شصت و پنج حدیث از صادق آل محمد(ص)
621 بازدید
تاریخ ارائه : 8/21/2014 7:41:00 AM
موضوع: الهیات و معارف اسلامی

زین ماتمى که چشم ملائک ز خون ترست
گویا عزاى صادق آل پیغمبرست
امام صادق(ع) در 25شوال سال 148 هجری به شهادت رسید .سالروز شهادت رئيس مذهب شيعه را به همه ی دوستداران صادق آل محمد(ص) تسلیت می گویم و در ذیل شصت و پنج حدیث ناب را از آن کاشف الحقایق  تقدیم محبانش می کنم.

یکم

امام صادق (عليه السلام ) فرمود: بسيار مى شود كه بعضى از شيعيان ما بسم الله را در آغاز كارشان ترك مى گويند و خداوند آنها را با ناراحتى مواجه مى سازد تا بيدار شوند.( تفسير نمونه)

دوم:

در محاسن از امام صادق (عليه السلام ) روايت كرده كه فرمود: خدايتعالى فرمود: اى فرزند آدم ! مرا در دلت ياد كن ، تا تو را ياد كنم ، اى فرزند آدم ! مرا در خلوت ياد كن ، تا در خلوت يادت كنم ، و در ميان جمع يادم كن ، تا در ميان جمعيت يادت كنم و نيز فرمود: هيچ بنده اى خدا را در ميانه جمعى از مردم ياد نمى كند، مگر آنكه خدا او را در ميان جمعى از ملائكه ياد مى كند.(المیزان)

سوم

منصور بن حازم ازامام صادق (عليه السلام ) روايت كرده كه فرمود: وقتى كسى به تو سلام داد در حالى كه مشغول نماز هستى جواب سلامى آهسته و به مثل سلام او به او بده .(المیزان)

چهارم :

اگر خداى تعالى ابراهيم را خليل خود گرفت براى اين بود كه نه هيچ سائلى را رد كرد و نه از احدى غير از خداى تعالى چيزى را درخواست نمود.

علامه طباطبایی ره :اين صحيح ترين روايت است در توجيه اينكه چرا خداى تعالى ابراهيم را خليل خود گرفت ، براى اينكه با لفظ و لغت هم مطابق است ، چون خلت به معناى حاجت است و خليل تو كسى است كه حوائج خود را به تو بگويد و از تو رفع حاجت بخواهد، (المیزان)

پنجم:

هنگامى كه با غمى از غمهاى دنيا روبرو مى شويد وضو گرفته ، به مسجد برويد، نماز بخوانيد و دعا كنيد، زيرا خداوند دستور داده (و استعينوا بالصبر و الصلوة ). تفسير نمونه

ششم:

اگر جاهل ساکت شود اختلافی در جامعه دیده نمی شود . لو سكت الجاهل ما اختلف الناس ، (بحار الانوار ج 78 ص 81)

هفتم:

از امام صادق(ع) پرسيدند: چه موقع انسان از علم غني مي شود؟
فرمودند: اگر انسان هزارها سال عمر كند و پيوسته مشغول تحصيل باشد تمام يافتني ها را فرا نخواهد گرفت. بنابراين هرگز زماني نمي رسد كه يك نفر بتواند احساس كند از علم غني است. فقط آنهايي احساس مي كنند از علم بي نيازند كه جاهل باشند.

هشتم:

مطالعه ی بسیار و پی گیر در مسائل علمی ، باعث شگفتی عقل و تقویت نیروی فکر و فهم است.منبع : بحارز 1،ص52

نهم:

اسرار تو همچون خون تو است كه بايد تنها در عروق خودت جريان يابد؛ سرك من دمك فلا يجرين من غير او داجك تفسير نمونه

دهم:

نه راست و نه دروغ ، به خدا سوگند ياد نكنيد. ((لاتحلفوا باللّه صادقين و لا كاذبين )) (تفسیرنور)

یازدهم:

آنها كه با گناه ميميرند بيش از آنها هستند كه با اجل طبيعى از دنيا ميروند و آنها كه با نيكى زنده ميمانند (و طول عمر مييابند) بيش از آنها هستند كه به عمر معمولى باقى مى مانند). تفسير نمونه

دوازدهم:

شخصى به امام صادق عليه السّلام عرض كرد: جانم فدايت ، ما فرزندان خود را به نام هاى شما و پدرانتان مى ناميم ، آيا براى ما مفيد است ؟ حضرت فرمودند: مگر دين غير از محبّت است ، خداوند فرموده : (ان كنتم تحبّون اللّه فاتّبعونى ) .(تفسیرنور)

سیزدهم:

از روزى كه خداوند آدم را آفريد، قدرت و حكومت خدايى و شيطانى در تعارض با يكديگر بوده اند، امّا دولت كامل الهى با ظهور حضرت قائم عليه السّلام تحقّق مى يابد. .(تفسیرنور)

چهاردهم:

تعجّب مى كنم از كسى كه مى ترسد، چرا به گفته ى خداوند حسبنا الّه و نعم الوكيل  پناه نمى برد. .(تفسیرنور)

پانزدهم:

هر گناهى كه انسان مرتكب شود گرچه آگاهانه باشد در حقيقت جاهل است ، زيرا خود را در خطر قهر الهى قرار داده است.(تفسیرنور)

شانزدهم:

در كافى از امام صادق (عليه السلام ) رو ايت كرده كه فرمود: (هيچ قلبى نيست مگر آنكه دو گوش دارد، بر در يك گوش ‍ فرشته اى ارشادگر، و بر در ديگر، شيطانى فتنه گر است .(المیزان)

هفدهم

در كتاب تهذيب از عبدالرحمان روايت كرده كه گفت : از امام صادق (عليه السلام ) در مورد مردى پرسيدم كه سوگند خورده : فرزند خود را نحر كند يعنى مانند شتر بكشد، فرمود: اين سوگند از خطوات شيطان است .

هجدهم

كسى كه قرض بگيرد و بداند كه نمى تواند بازپرداخت كند، مال باطل خورده است.(تفسیرنور)

نوزدهم:

پدرم سفارش كرد، با افرادى كه با فاميل خود رابطه ندارند، دوست مشو.(تفسیرنور)

بیستم:

هر كس به عمد خودكشى كند، براى هميشه در دوزخ است .آنگاه اين آيه را تلاوت فرمودند : وَمَنْ يَفْعَلْ ذَ لِكَ عُدْوَ ناً وَظُلْماً فَسَوْفَ نُصْلِيهِ نَاراً وَكَانَ ذَ لِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيراً. (تفسیرنور)

بیست و یکم :

امام صادق عليه السّلام رشوه را در حد كفر به خدا مى داند. و رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله رشوه دهنده و گيرنده و واسطه را لعنت كرد و فرمود: بوى بهشت به صاحب رشوه نمى رسد. ( تفسیرنور)

بیست و دوم :

توبه ى كسى كه از روى عمد مؤ منى را بكشد قصاص است . (تفسیرنور)

بیست و سوم :

تهمت به بى گناه ، از كوههاى عظيم سنگين تر است . (تفسیرنور)

بیستم و چهارم :

دلهاى داراى اعراب چهارگانه است : رفع ، فتح ، خفض و وقف (اصطلاح مزبور مطابق با عرف اديبان نيست ). رفع دل ، در ياد خداست و فتح دل ، در راضى بودن از خدا و خفض دل ، در سرگرمى به غير او، و وقف دل ، در غفلت از خداست .تفسیر تسنیم آیت الله جوادی

بیست و پنجم

امام صادق (عليه السلام ) به عنوان سر خلود در جهنم فرمود كه اگر كافر براى هميشه در دنيا مى ماند مى خواست تا ابد مرتكب معصيت مى شود: انما خلد اهل النار فى النار لان نياتهم كانت فى الدنيا ان لو خلود فيها ان يعصوا الله ابدا تفسیر تسنیم

بیست وششم :

امام صادق (عليه السلام ) درباره قلب سليم فرمودند: دلى است كه در آن جز ياد خدا نباشد: القلب السليم الذى يلقى ربه وليس فيه احد سواه . تفسیر تسنیم.

بیست وهفتم :

مؤمن غبطه ميخورد و حسادت نميورزد منافق حسادت ميورزد و غبطه نميخورد ) . شرح نهج البلاغه (جعفرى)

بیست و هشتم :

كسى كه 20 سال با ديگرى دوست باشد، حرمت اين دوستى به حد رحامت و قرابت مى رسد: صحبه عشرين سنه قرابه (تفسیر تسنیم) بنابراين ، آثار قرابت و رحامت بر چنين دوستى مترتب مى شود و كسى حق ندارد دوست بيست ساله خود را برنجاند و با او قطع رابطه كند.

بیست و نهم :

ايجاد خوش بينى و اصلاح ذات البين حتّى با دروغ ، عملى پسنديده است(تفسیرنور)

سی ام :

همه خير در خانه اي نهاده شده و كليدش را زهد و بي رغبتي به دنيا قرار داده اند جعل الخير كله في بيت و جعل مفتاحه الزهد في الدنيا .  اصول كافي ، ج 3 ، ص 194

سی و یکم :

چيزي كه مايه تقرب به خداي متعال است كوچك مشمار ، اگر چه پاره خرمايي باشد. لا تستقل ما يتقرب به إلي الله عز و جل و لو شق تمرة .اصول كافي ، ج 3 ، ص 212

سی و دوم :

روزي معاذ بن کثير به محضر امام صادق (ع) رسيد و عرضه داشت: مي خواهم کار را کنار بگذارم – پارچه فروش بود. حضرت فرمود: در اين صورت نظرت از اعتبار مي افتد. بعد از مدتي حضرت از اصحاب جوياي احوال او شدند. گفتند: او دست از کار کشيده است. حضرت فرمودند: «عَمَلُ الشَّيْطَانِ مَنْ تَرَکَ التِّجَارَةَ»؛ کسب را کنار گذاشتن کار شيطان است. شيطان اين را از تو مي خواهد. فرمود: کسي که کار را تعطيل کند دو سوم عقلش از بين رفته است. کار را تعطيل نکن، تلاش بکن. آن بخشي که از تو بر مي آيد انجام بده، خداوند هم مي فرمايد: ما افزايش مي دهيم. بحارالانوار، ج44، ص 366.پيغمبر و ياران، ج2، ص 336 – 338.

سی و سوم :

از امام صادق عليه السلام سوال شد: چگونه بيشتر مومنان مشركند؟ فرمود: همين كه مى گويند اگر فلان كس نبود تا نبود مى شودم ، لولا فلان لهلكت (نور الثقلين ، ج 2، ص 476).

سی و چهارم :

هر چيز اندازه اى دارد، جز اشك كه قطره اى از آن آتشها را خاموش كند. سپس فرمود: كسى كه اشكى براى خدا بريزد، چهره اش تيرگى و خوارى نخواهد ديد. (لا يرهق وجوههم قترٌ ولاذلّة ) (تفسیرنور)

سی و پنجم :

همانا پروردگار بنده‏اش را به دلیل زیادی مهرورزی نسبت به کودک خود می‏بخشاید. "اِنَّ اللّه لَیَرحَمُ العَبدُ لِشِدَّهِ حُبِّهِ لِوَلَدِه"؛  وسائل ‏الشیعه، ج21، ص483.

سی وششم  

امام صادق عليه السلام به مردى كه از تولد دخترش ناراحت بود فرمود: آيا تو بهتر مى دانى يا خدا؟ گفت : خدا، امام فرمود: خداوند نيز آنچه را براى تو بهتر بوده انتخاب كرده و به تو دختر داده است . (تفسیرنور)

سی و هفتم

در نوشته هاى خود نيز ((ان شاءالله )) را فراموش نكنيد. روزى دستور داد نامه اى بنويسند، هنگامى كه نامه را بدون ((ان شاءالله )) ديد، فرمود: ((كيف رجوتم ان يتمّ هذا؟)) چگونه اميد داريد كه اين كار به سامان برسد؟ پيامبر اسلام هنگام ورود به قبرستان مى فرمود: ((وانّا ان شاءالله بكم لاحقون )) اگر خدا بخواهد ما هم به شما خواهيم پيوست ، در حالى كه مرگ ، حتمى است(تفسیرنور)

سی و هشتم

امام صادق در وصف حال مؤمنان مى فرمايند: آنان در ميان مردم از كبريت احمر كمياب ترند.مراد امام از تشبيه كبريت احمر چيست؟ منظور از كبريت احمر، جوهر و اكسيرى كه- خيلى به ندرت يافت مى شود- كيمياگران به دنبال آنند، مراد امام صادق (ع) از اين تشبيه اين است كه مؤمنان واقعى و حقيقى همچون كبريت احمر و به عبارتى ياقوت سرخ و اكسير و جوهر و معدنى ناياب و نهايتا كم ياب حتى از آن هم عزيزتر و كمتر است. بعد امام مى فرمايد: اين گونه مؤمنان آراسته به سكوت طولانى (همراه با تفكر) و پوشاندن راز مردم و خودش و برپايى نماز و زكات و حج و روزه و مواسات با برادران دينى در مشكلات و راحتى ها، مى باشند، خوشا به حالشان و بهترين جايگاه را دارند و وارثان فردوس در بهشت و جاويدان در آن هستند. (اصول كافى، ج 2، ص 242، ح 1، باب اندك بودن مؤمنان اعلام الدين، ص 123، ديلمى).

سی و نهم :

هركس خود را از ديگران برتر بداند مستكبر است . پرسيدند: آيا افراد پاك كه خود را بهتر از گناهكاران مى دانند مستكبرند؟ امام ماجراى ايمان آوردن ساحران را بيان فرمود كه انسان گاهى در چند لحظه تغيير فكر مى دهد، بنابراين خود را بهتر ندانيد چون خبر از سرانجام و عاقبت نداريد(تفسیرنور)

چهلم

میراث خداوند به بنده مومنش فرزند صالح است . "مِیرَاثُ اللّهِ مِن عَبدِهِ المُومِنِ الوَلَدُ الصَّالِحِ...؛   وسائل الشیعه، ج15، ص97.

چهل و یکم :

فرمود: برآوردن حوائج و نیازمندى هاى مؤمن از هزار حجّ مقبول و آزادى هزار بنده و فرستادن هزار اسب مجهّز در راه خدا، بالاتر و والاتر است. قَضاءُ حاجَهِ الْمُؤْمِنِ أفْضَلُ مِنْ ألْفِ حَجَّه مُتَقَبَّله بِمَناسِکِها، وَ عِتْقِ ألْفِ رَقَبَه لِوَجْهِ اللهِ، وَ حِمْلانِ ألْفِ فَرَس فى سَبیلِ اللهِ بِسَرْجِها وَ لَحْمِها.

چهل و دوم :

چون خدا خير بنده اي را خواهد او را نسبت به دنيا بي رغبت و نسبت به دين دانشمند كند و به دنيا بينايش سازد و به هر كه اين خصلتها داده شود خير دنيا و آخرت داده شده . اصول كافي ، ج 3 ، ص 196

چهل و سوم :

امام صادق (ع)فرمودند:

 اگر خداوند عهده دار روزى تو است ،پس چرا غم روزى خود مى خورى ؟  

 اگر روزى هر كس معين است ،پس چرا اينقدر حرص مى زنى ؟

 اگر حساب حق است ،براى چه اين همه مال مى اندوزى ؟

اگر پاداش خدا حق است ، چرا تااين اندازه بخل مى ورزى ؟

 اگر كيفر از آتش دوزخ است ، چرا اين همه مرتكب گناه مى شوى ؟

 اگر مرگ حق است ، چرا اينقدر شاد مان هستى ؟7- اگر همه چيز در محضر خدا است ، براى چه مكر و حيله مى كنى ؟

 اگر گذشتن بر پل صراط حق است،پس به چه چيز مى بالى و چرا به خود مغرورگشته اى ؟

 اگر همه چيز به قضا و قدر الهى است ، پس چرا اينقدر اندوهگين مى باشى ؟

 اگر دنيا فانى است ، پس دلبستگى به آن براى چيست ؟

     چهل و چهارم  

مَنْ عابَ أخاهُ بِعَیْب فَهُوَ مِنْ أهْلِ النّارِ.

هرکس برادر ایمانى خود را برچسبى بزند و او را متّهم کند از اهل آتش خواهد بود. بحارالأنوار: ج ۷۵، ص ۲۶۰، ح ۵۸.

چهل و پنجم

از امام صادق عليه السلام پرسيدند: چرا براى اثبات قتل دو شاهد لازم است ، ولى براى اثبات زنا چهار شاهد؟ حضرت فرمود: شاهد قتل ، براى تنبيه يك نفر شهادت مى دهد، امّا شاهد زنا براى كيفر دو نفر (زن و مرد زناكار) گواهى مى دهد.(تفسیرنور)

چهل و ششم :

امام صادق علیه السلام به مردی فرمودند: تو را طبیب خودت کرده اند و درد را هم برایت گفته اند و نشانه ی سلامتی را نیز به تو یاد داده اند و به دارو هم راهنمایی کرده اند، اکنون بنگر تا چگونه درباره ی آن رفتار کنی. « انک قد جعلت طبیب لنفسک و بین لک الداء و عرفت آیه الصحه و دللت علی الدواء، فانظر کیف قیامک تردها»

شرح – مجلسی ( ره) گوید: درد همان اخلاق زشت و گناهان کشنده است و نشانه ی سلامتی همان نشانه هایی ست که خدا و رسول و ائمه اطهار فرموده اند مانند آیات اول سوره مومنون و سایر آنچه در اوصاف مومنین و متقین گفته شده و دارو  توبه و استغفار است و همچنین همنشینی با اخیار و پرهیز کردن از اشرار و زهد در دنیا و... کافی/ جلد چهارم/  باب محاسبه

چهل و هفتم :

امام صادق (ع )درپاسخ منصور خلیفه عباسى که ازآن حضرت خواسته بود به منظور پند و اندرز دادن وى با او معاشرت کند،فرمود:آن کس که خواهان دنیا باشد تو را نصیحت نمى کند و هرکس اهل آخرت باشد با تو همنشین و هم صحبت نمى شود.

چهل و هشتم

امام صادق علیه السلام به یکی از یارانشان فرمودند:  اگر شما دور بنی عباس را نمی گرفتید آنها ما را خانه نشین نمی کردند سکوت شما ما را خانه نشین کرد. وسائل / ج 12 / ص 144 به نقل از کتاب امر به معروف و نهی از منکر / محسن قرائتی

چهل و نهم :

جابربن حيان از امام صادق(ع) پرسيد: خداوند كه انسان را مي ميراند پس براي چه او را به اين جهان مي آورد.فرمودند: مرگ وجود ندارد و آنچه درنظر من و تو شكل مرگ جلوه مي كند مبدأ زندگي ديگر است و از اين جهت خداوند انسان را به اين جهان مي آورد كه دراين جا مرحله اي از تكامل را بپيمايد. بعد ازاين مرحله، انسان با موجوديتي كامل تر از دوره گذشته به جهان ديگر مي رود و در آنجا نيز مرحله اي از تكامل را مي پيمايد و علت نهائي خلقت عبارت است از بذل كرم از طرف خداوند نسبت به تمام موجودات حتي جمادات.

پنجاهم

امام صادق(ع)خطاب به ابوشاكر (از مخالفين علمي امام) فرمود: اگر مرگ نباشد:
 ستمگران درصدد تصاحب اموال ضعفا برمي آيند و آنها را به قتل مي رسانند.
- زندگي براي هيچ كس لذت ندارد. همان طور كه اگر كاركردن نباشد هيچ كس از استراحت لذت نمي برد در قلب آدمي، ذره اي ترحم حتي نسبت به فرزندش بوجود نمي آيد.
4- در مدتي تعداد جمعيت آدمي، آن قدر زياد مي شود كه نوع بشر مشكل غذا پيدا مي كند.

پنجاه و یکم :

منصور دوانيقى در نامه اى به امام صادق عليه السلام نوشت : چرا شما مثل ساير مردم نزد ما رفت و آمد نمى كنيد؟ او در پاسخ نوشت : نه ما كارى كرده ايم كه به خاطر آن از تو بيم داشته باشيم و نه تو از امور آخرت چيزى دارى كه به آن اميد نزد تو آمد و رفت كنيم و نه در نعمتى هستى كه به تو گوارا باد بگوييم و نه مصيبتى را مى بينيم كه تو را تسليت بدهيم پس نزد تو بياييم چه كنيم ؟

پنجاه و دوم

به كوچكى پشه ننگريد كه هرچه فيل دارد او هم دارد، به علاوه دو بال كه فيل ندارد. تفسير مجمع البيان .

پنجاه و سوم:

امام صادق عليه السّلام با استناد به (حبّ الشهوات من النساء...) فرمودند: مردم در دنيا و آخرت از چيزى بيشتر از زنان لذّت نمى برند... اهل بهشت نيز بيش از هر چيز به نكاح تمايل دارند تا خوردنى ها و آشاميدنى ها.(تفسیرنور)

پنجاه  و چهارم:

كسى كه با اذان و اقامه نماز بخواند، دو صف از فرشتگان پشت سر او نماز مى خوانند و كسى كه با اقامه و بدون اذان نماز بخواند پشت سر او يك صف نماز مى خوانند. رواى مى گويد عرض كردم : طول هر صف چقدر است ؟ فرمودند: كوتاهترين آن از شرق تا غرب و طولانى ترين آن از آسمان تا زمين است حدثنى محمد بن على ماجيلويه رضى الله عنه قال حدثنى عمى محمد بن ابى القاسم عن احمد بن ابى عبدالله عن ابيه عن محمد بن سنان عن المفضل بن عمر قال قال ابو عبدالله عليه السلام من صلى باذان و اقامه صلى خفه صفان من الملائكه و من صلى باقامه بغير اذان صلى خلفه صف واحد قلت له و كم مقدار كل صف قال اقله ما بين المشرق و المغرب و اكثره ما بين السماء و الارض ثواب من قرا قل هو الله احد و انا انزلناه و آيه الكرسى فى كل ركعه من تطوعه.

پنجاه  و پنجم:

هرکس وضو بگیرد و با حوله خشک نماید یک حسنه دارد و چنانچه خشک نکند سى حسنه خواهد داشت. وسائل الشیعه: ج ۱ ص ۴۷۴ ح ۵.

پنجاه و ششم

عملي كه با تقوا انجام شده كوچك نيست ، هر چند ممكن است در ظاهر كوچك به نظر برسد ؛ چگونه ممكن است عملي كه مورد قبول خداست كوچك باشد ؟

پنجاه و هفتم:

شخصى از خراسان خدمت امام صادق (ع) رسيد و گفت: ما حاضريم كه در ركاب تو با دستگاه حاكم بجنگيم چرا حركت نمى كنى؟ امام به او دستور داد داخل آتش شود ولى او امتناع ورزيد، و فى الحال ابوبصير رسيد، حضرت به او دستور داد كه داخل آتش شود، او فى الفور داخل آتش شد، حضرت رو كرد به شخص خراسانى و فرمود: اگر بين شما چهل نفر مانند ابوبصير باشد قيام مى كنم.

پنجاه و هشتم :

اهل بهشت چهار نشان دارند : روي گشوده ، زباني فصيح ، قلبي رؤوف و دستي سخاوتمند

پنجاه ونهم

هنگام تلاوت آيات مربوط به بهشت از خداى سبحان بهشت را مسئلت كن و در حال تلاوت آيات و عيد عذاب ، از آن عذاب به خداوند پناه ببر. تسنيم تفسير قرآن كريم

شصتم :

امام صادق (عليه السلام ) مى فرمايد: حضرت رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم در همه مدت عمر شريفش با بندگان خدا، به مقدار فهم نهايى و انديشه نهانى و عمق شهود و ژرفاى دانش خود سخن نگفت : ما كلم رسول الله العباد بكنه عقله قط.

شصت و یکم :

هر چيزى را قله اى است و قله قرآن آيه الكرسى است : ان لكل شى ء ذروه و ذروه القرآن آيه الكرسى.

شصت و دوم :

امام صادق عليه السلام به ابو حنيفه  فرمود: تو از قرآن حتى يك حرف به ارث نبردى ؛و ما ورثك الله من الكتاب حرفا(تفسیر تسنیم)؛ زيرا اگر معارف قرآن و عترت است ؛ چون ارث ، مبتنى بر پيوند است و ابو حنيفه از چنين پيوند و قرابتى محروم است و اگر مقصود امام عليه السلام ، اعتباريات مدرسه اى باشد، راه مدرسه براى همه باز است و ابو حنيفه ، فقيه و مرجع فتواى اهل سنت هم از آن بى بهره نبود.

 شصت و سوم :

هرگز گروهى به تعداد چهل نفر براى نيايش درباره موضوعى جمع نشد مگر اينكه خداوند دعاى آنان را مستجاب فرمود و اگر تعداد آنان به چهل نفر نرسد ، اگر چهار نفر ده بار خدا را بخوانند ، خداوند قطعا دعاى آنان را مستجاب خواهد فرمود ، و اگر تعداد آنان به چهل نفر نرسد ، اگر چهار نفر ده بار خدا را بخوانند ،خداوند قطعا دعاى آنان را مستجاب مى فرمايد . و اگر تعداد دعا كنندگان به چهار نفر نرسد و فقط يك نفر دعا كند ، خداوند عزيز و جبار دعاى آن يك نفر را مستجاب ميفرمايد .(شرح نهج البلاغه جعفری)

شصت و چهارم

مردى از جعفر بن محمد امام صادق عليه السلام از قضاء و قدر پرسيد، فرمود: هر عملى كه از كسى سر بزند، و تو بتوانى او را بخاطر آن عمل ملامت كنى ، آن عمل از خود آنكس است ، و آنچه نتوانى سرزنش كنى ، آن از خدايتعالى است ، خدايتعالى به بنده اش ملامت مى كند، كه چرا نافرمانى كردى ؟ و مرتكب فسق شدى ؟ چرا شراب خوردى ؟ و چرا زنا كردى ؟ اينگونه افعال مستند بخود بنده است ، و آن كارهائى كه از بنده باز خواست نميكند؟ مثلا نمى گويد: چرا مريض شدى ؟ و چرا كوتاه قد شده اى ؟ و چرا سفيد پوستى ؟ و يا چرا سياه پوستى ؟ از خداست براى اينكه مريضى و كوتاهى و سفيدى و سياهى كار خداست.تفسیر المیزان

شصت و پنجم

امام جعفر صادق علیه السلام
چهار چیز نشانه نفاق است:
سنگ دلی
اشک نریختن
اصرار بر گناه
و حرص بر دنیا.

میزان الحکمه ج12