سه مرض جامعه
28 بازدید
تاریخ ارائه : 12/24/2014 1:05:00 PM
موضوع: تاریخ و سیره

به نام خدا

سه مرض جامعه

جامعه ی امام­ علی(ع) از سه مرض رنج می ­برد و در جامعه ­ی اسلامی ما نیز آن سه مرض کم و بیش وجود دارند.و آن سه مرض عبارتند از:

۱-مرض فتنه

فتنه یعنى اشتباه و اختلاف صفوف،و اختلاط صفوف ، مخلوط شدن حق و باطل است. در جنگ جمل امیر المومنین (ع) وصی جانشین و پسر عموی رسول خدا با چهارصد تن از مهاجران و انصار که هفتاد تن آنها از شرکت کنندگان در بدر بودند یک طرف ، عایشه ام المومنین که موقعیت خاصی در میان زنان پیامبر(ص) و جامعه اسلامی داشت ، همراه با طلحه و زبیر دو صحابی بزرگ رسول خدا (ص) که سوابق فراوانی در پیشبرد اسلام داشتند در طرف دیگر قرار گرفتن. در این میان بسیاری در تحیر بودند که کدام جبهه حق است؟

در جهان امروزی نیز فتنه ها یکی پس از دیگری ایجاد می شوند ولی بیش از هرفتنه ­ای ،فتنه­ ی داعش آنهم به نام اسلام دل های بسیاری را به درد آورده است .با آمدن داعش جنایات بیشتری را مشاهده کردیم .فوتبال با سرهای بریده، به قتل رساندن ۱۷۰۰جوان عراقی در چند دقیقه ، گردن زدن همزمان قریب به بیست نفر،به قتل رساندن ۱۵۰زن عراقی به خاطر اصرار بر عفیف ماندن و...

در جمهوری اسلامی ایران نیز بعد از انتخابات سال ۸۸ واژه ­ی فتنه بر زبان­ ها جاری شد.هرچند از منظر نظام و بسیاری از سران نظام مقدس جمهوری اسلامی آن اعتراض­ های خیابانی فتنه ­ای پیچیده و خطرناک بود و توده­ ی مردم نیز احساس خطر کردند و برای پاسدارای از انقلاب اسلامی نهم دی راهپیمایی کردند ولی برخی­ ها هرگز باور ندارند که آن اعتراضات فتنه­ ای طراحی شده بوده باشد و به هیچ وجه حاضر نیستند واژه ­ی فتنه را در موردش به کار ببرند.ازاینرو تلقی بعضی­ ها این است آن اعتراضی بیش نبود عینا همانند بسیاری از راهپیمایی­ های که در جهان اتفاق می ­افتد.آنان مدیران کشور را متهم به بی مدیرتی می کنند و می­ گویند آنان نتوانستند اعتراض مسالمت آمیز را مدیریت کنند .

برخی فتنه را در حد جار وجنجال دو یا چند کاندیدا قبول دارند و الباقی اتفاقات را جنگ قدرت و باندبازیی بیش نمی­ دانند. بعضی در معین و مشخص کردن سران فتنه به جد و جهد می ­پردازند که آیا سران فتنه امریکا و انگلیس و اسرائیل هستند یا موسوی و کروبی و... بعضی فتنه گران را در تعداد معدودی منحصر می دانند.برخی هر اصلاح طلبی را مصداقی برای«فتنه گر» می­ دانند و برخی ساکتین فتنه را نیز مصداقی برای فتنه گران می­ دانند و در این مورد به زیارت عاشورا تمسک می ­کنند که ساکتین را نیز لعنت کرده است.

برخی از اعدام فتنه گران می گویند و بعضی حبس و حصر را غیر قانونی و غصه دار حصر محصورین هستند و از آزادی آنها می ­گویند.دیگری می­ گوید حبس و حصری در کار نیست نظام از آنها پاسداری می­ کند تا معاندان نظام آنها را به قتل نرسانند.

اکنون هم که چند سال از آن اعتراضات که گاه اغتشاشات شوم خیابانی را به همراه داشت می گذرد در دانشگاه و منازل و بازار،باز بازار فتنه گرم است و انرژی­ های بسیاری صرف این موضوع می­ شود.با این اوصاف به نظر می رسد اگر کسی آن قضیه و قصه را هم فتنه نپندارد،در این که چنین قضایایی می­ تواند انرژی های زیادی صرف خود کند و گاه مادر فتنه­ های جدیدی باشد تردیدی ندارد. حال چه باید کرد و چگونه می توان این مباحث را جمع کرد ؟ برخی از بزرگان می فرمایند سران فتنه مشخص و محدود هستند و خلاف قانون حرکت کردن آنها نیز بسیار روشن است هرچند با عذرخواهی هم ضررهای وارده جبران نخواهد شد اما آن فتنه گران می توانند با توبه ­ای و عذرخواهیی به آغوش نظام وجامعه برگردند.

حال می خواهید آنان را فتنه گر بدانید یا معترض آنچه مسلم است انتخاباتی حماسی برگزار شد .بیش از ۴۰ میلیون رای به صندوقها ریخته شد و این انتخابات می توانست امتیازهای بسیار بزرگی برای کشور به همراه داشته باشد ولی آن اعتراضات و تخریب ها و آتش سوزی ها ،باعث شد معاندین نظام هزاران ساعت برنامه را برعلیه جمهوری اسلامی تدارک ببینند و جمهوری اسلامی ایران را در خارج از کشور متقلب نشان دهند و ...

از سویی فلسفه ی وجود رهبری تبعیت بدون چون و چرا از او در چنین قضایایی است و رای و نظریه ی او هم در قضیه ی انتخابات ۸۸ روشن و صریح هست و هر خردمندی می داند تبعیت از رهبری نظام برکات فراوانی را به همراه خواهد داشت.

به نظر می رسد با توجه به این که کشور عزیزمان ایران اسلامی دشمنان سرسخت و هفت جانی دارد ، و آنان مترصد فرصت هستند و از هیچی کوهی می­ سازند و از سویی کارهای زیاد بر زمین مانده­ ای وجود دارد نباید بیش از حد برخی مسائل را بزرگ کرد و از دشمن و مسائل اصلی چشم پوشی کرد.حضرت علی علیه السلام پس از انتقاد از اهل مصر که در برابر دشمن متجاوز گرفتار غفلت گردیده اند به آن ها سفارش می کند به سوی جهاد با دشمنان کوچ کنند آنگاه به عنوان یک اصل کلی می فرماید: اِنَّ اَخَا الْحَربِ الاَرِق وَ مَنْ نامَ لَمْ یَنَمْ عَنْهُ.همانا برادرِ جنگ، بیداری و هوشیاری است و هر آن کس که به خواب رود دشمن او نخواهد خوابید.

عالمی پرهیزگار به نام اجتهاردی بود تقوا و ساده زیستی و روحانی بودن او در حدی می درخشید که محبوب همه­ ی گرایش­ ها و جناح ها و تمام اقشار مردم بود. او در مدرسه ­ی فیضیه هفته­ ای یک شب درس اخلاق می­ داد در یکی از درس­هایش فرمودند علاوه بر گفتن ذکر اهل عمل کردن نیز باشید .و در اهمیت عمل گرایی نیز فرمودند تصور کنید زمستان باشد و دشت و کوهی سرشار از برف و شخصی گرگ­ هایی را ببیند که قصد جان او را کرده باشند این شخص ساختمانی را می­ بیند با دیدن ساختمان می گوید به درون آن ساختمان می­روم و در را به روی گرگ­ ها می بندم و با سرعت هرچه تمام تر می رود و در را می بندد این شخص نجات پیدا می­ کند ولی اگر از جای خویش تکان نخورد و مرتب بگوید از شر آن گرگ ها به آن ساختمان پناه می برم هر چند این گفته را تکرار کند نتیجه اش ان خواهد بود که طعمه ی گرگ هاخواهد شد.

۲-مرض تکبر

یک موضوع دیگر که در نهج البلاغه بارها تکرار شده است تکبر است، یعنى همان که محور اصلى خطبه قاصعه است، و البته مخصوص خطبه قاصعه هم نیست، خیلى جاها هست. مسأله تکبر یعنى خود را از دیگران بالاتر دانستن، همان آفتى است که اسلام را و نظام سیاسى اسلام را منحرف کرد، خلافت را به سلطنت تبدیل کرد.تکبری که آن ابلیس را عاقبت به شر کرد جامعه ی امام علی را آزرده کرد و اکنون نیز گاه آزار دهنده جامعه­ ی اسلامی ماست. این تکبر هفت جان در قالب های متفاوتی بروز و ظهور می کند و یکی از قالب ­هایش، قالب باند بازی است.

بعضی­ ها فقط خویشتن را مدیر می ­داند و خود و جناح خویش را خیر مطلق و دیگر باند و جناح­ های درون نظام را شر مطلق می پندارند. این درحالی است که پیامبر گرامى اسلام(ص) می‌فرماید:«هر کس به اندازه یک دانه خردل کبر در قلبش باشد وارد بهشت نمی‌شود و کسى که به اندازه یک دانه خردل ایمان در دلش باشد وارد آتش نمی‌شود.

از این سنخ متکبران افرادی هستند که توان مدیریت خانواده ­ی خویش را ندارند ولی به راحتی بسیاری از مدیران کشور را به تمسخر می گیرند.خیلی دلم گرفته از این متکبرین که وسط بهشت را منزل خود می ­دانند و به حدی لج باز و باندباز شده ­اند که از هیچ خوبروی و صفا دلی و حتی مسیحا نفسی،نصیحتی را نمی پذیرند.

در ماه مبارک رمضانی افطاری دعوت شده بودم و جمعی دیگر نیز تشریف داشتند پدری که خودش و سه فرزندش حقوق بگیر نظام بودند،می­ گفت رهبری کشور برازنده ­ی شما آخوندها نیست.کسی می­ تواند رهبر و پادشاه یک کشور شود که شاه پشت باشد!

پدر گرامی ! به برکت خون شهدا و انقلاب اسلامی از نعمت آسایش و امنیت بهره­ مند هستید و ماهانه حقوق دریافت می ­کنید.چرا بر طبل ناشکری می­ کوبید؟!آری قذافی­ ها شاه پشتند که گنج­ های قارونیشان در افریقا پیدا شد۱ محمدرضا شاه ،شاه پشت بود که آن همه سرمایه ­ی کشور را ضایع و به خارج از کشور برد!

به تعبیر اندیشمند بزرگ فرانسوی،میشل فوکو:«امام خمینی (ره) منادی معنویت و روحی جدید برای جهان بی‏ روح در عصر حاضر گردید،انقلاب ایران روح جهان بی روح را زنده کرد.»

وحیف نیست از کنار آن همه درخشندگی امام خمینی«ره» بگذری و نبینی و سپس آن رهبر عرشی را با پادشاهانی فرشی و بی­ سواد و...مقایسه کنی و سپس بگویی آخوندها شاه پشت نیستید و به درد رهبری نمی­ خورند!

ولادیمیر پوتین رییس جمهور روسیه در مورد مقام معظم رهبری فرمودند: «با عنایات به مطالعاتی که من درباره مسیح داشته ام در ملاقات با رهبر ایران تمام ویژگی های نوشته شده برای مسیح را در آیت الله خامنه ای دیدم و برایم متجلی شد. حکیم بزرگی در ایران نشسته است که به ذهن من خطور نمی کرد او تا به این حد همه جانبه نگر باشد. او حکیم و دانشمندی است که تصمیم گیری و تنظیم سیاست ایران با اوست و با وجود درایت و هوش سرشار ایشان هیچ خطری متوجه ایران نمی شود. من در ملاقات با ایشان معنای واقعی قانون اساسی جمهوری اسلامی و مفهوم ولایت فقیه و ولایت علمای دینی را که شنیده بودم، فهمیدم.» و چه زیبا و جامع فرمودند مسیح پوتین«برخی­ها دوست دارند هر ظالمی بر آنها حکومت کند ولی ، ولی فقیه نباشد!»

اینان باید بدانند در گذشته نیز گروهى از مستکبران،از اطاعت پیامبران الهى سر باز می‌زدند و همچون فرعونیان از روى تکبر می‌گفتند:«آیا ما به دو انسان که همانند خودمان هستند یعنى موسى و هارون ایمان بیاوریم؟

امیر المؤ منین علیه السلام نیز فرمود: با پیامبر اکرم(ص) بر جمعى گذشتیم، نبى حق فرمود: براى چه گرد هم جمع شدید؟ عرض ‍ کردند: یا رسول الله ، این مرد دیوانه است که غش مى کند و ما بر گرد او جمع شدیم . پیامبر فرمود: این دیوانه نیست ، بلکه بیمار است ، سپس ‍ فرمود: دوست دارید دیوانه حقیقى را بشناسید؟ عرض کردند: بلى یا رسول الله ، پیامبر اسلام فرمود: دیوانه آن کس است که از روى تکبر و غرور راه مى رود، و با گوشه چشمش نگاه مى کند، و شانه هاى خود را از سر بزرگى مى جنباند، و با آنکه گناه خدا را مى ورزد، آرزوى بهشت از خدا دارد.مردم از شرش آسوده نیستند، و به خیرش امیدى نیست . دیوانه این است ، ولى این مرد بیمار و گرفتار است.

امام باقر(ع) می‌فرماید: «از متکبّر فخرفروش در شگفتم! او در آغاز از نطفه بی‌ارزشى آفریده شده و در پایان کار مردار گندیده‌اى خواهد بود و در این میان نمی‌داند به چه سرنوشتى گرفتار می‌شود و با او چه می‌کنند»

۳- دنیا زدگی

در نهج البلاغه نیزچه بسیار علیه دنیا و دنیاطلبى و دنیافریفتگى، علیه خطرات و کمین هاى دنیا هشدار داده شده است از صد کلمه سخنان امیر المؤمنین «علیه السلام» تقریبا پنجاه کلمه ‏اش در باره زهد است.

با بررسی سخنان عالمان دین و نظر در آیات و روایات می‏توان دنیاگرایی را چنین تعریف کرد:«دنیاگرایی یعنی محبت استقلالی به دنیا داشتن، به‌گونه ‏ای که انگیزه و محرک رفتار انسان و غایت فعالیت‌های او دنیا باشد.چنین کسی از یاد خدا و آخرت غافل است،خداوند در قرآن کریم می‌فرماید: روی‌گردان باش از کسی که از یاد ما روی گردان شد و اراده نکرد مگر زندگی دنیا را و این دنیا نهایت علم اوست».

پیغمبراکرم(ص) فرمودند «اشراف امت من، اشراف جامعه اسلامى آنهایى هستند که شب با خدا سر و کار دارند و خدمت و عبادت مى ‏کنند، آنهایى که با قرآن آشنا هستند. او فرمود:«الفقر فخرى» و افتخار مى‏کرد که فقیر است، مردمش افتخار مى‏کردند که به مال دنیا آلوده نیستند، ابو ذرها و سلمانها و عبد اللّه بن مسعودها و اصحاب صفّه‏ شان جزو اشراف آن امت بودند، و اصلا به دنیا، و طلا و نقره و زر و زیور و زخارف مالى اعتنایى نداشتند. اصلا زخارف مالى در برابر زخارف غیر مالى چیزى به حساب نمى ‏آمد.

در جامعه­ ی اسلامی ما نیز مصادیقی برای دنیاگرایی وجود دارد.تجمل گرای ،حقوق-های کلان برخی ها و فسادهای سه هزار میلیاردی و...نمونه­ هایی از دنیا گرایی و یا عوارضات شوم دنیاگرایی بعضی از مسولین است.