دو درس از فوتبال
343 بازدید
تاریخ ارائه : 1/24/2015 1:24:00 PM
موضوع: تبلیغ

به نام خداوند جان آفرین

دو درس از فوتبال

هرکه در این خانه شبی داد کرد
خانۀ فردای خود آباد کرد

سوم بهمن بود و روز جمعه . روزی فوتبالی آنهم از نوع جام ملت‌‎های آسیا.تیم فوتبال ایران اسلامی تیم خوبی است مربی به نام کی روش با آن همه شخصیت و فن مربی گری و کلاس جهانی مدیریت توپ اندازی را به عهده داشت.هزاران تماشاگر با همه ی وجود شعار ایرانی با غیرت و تشویق را  سر می دادند.در این جام آسیایی هر تیمی نیز حریف تیم فوتبال کشورمان  شده بود گلی تقدیمش کرده بودند از اینرو در سه بازی که انجام داده بودند  نه امتیازتام تمام  را گرفته بودند.

در این جمعه تیم ملی فوتبال عراق در مقابلمان قرار گرفت تا بخت خود را آزمایش کند.آمدند با تنی لرزان ولی با همه ی توان دویدند و غیرتی شدند و همه ی توانشان را نیز به کار گرفتند ولی این تیم نیز گلی فنی از سردار ایرانی دریافت کرد.

بچه های ایران زمین، زدن آن  گل را طبیعی دانستند و به گل های بیشتری می اندیشیدند با این نیت بازی را بسیار خوب اداره می کردند و هر آن که می گذشت استرس و اضطراب بیشتری نثار عراقی ها می شد  تا این که پولادی سرباز، با دروازه بان قرمز پوش عراقی تماسی گرفت و داور استرالیایی آن را تماسی خطایی تشخیص داد و با دومین کارتی که به او داد پولادی را اخراج کرد با پرپر شدن پولادی ، کی روش به جوش آمد و تیم ایران 75دقیقه ده نفره بازی کرد ولی تن به باخت نداد .و بالاخره در ضربات پنالتی شانس با عراقی ها یار شد و تیم پرستاره ایران باخت.

باختن به تنهایی همیشه و برای همگان سخت است و دل آزار، ولی اگر داور بازی خواسته یا نخواسته درباختن تیمی  نقشی داشته باشد جانگداز هم خواهد شد و تیم ما در این روز جمعه بهره ای بزرگ از این نگون بختی و ناداوری داشت.

قضاوت آن داور استرالیایی دل میلیون ها ایرانی را به درد آورد. زیرا بسیاری گفتند پولادی خطایی نکرد و برخی نیز فرمودند اگر خطایی هم بود در حد اخطار نبود .

دور فلکی یکسره بر مَنهَج عدل است
خوش باش که ظالم نَبرد بار به منزل

 ماها نیز اگر خواستیم دلی را به درد نیاوریم و خاطری را آزرده نکنیم،به ناحق داوری نکنیم.بیش از اندازه سخت گیری نکنیم و به مدارای مکتب آن آخرین رسول الهی عمل کنیم. و جد وجهد کنیم در مدرسه و اداره و در منازلمان نیز داوری قابل قبول باشیم.

امام علی (ع) فرمودند:

 «سوگند به خدا كه دوست می دارم بستر آسایشم را بر خارهای تن گزای بیابان بگسترانم و شب - همه شب - بر آن بالین گزنده ناهموار بیدار مانم. راضیم كه مرا با زنجیری آهنین سخت فروبندند و در كوه و صحرا بر سنگ و خاك بكشانند، ولی هرگز رضایت نخواهم داد كه قلبی از رفتار من و خاطری از كردارم چنان پریشان و آزرده گردد، كه خدای خویشتن را با آلایش وجدان و دامن آلوده دیدار كنم... مگر نه این است كه پس و پیش و دیر یا زود در تنگنای گور خواهم خفت، و در اولین لحظه كه چشم از جهان فروبندیم، دیده به روی پروردگار دادگر می گشاییم؟ من از روز بازپرسی و محضر عدل خداوند، سخت بیمناكم .» و

همه داد کن تو به گیتی درون
که از داد هرگز نشد کس نِگون

درس دومی که می توان گرفت سرانجام کارهاست .کمتر کسی باور می کرد تیم ایران حذف شود ولی دیدیم حذف شد.با این که تیم ایران 75 دقیقه ده نفره بازی کردند ولی باز حذف شدنمان تلخ بود.این همه تلخی برای بالا نرفتن تیم فوتبال بود حال اگر در روزقیامت به بهشت صعود نکنیم تا چه اندازه تلخ خواهد بود؟

 سلمان محمّدی که به مدال «سلمان منّا اهل البیت» دست یافت و به ده درجه کامل ایمان رسیده بود و علم اوّلین و آخرین را درک کرد، با این حال در لحظات آخر اشک می ریخت که مبادا بر سنّت پیغمبر نباشد.

از مرحوم آیة اللّه بروجردی نقل شده است، که در لحظات آخر چون ابر بهار گریه می کرد و می گفت رفتیم ولی برای آخرت خود کاری نکردیم و عملی انجام ندادیم...شخصی به او می گوید: آقا شما دیگر چرا؟ ما بیچاره ها این حرف ها را باید بزنیم شما چرا؟ به حمد اللّه شما این همه آثار خیر از خود باقی گذاشته اید مسجد به این عظمت ساخته اید...آقا می فرماید: عمل را باید خالص کرد، نقاد آگاه آگاهی آنجا هست....

استاد قرائتی فرمودند: شخصی سه عالم بزرگوار را همزمان در حرم امام هشتم(ع) در سه گوشه می بیند و از هر کدام بدون اطلاع دیگری می پرسد اگر خداوند بفرماید یک دعای مقبوله در این مکان دارید، چه از خداوند می خواهید؟ تک تک آنها فرمودند: عاقبت به خیری .

مردی در جنگ اُحد از کفّار بود ولی در حین جنگ تحوّلاتی در او پیش آمد که اسلام اختیار کرد و بلافاصله از پیامبر اجازه جهاد و جنگ گرفت، حضرت نیز اجازه داد، بعد از این که مقداری جنگید به شهادت رسید، و از اسلام جز شهادتین و جهاد در راه خدا کاری انجام نداده بود. همین دو عامل وسیله عاقبت بخیری او شد.

الهی چنان کن سرانجام کار که تو خوشنود باشی و ما رستگار