

«مردان و زنان بى همسر را همسر دهيد و همچنين غلامان و كنيزان صالح و درستكارتان را، اگر فقير و تنگدست باشند خداوند آنها را از فضل خود بى نياز مى سازد، خداوند واسع و آگاه است.»

سن ازدواج

آية اللّه اميني مي فرمايد:

«طبيعت و آفرينش ويژه انسان، سِن ازدواج را تعيين كرده و آن سِن بلوغ است و چون پسرها در 16 سالگي و دخترها معمولا در 10 سالگي به سِن بلوغ مي رسند، شرعاً مي توانند ازدواج كنند. ولي بهتر است ازدواج را تا سِن 18 در پسران و 15 سالگي در دختران به تأخير انداخت، تا دختروپسر آمادگي انجام مسئوليت هاي خانوادگي را پيدا كنند و از اين رو، مي توان گفت: مناسب ترين سن براي ازدواج در پسران 18 سالگي به بعد و در دختران 15 سالگي به بعد است.».

دكتر افروز مي نويسد:

«به نظر مي رسد بعضي از جوانان بعد از سن 18 و 19 سالگي مي توانند شايستگي لازم براي آغاز زندگي مشترك را داشته باشند. البته در بعضي شرايط محيطي، فرهنگي و اجتماعي خاص و مناطق روستايي، برخي از جوانان به ويژه دختران، ممكن است با بهره مندي از تربيت جامع و مؤثر و مفيد خانوادگي و تعهد و قدرت مسئوليت پذيري، اندكي زودتر از سنين 18 و 19 سالگي آمادگي هاي لازم را براي ازدواج و قابليت همسري كسب كنند و ممكن است برخي ديگر از جوانان به لحاظ عدم بهره مندي از بلوغ عاطفي و رشد مطلوب عقلاني، در سنين 25 سالگي نيز آمادگي لازم براي ازدواج را نداشته باشند.»

دكتر علي اصغر سروري، كه متخصص مسائل ژنتيك است، درباره سن مناسب ازدواج مي گويد: «ازدواج در سنين پايين به لحاظ اينكه فرد هنوز تجربه كافي ندارد و درباره زندگي تصورات غيرواقعي دارد، مناسب نيست و امروز سنين مناسب ازدواج بالاي 18 سالگي است و در اين سنين، همسران مي توانند درباره زندگي آينده تصميم واقعي بگيرند و وظايف همسري را انجام دهند.»

شهید مطهری«ره» فرموده اند:

در فقه اسلامى محرز و مسلّم است كه براى ازدواج‏، تنها عقل و بلوغ كافى نيست يعنى يك پسر به صرف آنكه عاقل و بالغ است نمى‏تواند با دخترى ازدواج‏ كند، همچنانكه براى دختر نيز عاقله بودن و رسيدن به سنّ بلوغ دليل كافى براى ازدواج‏ نيست؛ علاوه بر بلوغ و علاوه بر عقل، رشد لازم است. عقل غير از رشد است و مسأله ديگرى است. افراد يا عاقل‏اند و يا مجنون. عاقلها به دو نوع تقسيم مى‏شوند: يا رشيد هستند يا غير رشيد؛ يعنى انسان عاقل و بالغ ممكن است رشيد باشد و ممكن است غير رشيد.

 در اصطلاح متداول فارسى امروز، به كسى «رشيد» مى‏ گوييم كه اندام خيلى موزون و برازنده‏اى داشته باشد. عرب اين را «رشيق» مى ‏گويد نه «رشيد». «رشد» در اصطلاح فقهى مربوط به اندام نيست، يك نوع كمال روحى است. مثلًا در مورد ازدواج، پسرى كه مى ‏خواهد ازدواج كند بايد معنى و هدف و ارزش نتايج ازدواج را درك كند و قدرت تشخيص و انتخاب و اراده داشته باشد؛ به صرف تلقين اين و آن، شخصى را به عنوان همسر انتخاب نكرده باشد؛ همچنان كه دختر نيز براى انتخاب همسر بايد «رشد» داشته باشد.

  تعريف رشد

 اگر بخواهيم كلمه «رشد» را به مفهوم عامّ خودش كه شامل همه انواع رشدها در همه موارد بشود تعريف كنيم بايد بگوييم: رشد يعنى «اينكه انسان شايستگى و لياقت اداره و نگهدارى و بهره ‏بردارى يكى از سرمايه‏ ها و امكانات مادّى و يا معنوى كه به او سپرده مى ‏شود داشته باشد» يعنى اگر انسان در هر ناحيه از نواحى زندگى كه حكم يك شأن و وسيله ‏اى را دارد، شايستگى اداره و نگهدارى و بهره ‏بردارى از آن را داشته باشد، چنين شخصى در آن كار و در آن شأن «رشيد» است؛ حال آن چيز هر چه مى ‏خواهد باشد، همه آن چيزها و اشيائى كه وسائل و سرمايه‏ هاى زندگى هستند.»

 استاد قرائتی فرمودند:

نامه ای دارم از یک دختر فوق لیسانس که نوشته: من در زمان پیش دانشگاهی و سال اول و دوم دانشگاه، خواستگارهای خوبی داشتم. پدر و مادرم دائم گفتند: باشد لیسانست را بگیری،لیسانسم را گرفتم گفتند: برو فوق لیسانست را هم بگیر. الان فوق لیسانس گرفته ام و دیگر خواستگار نمی آید. خدا پدر و مادرم را لعنت کند. و برخی از جوانان نوشتند پدر و مادر من حتی اجازه نمی دهند طرف مقابل تماس بگیرد و برای خواستگاری بیاید! در این حد ترس از دست دادن من را دارند!

سن ازدواج امام علی (ع)و حضرت زهرا( س)

بنابر نظر اکثر عالمان شیعه؛ سن حضرت در زمان ازدواج، 9 یا 10 یا حداکثر 11 سال بوده است به عقیده برخی، حضرت فاطمه (ع) در سن چهل و یک سالگی پیامبر (ص) به دنیا آمد و حضرت رسول(ص) بعد از جنگ احد، فاطمه را به ازدواج علی (ع) در آورد و سن حضرت زهرا هنگام ازدواج 15 سال و 5 ماه و نیم بوده است و سن امیر مؤمنان (ع) 21 سال و 5 ماه بوده است.

 برخی از فواید ازدواج

ارضاى غريزه جنسى و تأمين نيازهاى فيزيولوژيك انسان از آثار مثبت ازدواج است ولى مى‏توان فلسفه و حقيقت ازدواج از نظر اسلام را در سه امر جست و جو كرد: تكميل، تسكين و توليد.

 بقاى نسل

از ديدگاه اسلام، وجود فرزند صالح براى پدر و مادر يك عمل صالح شمرده مى‏شود و در سعادت دنيا و آخرت آن‏ها مؤثر است به همين جهت، معصومان توليد و تكثير نسل را از اهداف ازدواج خوانده‏اند. پيامبر اكرم (ص) مى‏فرمايد: «چه مانع دارد كه مؤمن براى خودش همسرى برگزيند. شايد خدا فرزندى به او عطا كند كه با گفتن لااله الاالله زمين را سنگين سازد.» در حقيقت زوج‏ها از طريق فرزندان خود رشته پيوند ميان اعضاى يك نسل را به وجود مى‏آورند.

علّامه محمّدتقي جعفري در پاسخ اين سؤال راسل كه چرا اسلام اين قدر به ازدواج بها داده و آن را قانون قرار داده، گفته است: «اسلام با ازدواج مي خواهد انسان واقعي به وجود آورد، و مسئله انسان و انسانيت مطرح است.»

دوري از گناه

يكى از مهم ترين دام هاى شيطان كه به وسيله آن بيشتر افراد از صراط مستقيم الهى و دين حق منحرف مى شوند و به گرداب معصيت وگناه مى افتند، مساله غريزه جنسى است. وقتى انسان مورد حلالى براى ارضاى اين غريزه و خاموش كردن اين آتش سوزان داشته باشد، ديگر فكرخيانت به نواميس ديگران و آلوده شدن به خود ارضاعی از سرش بيرون مى رود. همچنين مرتكب گناهان ديگرى كه مقدمه براى بعضى از كارها است (مثل دروغ، حيله و مكر، خودكشى، قتل و....) نمى شود و اين مساله به تجربه ثابت شده است.

 حضرت رسول(ص) همچنين درباره حفظ عفّت به واسطه ازدواج مي فرمايد: اي گروه جوانان! هر يك از شما كه مي تواند ازدواج كند، اقدام نمايد; زيرا ازدواج موجب مي گردد تا چشم و دامن انسان از گناه باز داشته شود و عفّت انسان حفظ گردد. «

غريزه جنسي مانند آب رودخانه، مايه حيات است. اگر در جلوي آن سدّي بسته شود و دريچه اي پشت سر آن قرار گيرد، آب هاي رودخانه، مايه حيات دام ها و گياهان خواهد بود و جمع شدن آب نه تنها موجب ضرر و سيلاب نمي گردد، بلكه با باز كردن سد در هنگام نياز به آب، مي توان از آن استفاده بهينه و منطقي نمود. كنترل شهوات و ارضاي آن از طريق ازدواج، مانند آب رودخانه و پشت سد، مايه حيات و به ارمغان آورنده عفت و پاك دامني در جامعه است.

آرى اگر كسى ازدواج كنددر واقع نصف دينش را حفظ كرده، پس بايد راجع به نصف ديگرش تقواپيشه كند. چون نصف ديگر گناهان هم منشا ديگرى دارد مثل ربا خوارى، رشوه، ظلم و تعدى، حب رياست كه منشا آنها حب و علاقه به دنيا است.

احساس مسئوليت :

اين سخن نُقل مجالس شده است كه جوانان ازدواج كرده در گفتار خود مي گويند: «ما ديگر ازدواج كرده ايم و مثل سابق نمي توانيم به هر جا برويم. براي ما كه زن و بچه داريم، عيب است به هر راهي پا بگذاريم.

آرامش و امنيت خاطر

امام رضا(ع)درباره فوايد همسر شايسته مي فرمايد: «هيچ منفعتي بهتر از همسر شايسته نيست؛ همسري كه وقتي انسان او را مي بيند شادمانش گرداند و در موقع نبودن او، نگهدار ناموس و مالش باشد. »

 در واقع خداوند انسان را به گونه‏اى آفريده كه بدون جنس مخالف ناقص است و با جنس مخالف كامل مى‏شود. مرد به زن نيازمند است و زن به مرد. هر كدام از دو جنس از نظر روحى و جسمى به هم وابسته‏اند و با قرار گرفتن در كنار هم يكديگر را تكميل مى‏كنند و به آرامش می رسند.

منابع:

عبدالله جوادى آملى، زن در آيينه جلال و جمال، مركز نشر فرهنگى رجاء، 1371، ص 39ـ40.

اكثر اهل النّار العزّاب» شيخ حرّ عاملى، پيشين، ج 20، ص 20، باب 2، ح 7.

محمّدباقر مجلسى، بحارالانوار، بيروت، مؤسسة الوفا، 1403 ق، ج 100، ص 222، باب 1، ح 40

ويل دورانت، لذات فلسفه، ص 174

«وَ أَنْكِحُوا الْأَيامى مِنْكُمْ وَ الصَّالِحِينَ مِنْ عِبادِكُمْ وَ إِمائِكُمْ إِنْ يَكُونُوا فُقَراءَ يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَلِيمٌ (نور، آيه 32).

ابراهيم امينى، انتخاب همسر، سازمان انجمن و اولياء مربّيان، 1379، ص 30

غلامعلى افروز، مبانى روان شناختى ازدواج در بستر فرهنگ و ارزش هاى اسلامى، ص 21.

على اصغر سرورى، اصول ژنتيك پزشكى در ازدواج، ص 28ـ29.

سعيد آزرمى سه سارمى، ميثاق مقدّس، تهران، سازمان ملّى جوانان، 1379، ص 7.

يا معشر الشباب مَن استطاع منكم الباه فَليتزوّج، فانَّه أغضّ للبصر و أحصن للفرج.»

ما مِن شابِّ تزوّج فى حداثة سنّه اِلاّ عجَّ شيطانه و يقول: يا ويلاه! عصم هذا منّى ثلثى دينه، فليتق اللّه فى الثلث الباقى.» حسين نورى طبرسى، پيشين، ج 14، ص 150، باب 1، ح 7.

محمّدمهدى اشتهاردى، ازدواج و شيوه همسردارى از ديدگاه اسلام، تهران، يوسف، 1377، ص 19

ما افاد عبدٌ فائدةً خيراً مِن زوجة صالحة إذا رأها سرّتْهُ و اذا غاب عنها حفظته فى نفسها و ماله.» شيخ حرّ عاملى، ج 20، ص 39، باب 9، ح 6

ماهنامه معرفت ، شماره 104

انصاری، اسماعیل،الموسوعة الکبرى عن فاطمة الزهراء،ج‏4،ص21، دلیل ما، قم، 1428ق.ابن عبد البر، الاستیعاب فى معرفة الأصحاب ، ج 4، ص 1893، بیروت، دار الجیل، ط الأولى،  1412/1992.

زندگانی فاطمه زهرا (س) تألیف محمد قاسم‌پور با مقدمه آیت‌الله مرعشی نجفی ص47.

 مجموعه‏ آثار استادشهيدمطهرى ج‏3 ص 314