-برای سه چیز انقلاب کردیم.
168 بازدید
تاریخ ارائه : 2/4/2015 10:42:00 AM
موضوع: تبلیغ

-برای سه چیز انقلاب کردیم.

1-استقلال:یعنی رئیس جمهوری را خودمان تعیین کنیم آمریکا برای ما شاه تعیین نکند و مثل امیر کویت نباشیم که صدام ما را كنار بزند و آمریکا دوباره ما را سر كار بیاورد، الان امیر کویت مثل فتیله شده است. استقلال یعنی مسئولین خود را خودمان تعیین کنیم. خودمان وکیل تعیین کنیم. وکیل خودمان وزیر تعیین کند.
2- آزادی: یعنی خودمان برداریم و بگذاریم. خواستیم بگوییم «مرگ بر شاه» و خواستیم بگوییم «درود بر امام». آزادی یعنی آقابالاسر نداشته باشیم. در قراردادها بر ما حکومت نکنند که باید از این کشور فلان چیز را بخریم و باید از این کشور نخریم. این را که خریدی باید اینجا اعمال بکنی و. . . خواستیم كه هیچ کشوری باید و نباید به ما نگوید. حتی اول انقلاب گفتند مسلمان‌ها ناشی هستند.
خدا شهید عزیز دکتر بهشتی را رحمت کند. می‌گفت: اگر ناشی هستیم، سه سال خراب می‌کنیم و بعد خوب می‌شویم. اگر مستشار آمریکایی باشیم تا آخر عمرمان ناشی هستیم. هر حزب سه سال خراب کند بعد از سه سال با تجربیات خود به سمت سازندگی پیش می‌رود. ما سه سال جریمه ناشی بودنمان را می‌دهیم، اما تا آخر عمر روی پای خودمان می‌ایستیم. اگر خواسته باشیم سه سال جریمه ندهیم، باید تا آخر عمرمان مستشار آمریکایی داشته باشیم .

 خدا آیت الله طالقانی را رحمت کند. می‌گفت: اگر گربه‌ای را در یک قفس بگذارند، هی پشت میله‌های قفس «مو، مو» می‌كند. به گربه می‌گویند: «چه می‌خواهی؟ » می‌گوید: «می خواهم بیرون بروم» می‌گوییم: «اگر بیرون بیایی، در محاصره اقتصادی هستی. دیگر چیزی نیست كه بخوری. باید در کوچه‌ها و خیابان‌ها کاغذ و نایلون بخوری. کاغذ و نایلون هم گران شده و پیدا نمی‌شود. باید گرسنگی را تحمل كنی. » اما باز می‌گوید: «مو، مو» یعنی گربه ترجیح می‌دهد که آزاد شود، گرچه چیزی برای خوردن گیرش نیاید. آزادی برای او بهتر از این است که در قفس باشد و گوشت خوب هم برای خوردن داشته باشد.
روی گونی بنشینیم و آزاد باشیم بهتر از این است که روی قالی بنشینیم و از خود اراده نداشته باشیم.

-3 هدف ما رسیدن به «جمهوری اسلامی » بود. البته لپه و سیب زمینی و خیلی چیزها هم گران می‌شود و تورم، گرانی و رشوه هم شاید باشد. در مجموع یک سری عیب‌ها هم هست.

امیرالمؤمنین(ع) می‌فرماید: اگر کسی می‌خواهد بداند غفلت چیست؟ این است که: «هَمُّهَا عَلَفُهَا»(نهج‏البلاغه، نامه 45) بعضی انسان‌ها مثل حیوان‌هایی هستند که همتشان، علفشان است.

بیایید سعی كنیم كه به گفته امیرالمؤمنین، «هَمُّهَا عَلَفُهَا» نباشیم. نگوییم چه روزگاری داشتیم، عجب بهاری داشتیم، روغن خوب می‌خوردیم و فلان چیز کیلو چند بود و. . . هدف ما از انقلاب این چیزها نبود.(اقتباس از سخنرانی استاد قرائتی»