تذکری به کارگزاران
79 بازدید
تاریخ ارائه : 12/7/2014 3:43:00 PM
موضوع: تبلیغ

بسم الله الرحمن الرحیم

تذکری به کارگزاران

چوپانی بر حسب اتفاق به وزارت رسید و نزد امیر منزلتی یافت بامدادان قبل از شروع هرکار به اتاقی می رفت و در را می بست و ساعتی به خلوت می گذراند. آنگاه بر صندلی وزارت می نشست.عده ای که به مقام وی حسادت می کردند به امیر گزارش دادند که   فلانی در اتاق گنجی پنهان کرده است.امیر  تصمیم گرفت که بداند در آن اتاق چه می­گذرد؟ روزی قبل از وزیر به اتاق رفت و پس از وی، وزیر وارد شد ، وزیر پوستینی برتن کرد و عصای چوپانی به دست گرفت و آوازی چوپانانه خواند.امیر به حیرت افتاد و پرسید چه می­کنی و این چه حالی است که داری؟ وزیر گفت این کار هر روز من است تا گذشته و چوپانی خویش را فراموش نکنم. امیر انگشتر امیری را به انگشت وی کرد و گفت تا کنون وزیر بودی و از این به بعد امیری.

در عصر ما نیز جمهوریی اسلامی به برکت خون شهدا ، رهبری امام خمینی«ره» و دفاع جانانه مردم ، به وجود آمد. به فرموده­ ی مقام معظم رهبری این نظام دارای  نقاط قدرت و قوتی است. اولین نقطه‌ی مثبت و نقطه‌ی قوت نظام این است ثابت کرده است توانائی غلبه‌ی بر تهدیدها را دارد؛ دوم این که کمتر کشوری در دنیا وجود دارد که اعتمادی را که مردم ایران نسبت به نظام جمهوری اسلامی دارند ، داشته باشند.سوم : پیشرفت در شرائط تحریم است.

چهارم ...

یک جاهایی نیز طبق وظیفه عمل نکردیم؛ یک جاهایی مراقبت­ هایی که باید انجام بدهیم، انجام ندادیم؛ یک جاهایی دلبستگی­ های خودمان را زیر پا نگذاشتیم؛این ها منجر شده به اشکالاتی .

 به چیزهایی که باید از آن پرهیز کرد و برحذر بود، سرگرم شدیم؛ به منازعات سیاسی، به مشاجرات سرگرم شدیم؛ به رفاه‌طلبی سرگرم شدیم، به منش­ های اشرافی سرگرم شدیم؛ اینها نقاط ضعف است. وقتی من و شما زندگیمان را زندگی رفاه‌طلبانه و اشرافی قرار بدهیم، مردم از ما یاد می­ گیرند. یک عده‌ای منتظر بهانه‌اند؛ به ما نگاه می­ کنند، می­ گویند آقا ببینید این ها چه جوری زندگی می­ کنند، ما هم می­ خواهیم همین جور زندگی کنیم»

اکنون نیز میل به رفتارهای قبیله‌ای در میدان سیاست، در میدان اقتصاد، رفاه طلبی واشرافی گری ، بی مبالاتی نسبت به حفظ بیت‌المال؛غفلت از روحیه‌ی جهادی و ایثار، دربرخی از ادارت و سازمان­ ها وجود دارد. برخی از مسولین،مدیران و کارمندان و...توجه ندارند،که این نظام مقدس ثمره­ ی،آن همه شهادت و جانبازی است.خیال می­ کنند ، آن همه موقعیت اجتماعی،حقوق و مزایای فربه، از اجدادشان به ارث برده ­اند! آنان چنان بی رحمانه از بیت المال خرج می­کنند که دل هر دردمند انقلابی را به درد می­ آورند.

 از منظر برخی از کارگزاران گویا امام خمینی«ره» هرگز رهبر این امت نبوده است، تبعید نشده است و کهکشانی از رنج و مشقت را تحمل نکرده است! و گرنه به سیره­ ی آن امام توجهی می ­کردند و نکاتی می­ آموختند و این همه بر سیمای انقلابش ناخن نمی ­زدند. این  گروه از مسولین (عملا) شان خویش را بالاتر از آن می­ دانند،که در نماز جماعت و جمعه­ ها شرکت کنند. با ارباب رجوع­ ها که ولی نعمت آنها هستند رابطه­ ای گرم و صمیمی داشته باشند،جواب دفتر داران این دسته از مسولین ، این است که ریس در جلسه تشریف دارند! ارباب رجوع مظلوم نیز، باید با پرونده ه­ای ناقص به فرداهایی دیگر بیندیشد.آنان نه تنها به مردم اعتنایی نمی­ کنند،بلکه کلاس خویش را بالاتر از آن می­ دانند که مدیر یا کارمند و رئیس فلان اداره هستند.

این حضرات در ظاهر انقلابی و خدمتگذار و  دلداده کوی شهدایند، ولی  در عمل بیگانه از فرهنگ خوبانند و پست و مقام محورند. بنده که گاه گاهی (در ایام تبلیغی) سخنران قبل از خطبه­ های  شهرم بوده ­ام ، بسیاری از مسولین ومدیران را غایبان نماز جمعه­ ها دیده ­ام .وغیبت آنها اختصاص به نماز جمعه ندارد، بلکه در نماز جماعت­ها ، دعا کمیل ، دعاهای ندبه  و لیالی قدراثری از آنها دیده نمی­ شود.

یا للعجب آنان که شهید شدند دعا کمیلی و اهل نماز جماعت و وجوهات بودند و اینان که باید پاسدار خون شهدا باشند ، شان خویش را بالاتر از مسجد آمدن ، درک شب­های قدر، دعای کمیل و دعای عرفه و...می دانند!

این است عمل به توصیه ­ی مقام معظم رهبری که فرمودند:«آنچه مهم است، حفظ راه شهداست، يعني پاسداري از خون شهدا. اين وظيفه اول ماست در قبال شهدا. همه هم موظفيم، نه اينكه بعضي وظيفه دارند و بعضي نه. البته كساني كه مسؤوليتي دارند و شانه‌هاي آنها زير بار مسؤوليت‌هاي بزرگ يا كوچك قرار گرفته است، وظيفه بيشتري دارند.» عطر شهادت/ ص 106

گفتار،کردار و گام­ های متکبرانه­ ی برخی ازکارگزاران نیز، دردی دیگر است ، که از مریضی درونشان خبرمی­ دهد.ای کاش متکبران رئیس شده برای یک بار هم شده تاریخ ، و سرگذشت افرادی چون اسکندر مقدونی را می­خواندند شاید عبرتی می­ گرفتند.اسکندر مقدونی در سن21سالگی حاکم شد در پانزده سال پادشاهیش 36کشور را فتح کرد. اسکندر سی و شش ساله،به مرضی مهلک مبتلا شد.وصیت کرد وقتی در تابوت گذاشته شد دستهایش را از تابوت بیرون آورند تا همگان دریابند اسکندر با آن همه قدرت و عظمت و داریی با دست خالی از دنیا رفت.

شنيدم در وصاياى سكندر

كه گفتى با ارسطوى هنرور

كه از روی زمين چون ديده بستم

برون آريد از تابوت ، دستم

كه تا بينند مغروران سرمست

كه از دنيا برون رفتم تهيدست

 حکیمی در کنار جنازه ­اش ایستاد و گفت:«از اين دنياى بزرگ و وسيع ، به هفت وجب زمين قانع گرديدى راستى اگر از آغاز، يقين به اين موضوع مى داشتى ، آنقدر در توسعه طلبى به خود رنج نمى دادى»

پيغمبراکرم(ص) نیز فرموده ­اند:«الفقر فخرى» و افتخار مى ‏كرد كه فقير است، مردمش افتخار مى ‏كردند كه به مال دنيا آلوده نيستند،از اینرو ابوذر، سلمان­ و عبداللّه بن مسعودها و اصحاب صفّه‏ ، با این که از نظر اقتصادی فقیر بودند،ولی از نظر مکتب رسول الله(ص)،در صدر اشراف و عالی جنابان جامعه بودند.

پيغمبراسلام«ص» فرمودند: اشراف امت من آنهایی هستند که اهل قرآن هستند ، به مردم خدمت می­ کنند ، و شبانه با خدا در ارتباط هستند.

این متکبرین که از نظر دارایی و مقام ،خاک پای اسکندر و قارون نمی­­ شوند، چرا از تاریخ درس نمی ­گیرند؟! چرا بعضی ­ها به حدی خود شیفته و سقوط کرده ­اند که از فضائل سردارن شهدا و راه و رسم آنها ، یادی نمی ­کنند؟!

آیا در دید کارگزاران جامعه­ ی انقلابی ما کوخ نشینان متدین، برترین­ های امت هستند؟ وقتی در مکتب اسلام دنیاگرایی و پست و مقام معیاری برای فخر فروشی نیست  چرا باید زر و زوردارن ،بیش از اشراف راستین امت، مورد توجه برخی­ از کارگزاران  قرار گیرند؟!

از صد كلمه سخنان امير المؤمنين (ع)تقريبا پنجاه كلمه ‏اش در باره زهد است.ولی برخی از این کارگزاران با فقرا و ارزش­ های اسلامی کمترین تناسبی دارند.آنان ارادتمندان مه آفرید هستند و نقشه­ ی زد و بند و دوستی با بابک زنجانی و شهرام جزایری­ ها را در سر می­ پرورانند!

راستی اگر رهبر فرزانه انقلاب اسلامی زاهدانه زندگی نمی­ کردند ، برخی از این کارگزاران مسجد ندیده  چه می ­کردند؟!

امام علی(ع) نیز فرموده ­اند: «من کان له فی نفسه واعظ کان علیه من الله حافظ »؛هرکه واعظی درونی داشته باشد ، او را از جانب خداوند نگهبانی است.

اما چون مریضی برخی از این کارگزاران با وعظ درونی شفا پیدا نمی­ کند ، پیشنهاد می­ شود،علاوه بر نظارت بیشتر و اعمال راهکارهای راهگشا، در هر اداره ­ای اتاقی را به تصاویر و خاطرات روح افزای شهدا و امام شهدا اختصاص دهید و در اتاق ریاست ، سابقه رئیس نصب شود ، تاکارگزاران نظام ،نخست فاتحه­ ی ونجوایی  با شهدا داشته باشند و سپس یادی از دوران  گذشته خود کنند و درنهایت برصندلی ریاستشان بنشینند.

علاوه بر این بالای سر هرکارگزاری نیز نوشته شود به برکت خون شهدا و دفاع جانانه مردم به این مقام رسیده است.اگر این طرح اجرایی شود،شاید بیش از این قدر و منزلت مردم رعایت شود ، و کمتر سیلی نماینده ­ای بر صورت پلیسی وظیفه شناس بنشیند ، و شاید مردم بیش از این با درها بسته مواجه  نشوند. و شاید انقلابی درونی صورت گیرد.شاید.