ضرورت توجه طلاب و فضلا به فضای مجازی و تقویت نظام جمهوری اسلامی ایران
190 بازدید
تاریخ ارائه : 2/17/2015 8:31:00 AM
موضوع: تبلیغ

 سال 64 که وارد حوزه ی علمیه شدم چون از خانواده ای عالم به حوزه نیامده بودم از ابرفقیران کتاب به حساب می آمدم .چند سالی می توانستم به کتبی محدود ومعدود قناعت کنم ولی در سالهای بعدی که به کتاب های چند جلدیی چون وسایل الشیعه و بحار الانوار و ...نیازمند شدم ،از دل آه و ناله ام بلند شد که ای خدای بزرگ پول آن همه کتاب را از کجا بیاورم؟ و با توجه به مستاجر بودنم آن همه کتاب را در کجا جای دهم؟

غریبی و قحطی پول و فقر جا و مکان و بی خبری از آینده ای رایانه ای شدن وتوکل و تجربه نداشتن دردهایی بودند که جان آزارم شده بودند.

بر گذر ای دل غافل که جهان برگذر است

که همه کار جهان رنج دل و دردسر است

خدا را شکر در حالی که نیروی جوانیم موج می زد خدای بزرگ رایانه و متعلقاتش را به دنیا فرستاد و گفته شد این رایانه و ابزارش ظرفیت هزاران کتاب را به ارمغان آورده اند! به لطف الهی رفیق این رایانه شدم و با جد و جهد فراوان (بدون آن که کلاسی بروم)هر کاری را که لازم داشتم یاد گرفتم. از سویی فلسفه ی وجودی یک طلبه تبلیغ دین معارف آن است و گذشتگان حوزه با دهها سختی چند نفری را جمع کرده اند و نکته ای از اخلاق و یا احکام و اعتقادات را تقدیمشان کرده اند.آنان از رایانه و فضای مجازی اطلاعی نداشتند و نمی دانستند در آینده ای نه چندان دور اینترنتی به میدان خواهد آمد که بستر بسیاری از امور تبلیغی را فراهم خواهد کرد.

اکنون که طلاب و فضلای حوزه ی علمیه درعصر رایانه زندگی می کنند،هرچند تعدادی از آنها دلداده استفاده از این ابزار روز هستند و حضوری چشمگیر دارند ولی متاسفانه بسیاری از طلاب علوم دینی همچنان بیگانه با رایانه هستند و گویا در نظر ندارند تبلیغی در فضای مجازی داشته باشند وعقد اخوتی با رایانه ببندند!

وقتی یک یادداشت در کوتاهترین فرصت در فضای مجازی قرار می گیرد و مخاطبین خاص خودش را پیدا می کند چرا فضای مجازی این همه منتظر برادران طلبه بماند؟!

مقام معظم رهبری در دیدار علما و روحانیون خراسان شمالی فرمودند: «بنده یک وقتی در اوائل انقلاب، این آیهی شریفهی سورهی نحل را خواندم: «اعوذ باللّه من الشّیطان الرّجیم. و اوحی ربّک الی النّحل ان اتّخذی من الجبال بیوتا و من الشّجر و ممّا یعرشون. ثمّ کلی من کلّ الثّمرات فاسلکی سبل ربّک ذللا یخرج من بطونها شراب مختلف الوانه فیه شفاء للنّاس» . گفتم بله، این جوانهای طلبه مثل زنبورهای عسل رفتند بر روی گلهای معرفتی که از بیان امام روئیده بود، نشستند تغذیه شدند، بعد راه افتادند به سرتاسر کشور، به مردم عسل دادند، به دشمنان نیش زدند؛ هم عسل، هم نیش؛ نیش و نوش با هم.از هیچ دستهای، از هیچ حزبی، از هیچ جمعیت دیگری غیر از روحانیت، این کار برنمیآمد. »

او فرمودند: «این، ابزارهای تسهیل کننده، مثل رایانه ها و ارتباطات اینترنتی و فضای مجازی و سایبری هم که الان در اختیار شماست. اگر بتوانید اینها را یاد بگیرید، میتوانید یک کلمه حرف درستِ خودتان را به هزاران مستمعی که شما آنها را نمیشناسید، برسانید؛ این فرصت فوق العادهای است؛ نبادا این فرصت ضایع شود. اگر ضایع شد، خدای متعال از من و شما روز قیامت سؤال خواهد کرد : از فرصت این همه جوان، این همه استبصار، این همه میل و شوق به دانستن، شما برای ترویج معارف اسلامی چه استفادهای کردید؟

نظام اسلامی یک چنین خدمتی به ما معممین و روحانیون کرده. مگر می توانیم خودمان را کنار بگیریم؟ این که یک آقائی در یک گوشه‌ای عبایش را بکشد به کول خودش، بگوید من به کارهای کشور کار ندارم، من به نظام کار ندارم، افتخار نیست؛ این ننگ است. روحانی باید از وجود یک چنین نظامی که پرچمش اسلام است، قانونش فقه اسلامی است، با همه‌ی وجود استقبال کند.

مراجع تقلید کنونی، مکرر متعددی‌شان به بنده گفتند که ما تضعیف این نظام را به هر کیفیتی حرام قطعی میدانیم. خیلی‌شان از روی لطف به من پیغام میدهند یا میگویند که ما تو را مرتباً دعا میکنیم. این نشان دهنده‌ی قدرشناسی از نظام اسلامی است. حالا یک معممی یک گوشه‌ای بیاید خودش را از نظام کنار بگیرد؛ بهانه هم این است که ما فلان انتقاد را داریم. خیلی خوب، صد تا انتقاد داشته باش؛ دویست تایش به خود ما عمامه‌ای‌ها وارد است.

مگر به ما انتقاد وارد نیست؟ وجود انتقاد و عیب در یک مجموعه مگر موجب میشود که انسان این همه محسّنات و نقاط قوت را در آن مجموعه نبیند و ملاحظه نکند؟ در روحانیت هم همین جور است؛ عیوب الی ماشاءاللّه. بنده آخوندم، طلبه هستم، از قبل از بلوغ طلبه بودم تا الان؛ بیائید برای شما همین جا یک فهرست از بر بنویسم.

صد تا اشکال در ما هست؛ اما این صد تا اشکال موجب میشود ما از روحانیت اعراض کنیم؟ ابداً. در مقابل این صد تا اشکال، هزار تا حُسن وجود دارد. در کسر و انکسار مصالح و مفاسد است که انسان میتواند خط مستقیم را پیدا کند. حوزه‌های علمیه باید خود را سربازان نظام بدانند، برای نظام کار کنند، برای نظام دل بسوزاند، در خدمت تقویت نظام حرکت کنند؛ و این درست عکس آن چیزی است که سیاست سرویس های امنیتی انگلیس و آمریکا و اسرائیل و دیگران و دیگران دنبال میکنند. آنها تلاش می کنند بلکه بتوانند یک منفذی پیدا کنند. یک آخوندی یک گوشه‌ای حرفی میزند، که علی‌الظاهر برخلاف خواست و فهم و عقیده‌ی کلی نظام است، بزرگش میکنند؛ آن آدم را اگر کوچک هم باشد، از او یک تصویر بزرگی درست میکنند، برای اینکه فاصله‌ی بین نظام و روحانیت را برجسته کنند؛ القاء کنند که چنین فاصله‌ای وجود دارد. بنابراین حوزه‌های علمیه نمیتوانند سکولار باشند. اینکه ما به مسائل نظام کار نداریم، به مسائل حکومت کار نداریم، این سکولاریسم است.»http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=21151