عزاداری از دیدگاه آیات و روایات
102 بازدید
تاریخ ارائه : 10/23/2014 11:13:00 AM
موضوع: امامت و مهدویت

بسم الله الرحمن الرحیم

عزاداری از دیدگاه آیات و روایات

شیعیان دیگر هوای نینوا دارد حسین
روی دل باکاروان کربلا دارد حسین
می برد درکربلا هفتاد دو ذبح عظیم
بیش ازین حرمت کوی منا دارد حسین

          یک شنبه چهارم آبان ماه برابر با اول محرم الحرام است.فرا رسيدن ماه حزن و ماتم  را به عزادارن راستينش تسليت عرض مي كنم

عقیده بالاترین نقش را در زندگی فردی و اجتماعی انسانها دارد؛ چون زیربنای همه ی جهت گیری انسان  در زندگی عقاید و باورهای اوست. در روایت آمده است اعتقادات خویش را بر اساس بینش قرار دهید در این صورت،کوه جا به جا و یا متزلزل می شود ولی باورهای شما آسیب نخواهد دید.

اثبات خداوند،معاد ، نبوت و امامت ،همه از مواردی هستند که  باید ازبرهان وتحقیق برای اثبات آنها استفاده کرد.نه از راه تقلید.

با توجه به این که  برخی­ ها،مسائل اعتقادی را برهانی نکرده­ اند،گاه با کوچکترین شبهه ا ی ازمذهب خویش جدا می ­شوند.بنده خداییی می گفت پسر داییم از زمانی که مکه رفته است،تحت تاثیر تبلیغات وهابیت قرار گرفته است و اکنون در هر جلسه ای شبهات وهابییت را مطرح می کند.

از او پرسیدم به کدامین برهان از وهابی­ها دفاع می کند؟ گفت او می گوید بازاریان مکه با شنیدن اذان مغازه ­هایشان را رها می کنند و به نماز جماعت می روند.

آنان فقط خداوند متعال را پرستش می کنند ودر حالی که ما چند خدایی هستیم! ما  برای کسی که قرن­ ها قبل شهید یا از دنیا رفته است عزاداری می کنیم؟

گفتم برادرجان! اگر برخی بازاریان مکه از ترس حکومت وهابی ها در زمان اذان به نماز بروند و مغازه را رها کنند،آیا دلیل بر حقانیت آیین وهابیت خواهد بود؟!

مگر شیعیان خدایان متعددی دارند؟ آنان هم فقط یک خدا دارند.این که شیعه می گوید یا علی و یا حسین و...این به معنای آن نیست هر کدام از امامان خدایی جداگانه هستند.این نوع توسل­ها بدین معناست که ای خدای بزرگ آبرومندتری از این ذات های مقدس وجود ندارد که واسطه قرار دهیم.آیا واسطه قراردادن آن ذات های پاک شرک است؟

اگر توسل به پیامبر (ص)و اهلبیت(ع)شرک باشد پس توسل به هر وسیله ای شرک است زیرا این قانون استثنا قبول نمیکند ، پس کسی که سوار اتومبیل می شود تا خود را به مقصدی برساند او به اتومبیل توسل کرده است و باید مشرک باشد ، هم چنین اگر کسی مریض میشود و به دکتر مراجه میکند ، او به دکتر توسل کرده است و باید مشرک باشد ، در حالی که این چنین نیست .

شیعه نه تنها امام را خدا نمی داند بلکه برای هیچ امامی مقام نبوت قائل نیست.پیامبر دارای شریعت است و امام معصوم شریعتی نیاورده است.

اما این که چرا شیعیان عزاداری می کنند؟با سیری کوتاه به قرآن کریم و روایات و تاریخ می توان گفت سندهای محکمی برای عزاداری وجود دارد.

  عزاداری از منظرآیات 

دلیل یکم : آیه 32 سوره حج

«... و من يعظم شعائر الله فانها من تقوى القلوب» ؛سرچشمه ی ، گرامی داشتن نشانه های الهی ،تقوای دلهاست.

صاحب جان هندی حنفی از عالمان اهل سنت در ذیل این  آیه ‌می‌نویسد:«شعائر جمع شعیر به معنای علامت است، و هر چه که از دیدن آن، خدا به یاد آید، شعائر خداست و شعائر الله اختصاص به صفا و مروه ندارد.

علامه طباطبایی شعائر را به معنای نشانه‌های عظمت و تقوای الهی دانسته، و آن را منحصر به موارد خاصی نمی‌داند.

بنا براین،عزاداری برای اولیای الهی از بارزترین شعائر دینی است،زیرا  در این مراسم ، مسائل دین و شهامت‌ و ایثارگری‌های شهیدان، یادآوری  می شود.اگر اين عزادارى‏ها نبود، قيام خونين سيدالشهدا (ع) به فراموشى سپرده مى‏شد و چه بسا اصل قيام و شهادت او نيز تحريف مى‏شد.

درصدر اسلام، چون شرايط اجازه  نداد،شيعيان براى حضرت زهرا (س) عزادارى كنند ، برخى از مورخین مغرض،اصل شهادت آن حضرت را انكار كردند و حتى نوشتند:«اگر محسن فاطمه شهيد شده، پس قبرش كجا است؟»به یقین اگر مى‏توانستند،مى‏گفتند:«اگر پيامبر دخترى به نام فاطمه داشته و كشته شده، پس قبرش كجا است؟»

امام خمینی «ره»:

روضه سيّد الشهداء عليه السلام  براى حفظ مكتب سيّد الشهداء عليه السلام است، حرف سيّد الشهداء عليه السلام حرف روز است، هميشه حرف روز است، اصلاً حرف روز را سيّد الشهداء عليه السلام آورده است و سيّد الشهداء عليه السلام را اين گريه حفظ كرده است، مكتبش را اين مصيبت‏ها و داد و قال‏ها حفظ كرده است .صحيفه نور ج 8 ص 69.

دلیل دوم: آیه 23 شورى

در این آیه آمده است:«قل لااسئلكم عليه اجراً الا الموده فى‏ القربى...»در این آیه مودت ومحبت اجر رسالت قرار گرفته است و به یقین يكى از راه‏هاى مودت و دوستى اهل بيت(ع) عزاداری است. در پرتو عزاداری هرسال ،از قیام امام حسین(ع) و یارانش سخن گفته می­شود، گویا امام ویارانش دوباره شهید می شوند و این عزاداری­ها تجدید عهدی با خون و راه و آرمان آنها خواهد بود.

  امام على (ع) فرموده اند:«... خداوند متعال ما را از ميان بندگان خويش برگزيده و براى ما پيروانى انتخاب نمود كه همواره در شادى و غم ما شريكند و با مال و جانشان به يارى ما مى‏ شتابند.»

دلیل سوم : آیه 84 سوره یوسف

و تولی عنهم و قال یا اسفی علی یوسف وابیضت عیناه من الحزن فهو کظیم ؛ روی خود را از آنها برگردانید وگفت ای اندوها بر یوسف. و چشمانش از غم سپیدی گرفت و همچنان اندوه خود را فرو می خورد.

در  قران آیه ای مبنی بر اینکه حضرت یعقوب  به خاطر گریه ی بیش از حد  در فراغ یوسف  از خدا  طلب  بخشش کند پیدا نمی کنیم و خداوند متعال نیز در هیچ کجا یعقوب نبی علی نبینا و اله و علیه السلام  را به خاطر این کار مواخذه نمی کند . بنابر این این کار حضرت یعقوب مورد تایید خداوند متعال بوده است .

از این آیه ، مشروعیت عزاداری استفاده می شود . از امام سجاد(ع) پرسیدند چرا این همه گریه می کنی؟ آن حضرت مصائب جانگداز کربلا را بازگو مى‏ کرد ومى ‏فرمود: «مرا ملامت نکنید. یعقوب، پس از آن که یک فرزند خود را از دست داد آنقدر گریست تا از غصه چشمهایش سفید شد، در حالى که یقین به مرگ فرزندش نداشت .من با چشم خود دیدم که در نصف روزی چهارده نفر از اهل بیتم را سر بریدند. انتظار دارید داغ آنها از دلم بیرون برود؟!

ادله عزاداری از منظرروایات

1- رسول اكرم (ص) در مناسبت‏هاى مختلف از جمله مرگ فرزندش ابراهيم، شهداى احد و مخصوصاً حمزه سيدالشهدا، شهادت جعفر بن ابيطالب، سعد بن خوله و... گريه و رثاء داشتند.و این یعنی  گريه، و عزادارى جايز است.

2- امام صادق (ع) به فضيل فرمود:

«آيا مجالس عزا برپا مى‏كنيد و از اهل‏بيت و آنچه بر آنان گذشته است، صحبت مى‏كنيد؟ فضيل گفت: آرى قربانت گردم، امام فرمود: اين‏گونه مجالس را دوست دارم پس امر ما را زنده گردانيد كه هر كس امر ما را زنده كند مورد لطف و مرحمت خدا قرار مى‏گيرد. فضيل هر كس از ما ياد كند، يا نزد او از ما ياد كنند و به اندازه بال مگسى اشك بريزد، خدا گناهانش را مى‏آمرزد اگر چه بيش از كف دريا باشد».

3- شيخ فخرالدين طريحي روايت كرده است: چون هلال عاشورا پديدار مي شد، حضرت صادق (ع) اندوهناك مي گرديد و بر جدّ بزرگوارش سيدالشهداء (ع) مي گريست و مردم از هر جانب به خدمت ايشان مي آمدند و با او نوحه و ناله مي نمودند و بر آن حضرت تعزيت مي دادند و چون از گريه فارغ مي گشتند، حضرت مي فرمود: «اي مردم، بدانيد كه حسين (ع)نزد پروردگار خود زنده و مرزوق است و پيوسته به عزاداران خود نگاه مي كند و بر نام هاي ايشان و پدرانشان و جايگاهي كه در بهشت براي آن ها مهيّاست از همه داناتر است.»

يكي از شيوه هاي امامان شيعه در برگزاري عزاداري بر امام حسين (ع) و زنده نگه داشتن ياد و خاطره قيام عاشورا استفاده از خطيبان و شاعران و افراد خوش صدا بود.

4-ابن قولويه روايت كرده است: خدمت امام جعفر صادق (ع) رسيدم، به من فرمود: در مصيبت حسين (ع) شعري بخوان ابوهارون به شيوه رسمي و به قول معروف «كتابي» اشعار خود را خواند. حضرت به او فرمود: به همان نحوي كه نزد قبر آن حضرت مي خواني، مرثيه سرايي كن؛ يعني همراه با حزن و اندوه و سوز و گداز. او مي گويد: پس من اين بيت را خواندم:
اَمِر علي حدثِ الحسينِ فقُل لاِعظُمهِ الزكيّه.
يعني بر مزار حسين گذر كن و به استخوان هاي پاكش بگو
و چون حضرت گريست، من ساكت شدم. فرمود: بخوان. من چند بيت ديگر خواندم، بعد فرمود: باز هم بخوان. من اين بيت را خواندم:
يا مريم قومي فانّه بي مولاكِ وعلي الحسينِ فاسعديِ ببكاكِ.
پس حضرت گريست و اهل حرم به ناله و شيون آمدند و چون ساكت شد، فرمود: «هر كس شعري در مصيبت حسين (ع) بسرايد، پس بگرياند ده نفر را، بر او بهشت واجب است» و سپس نفرات را كم كرد تا به يك نفر رسيد و فرمود: «هر كه بخواند شعري در مصيبت حسين (ع) و يك نفر را بگرياند، بهشت بر او واجب است.».

5- هنگام بازگشت اهل بيت عليهم السلام به مدينه، كاروان آن ها در نزديكي شهر اقامت كوتاهي كرد. چند تن از اهالي مدينه با كاروان اسرا برخورد كردند. يكي از آنان بشير بن جذلَمْ بود. امام سجّاد (ع) او را شناخت و به او فرمود: اي بشير، پدرت شاعر بود، تو هم از شاعري بهره اي داري؟ بشير گفت: بلي، من خود نيز شاعرم. حضرت فرمود: ابياتي بگو و جلوتر از ما به مدينه برو و خبر ورود ما و مصيبت قتل سيدالشهداء عليه السلام را به مردم اعلام كن. بشير اين ابيات را ساخت و با گريه و صداي رسا بر مردم مدينه فراخواند:
يا اهلَ يثرب لا مُقامَ لكم بِها
قُتِلَ الحسينُ و ادمعي مِدرارٌ
الجسمُ منه بكربلاءِ مفّرجٌ
والرأسُ منه عليَ القناةِ يُدارُ.
يعني: اي اهل مدينه، ديگر در مدينه اقامت نكنيد كه حسين (ع) شهيد شد و به اين سبب، سيلاب اشك از چشم من روان است. بدن شريفش در كربلا و در ميان خاك و خون افتاده و سر مقدّسش را بر سر نيزه ها در شهرها مي گردانند.
بنا به قول ابي مخْنَفْ، زني در مدينه باقي نماند، جز آنكه از خانه بيرون رفت و مردمان سياه پوشيدند و فرياد گريه و ناله سر دادند.

6- زيد الشحّام نقل مي كند كه روزي نزد امام صادق (ع) بوديم. جعفر بن عثمان وارد شد و نزديك امام نشست. امام به او فرمود: شنيده ام كه تو درباره حسين (ع) شعر مي گويي. جعفر گفت: آري. با درخواست امام، جعفر اشعاري در رثاي امام حسين (ع) خواند و امام و جمع حاضر گريه كردند. اشك بر چهره امام جاري گشت و فرمود: اي جعفر، فرشتگان مقرّب الهي سخن تو را شنيدند و گريه كردند، همچنان كه ما گريه كرديم. سپس فرمود: «كسي كه براي حسين (ع) شعر بگويد، خود گريه كند و ديگران را بگرياند، خدا بهشت را بر او واجب مي كند و گناهانش را مي آمرزد.».

از اين روايتها  استفاده می شود  كه امامان شيعه عليهم السلام عزاداري با سوز و گداز و همراه با گريه و زاري را تشويق و تبليغ مي كردند و براي آن ثواب زيادي قايل بودند. همچنين سعي مي كردند اقوام و بستگان خود را نيز در اين گونه مراسم شركت دهند.

از سویی يكى از عوامل انگيزش گريه و عزادارى شدت مظلوميت است كه در واقعه كربلا مظلوميت امام حسين (ع) و خاندان پيامبر (ص) در بالاترين شكل خود تجلى كرد و ظلم و قساوت دشمنان اهل‏بيت پيامبر (ص) در بدترين شكل خود به نمايش گذاشته شد.

7- در روايتى از امام صادق (ع) آمده است: «... لايوم كيومك يا اباعبدالله يزدلف اليكن ثلاثون آلف رجل يدعون انهم من امه جدنا محمد (ص) و ينقحلون دين الاسلام فيجتمعون على قتلك و سفك دمك و انتهاك حرمك اى ابا عبدالله ؛

«مصيبت هيچ روزى مانند روز تو نخواهد بود سى هزار نفر به سوى تو هجوم مى‏ آورند ادعا مى‏كنند كه از امت پيامبرند و خود را به دين اسلام منتسب مى‏كنند براى كشتن تو و ريختن خون تو و بى‏احترامى به خاندان تو جمع مى‏شوند».

8- امام صادق (ع) به معاويه بن وهب،فرمود:«عزاداران سيدالشهدا در روز عاشورا از آب و غذا دورى جويند تا آن كه يك ساعت از وقت فضيلت نماز عصر بگذرد، و در حد لزوم به غذاى معمول صاحبان مصيبت، سدّ جوع و عطش كنند».

9-امام زمان (ع) در زیارت ناحیه  میفرماید :  یا جداه  لابکین علیک بدل الدموع دما . ای جد من  من  روز و شب  به جای گریه برای تو خون گریه میکنم.

پرسید از قبیله که این سرزمین کجاست؟
این سرزمین غمزده در چشمم آشناست
این خاک بوی تشنگی و گریه میدهد
گفتند غاضریه و گفتند نینواست
دستی کشید بر سر و بر یال ذوالجناح
آهسته زیر لب به خودش گفت کربلاست
طوفان وزید از وسط دشت ناگهان
افتاد پرده دید سرش روی نیزه هاست
افتاد پرده دید به تاراج آمده ست
مردی که فکر غارت انگشتر و عباست

 منابع:

تفسیر المیزان، ج 1، ص 414، ذیل آیه 165 سوره بقره.

تاريخ النياحه الامام الشهيد الحسين بن على، ج 1، صص 157-.159. سيد شرف الدين، فلسفه شهادت و عزاداري حسين بن علي عليه السلام ، ترجمه علي صحّت، تهران، مرتضوي، 351، ص 68

اصول الاربعه فی تردید الوهابیه، صاحب جان هندی، ص 30.

ازدي كوفي، نصوص من تاريخ ابي مخنف، ج 1، ص 503 به بعد

 شيخ عباس قمي، منتهي الآمال، تهران، مقدّس، 1379، ص 707.

فخرالدين طريحي، المنتخب، قم، منشورات الرضي، ج 2، ص 483