نقدی بر سخنان آیت الله امجد
540 بازدید
تاریخ ارائه : 12/31/2014 11:07:00 AM
موضوع: تبلیغ

بسم الله الرحمن الرحیم

نقدی بر سخنان آیت الله امجد

 آیت الله محمود امجد  کرمانشاهی است در سال 1318در خانواده­ای روحانی به دنیا آمده است.در18سالگی قمی شده است از مراجع و علمای بزرگی چون امام خمینی، علامه طباطبائی، بهاءالدینی، بهجت و محقق داماد،(رضوان الله علیهم) درس­ها گرفته است. مدتی امام جمعه نهاوند و نماینده ی امام در غرب بوده است.

از او نکات حاشیه­ ای نقل نشد تا این که انتخابات 88پیش آمد.آن انتخابات  تلخ کامی را برای آن استاد،به ارمغان آورد از اینرو بعد از انتخابات ،بیشتردرلاک سکوت فرو رفت و هراز گاهی نیز که سخن می­گفت رسانه­ های مخالف و معاند به استقبال سخنانش می­ رفتند .

در داخل کشور واژه­ ها و سخنان متفاوتی در موردش گفته شد، لطیف­ترین و نرم­ترین نقد منتقدان جناب امجد  این است که : «حاج آقا بزرگ و دوست داشتنی است،قیمتی است اما معصوم نیست.ما مرید و نوچه او نیستیم . او آمده تا بساط همین مرید بازی ها را به هم بزند .

حاج آقا بزرگی است که ممکن است اشتباهات بزرگ هم بکند و افسوس که این روزها عادت کرده­ ایم همه را معصوم بخوانیم و بدانیم .حاج آقای ما قیمتی است و برای همین به او طمع می کنند، دوست داشتنی است و از همین روی به سراغ او می روند ، عزیز است و به همین خاطر برایش نقشه می کشند ، حاج آقا مال ماست. بی خود به او طمع دارند و بی جا به او چشم شوم دوخته ­اند. او مال ماست و برای ما خواهد ماند.»

آن انتخابات با جناب محمود احمدی نژادش رفت ولی گویا انتقادات استاد محمود امجد تمام شدنی نیست از اینرو در مناسبت­هایی چون تاسوعا,عاشورا و 28صفر نکاتی در مورد جمهوری اسلامی و وضعیت دین و اخلاق در جامعه ذکر کرده­اند که خالی از تامل و نقد نیست.او فرموده­اند:

1)      « انقلاب عظیمی شد به نام جمهوری اسلامی، متاسفانه [امروز] نه جمهوری است نه اسلامی! انقلاب بسیار بزرگ و عظیم و بی نظیری به رهبری یک عالم دینی رخ داد که به نقل یکی از معتبرترین مجلات فرانسه: " مردی که جهان را تکان داد" اما افسوس و هزاران افسوس ما دنیاپرستان خودپرست همه چیز را ضایع کردیم و آبرو و حیثیت پر ارزش خودمان را بر باد دادیم. این همه هزینه، این همه فداکاری، این همه شهدا، جانبازان، آزادگان و وفاداری مردم که از همه چیز برای نظام گذشتند.

2)      او با انتقاد از وضعیت دین در جامعه گفت:«ما به مردم یک نیت درست نشان نداده ایم. معارف اسلام را از چه کسی می خواهیم بگیریم؟ همین الآن از این جمعیت بپرسید چند نفر مقدمات نماز را می دانند. حال آن که مردم این همه زجر ها برای انقلاب کشیدند.»

3)      پهلوی تلاش کرد عزاداری را از مردم بگیرد اما نتوانست،اما اکنون همه چیز لوث شده است. میرزای شیرازی(ره) هنگامی که روضه می خواندند در همان چند کلمه ی اول از هوش می رفت اما امروز هزار زیارتنامه و دعا می خوانیم و اثری ندارد.»

4)      «اگر کعبه را ۷۰ هزار بار خراب کنید مانند توهین به مومن است. آن وقت ببینید در جامعه ی ما چه توهین هایی می شود. متاسفانه امروز نه فقط قحطی اخلاق است بلکه قحطی خداست. اصلا باید خجالت بکشیم و از شرم و خجلت آب شویم که خیلی از خدا بی خیر شده ایم."

5)      آیا ما حسینی هستیم ؟ حسین می گوید بیا مسیحی بیا گناهکار بیا اشتباه نکنیم نمی گوید مطب باز کردم برو مریض شو می گوید مریض ها بیایید رسول ترک بیا.رسول ترک دهنش را آب می کشیده و می آمده مسجد به احترام امام حسین(ع) ، گردن کلفت محل هم بود و باجگیر کلانتری هم بوده ، شما ندیدید آن وقت ها گردن کلفت ها و باجگیران کلانتری عالمی داشتند  کارهایی که دولت نمی توانست اینها می توانستند انجام دهند گردن کلفت محل بود و می توانست صد نفر را در محل بزند این آدم دهنش را آب می کشیده و می آمده مسجد به احترام امام حسین(ع) ، یکبار گفته بودند که به او بگویید نیاید مسجد یا ترک کند و نجس نخورد یا مسجد نیاید او هیچی نگفته بود در حالی که می توانست صد نفر را بزند ولی به احترام امام حسین(ع) حرفی نزد کاری نکرد ادب کرد رفت توی خانه و دلش شکست رئیس امنای مسجد خواب دید و صبح رفت و به او گفت بیا که امام حسین دعوتت کرده است آقا در اینها نکته هایی هست حر  به اصطلاح ما گردن کلفت محله شان بود با هزار نفر جنگی می جنگید حر حر حر آقا حر در یک لحظه برگشت  و آمد این طرف و توبه کرد تمام شد. امام حسین دست حر را گرفت.

6)      «من گفته ام. مملکت و مردمی که در آن نقد و ناقد محترم نباشد و چاپلوس محترم باشد ساقط است. هیچ چیز برایش نمی ماند. ما نوع انسان را ضایع کرده­ایم و علما مسئولند. پیش از این نیز گفته ام دو طبقه اگر سالم باشند جامعه سالم خواهد بود. علماء و امرا. منظور از علما همه ی دانشمندان و فرهنگیان است. از معلم مدرسه تا مرجع تقلید. بیایید همه به اسلام بازگردیم.»

7)      این عمامه ی روی سر من نه اصل اسلام است و نه فرع اسلام. اگر ما اشتباهی کردیم به پای اسلام نگذارید. نسل جوان ما چه کند؛ آقای بهجت را ندیده است. علامه طباطبایی را ندیده است. ما هم شیخ انصاری را ندیده ایم. علمایی بوده اند که ۸۰ سال و ۹۰ سال در میان مردم زندگی می کرده اند و مردم یک نقطه ضعف از آن ها نمی دیدند. این ها بودند که دین را در تمامی این مدت در میان مردم نگه داشته بودند. بازاریان ما عادل بودند. ما مسائلمان را از بازاریان می پرسیدیم. اما اکنون چه شده است؟»

حضرت استاد!

روحیه­ ی نقد کردن را ازهمان سال­های نخست حوزوی شدن به ما آموختند با دقت مطالب را بخوانید  و بادیدن القاب و جایگاه افراد نویسنده روحیه­ ی نقادی را از دست ندهید.بر این اساس بعد از 16 سال درس خواندن در حوزه علمیه وقتی به مطالعه ،خلاصه نویسی  و امتحان تفسیرالمیزان  مکلف شدم یکی ازامتیازات را نیز نظریه پردازی قرار دادند.اکنون مطالبی از جنابعالی را خواندم که خالی از نقد نمی باشند.

استاد محترم! برداشت بنده این است آزرده شدن خاطرت که از انتخابات 88آغاز شد،همچنان ادامه دارد.و اکنون نیز که به جمهوری اسلامی نیم نگاهی می کنی جناب احمدی نژاد را می بینی ! راستی اگر مدیریت کشور در اختیار جنابعالی بود بعد از آن انتخابات چه می­ کردید؟آیا انتخابات را مردود اعلام می­ کردید؟ در این صورت جواب میلیون­ها ایرانیی که  به احمدی نژاد رای داده بودند،چه بود؟ بر فرض بطلان انتخابات ، اگر در انتخابات دومی که برگزار می ­کردید باز رقیبی که رای نیاورده بودند به خیابان ها می­ ریختند چگونه و با چه روشی آنها را آرام می­ کردید؟

ممکن است بفرمایید بعد از آن مناظره­ ی شوم می­ بایست دکتر احمدی نژاد و ... فاقد صلاحیت ریس جمهور اعلام می ­شد ، در آن صورت جواب میلیون ها دلداده احمدی نژاد را چه می دادید؟ آیا نمی گفتند حکومت برخلاف میل مردم او را رد کردند؟

اگر طبق همان انتخابات دکتراحمدی نژاد رئیس جمهور می­ شد و او و رقبایش محاکمه می­ شدند و حکم نهایی هم داده می­ شد آیا بعد از رای دادگاه همگان تسلیم رای دادگاه بودند؟ یا با اجرای حکم گرفتار­های جدیدی در داخل و خارج به وجود نمی ­آمد؟!  در چه صورتی اخلاق اسلامی، دین و نظام جمهوری اسلامی مورد نظر حضرتعالی شکل می­ گرفت و جامعه هیچ مشکلی نداشت ؟! 

شب دهم دی ماه 1393در شبکه سوم صدا و سیما،جناب دکتر محسن رضایی برخی از اشخاص و نهادهای حکومتی را نیز مقصران فتنه 88 اعلام کرد و به صدا وسیما تذکر دادند بیش از این که شخصی را هدف قرار دهید به فکر درس هایی باشد که از آن حادثه می­ توان گرفت باشید.او فرمود:چه تضمینی وجود دارد برخی از کسانی که امروز در مقابل فتنه اند،فرداها فتنه ای جدید درست نکنند؟

استاد محترم!

به نظر می­ رسد برخی از انتقاداتت باید در جلسات عالی جنابان و اهل­ خبره  مطرح شوند و گفتن آن نکات در مجالس عمومی نه تنها دردی را دوا نمی­ کند بلکه باعث دل سردی شنوندگان و  گاه چون بنزینی بر آتش باندبازان خواهد بود.

استاد بزرگوار!

 همانطور که می­ دانید،ایجاد امید برای ساختن آینده ­ای روشن­تر و آبادتر باعث حرکت افراد یک جامعه است. در پرتو امید جد و جهد بیشتر برای رسیدن به آینده­ ای بهتر و فربه ­تر شکل می­ گیرد .این امید داشتن به حدی با ارزش است که رسول گرامی اسلام (ص) فرموده ­اند:«اگر امید را از مادری که بچه­ ی شیرخوار دارد بگیرید به نوزادش شیر نمی­ دهد.بنابراین برخی از نکاتی که جنابعالی فرمودید نه تنها امید آفرین نیستند بلکه پژمرده کردن شاخه­ های امید را به همراه دارد! آیا واقعا و حقیتا  همه چیز را ضایع کردیم و آبرو و حیثیت پر ارزش خودمان را بر باد داده ایم؟! آیا این روش درستی است( به خاطر مسائلی حاشیه ای ) طوری سخن بگوییم که جمهوری اسلامی را ، ضایع شده به تصویر بکشیم؟!.

به نظر می­ رسد این جمهوری اسلامی کهکشانی از آبروها را دارد و با پیدایش فتنه ای چون 88 با همه­ مسائلش ،همه چیز ضایع نمی ­شود.چگونه می­ توان این مطلب را پذیرفت در حالی که ، انقلاب و اسلام (با همۀ کاستی ­ها) به مردم خودباوری،عزت و استقلال و پیشرفت داد و مردم ما روز به روز شاهد رشد فزایندۀ کشور بودند.

قبل از انقلاب رزم آرا می گفت ایرانی­ ها بدون کمک غرب نمی­ توانند یک آفتابه بسازند چه رسد به ملی کردن و ادارۀ نفت! حال ایران اسلامی و انقلابی، بی نام انرژی هسته ­ای شناخته شده نیست و در سمینارها از نانو ، ماهواره و هواپیماهای بدون سرنشین ایران سخن می گویند.

استاد ارجمند! قدرت ایران اسلامی به حدی رسیده است که اوباما در میان صهیونیست ها اعتراف می کند که دوست دارد همه­ ی پیچ و مهره های هسته­ ای ایران را باز کند اما نمی تواند. ایرانی که یک پل بدون نظارت مهندسان خارجی نمی ساخت دارای رتبه­ های نخست سدسازی در جهان است.آیا این­ها ضایع کردن همه چیز انقلاب است؟! اگر دهها سال انتخابات برگزار شود و صدها  احمدی نژاد ، کروبی و موسوی کاندیدا شوند و هر سال نیز قضایای سال 88 تکرار شود ،هرگز نمی ­توان گفت خون شهدا و جانبازی جانبازان و ایثار ایثارگران به هدر رفت.مگر شهدا رستند و رفتند و شربت شهادت نوشیدند تا هیچ ریزشی اتفاق نیفتد؟!

آنان شهید راه اسلام استقلال و آزادی کشورند و به لطف الهی کشوری با این ویژگی­ ها داریم هر چند تا فتح کردن همه ­ی قله ­های پیشرفت و اجرای همه جانبه اسلام فاصله ­ها داریم.

آیا مردمی که انواع و اقسام زحمت ها را برای انقلاب کشیده ­اند و در این راه نورانی، شهدای گران سنگی تقدیم کرده ­اند،اگر تعقیبات نماز را ندانند،زجرها و زحمت­ هایی که برای انقلاب اسلامی کشیده­ اند هدر رفته است؟! همین مردم در اعتکاف­ ها و محرم­ ها و اربعین و دیگر مناسبت­های مذهبی درخشیده­ اند، وعالی می­ درخشند.چرا باید به راحتی از کنار آن همه درخشندگی گذشت و به تعقیبات مستحبی نماز چسپید؟!

الهی چنان کن سرانجام کار که تو خوشنود باشی و ما رستگار