عیب جویی گناهی که مشتری زیادی دارد!
275 بازدید
تاریخ ارائه : 6/8/2014 10:19:00 AM
موضوع: تبلیغ

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله و سلم 

 مَنْ‏ عَيَّرَ مُؤْمِناً بِشَيْ‏ءٍ لَمْ يَمُتْ حَتَّى يَرْتَكِبَه‏ هر كه مؤمنى را به چيزى عيب جويى كند نميرد تا مرتكب آن شود.

پيام حديث : بپرهيز از سرزنش ديگران هر چند مستحق آن باشند.

کیست خطا کار ندیده باشد کیست ندیده یا نشنیده باشد نام طعنه یا طعنه زدن را؟

از اصول  فرهنگ خیلی ها این است اگر یک نفر از اعضای  خانواده ای خطایی کرد یا در منجلاب خطا افتاد ، آن خطا و لغزش را به بایگانی ذهن می سپارند و آن خطا را بال و پر می دهند  تا اگر با هریک از اعضای آن خانوده بگو مگویی انجام شد آن را هر چند در ته بایگانی ذهن باشد به بیرون می کشند و با پتک عیب جویی بر سر او می کوبند.

مثال:

یکم:

از خانواده و یا تیره ای بزرگ که تعدادشان گاه به پانصد نفر می رسد یک نفر دزدی می کند و دزد در دستان عدالت گرفتار می شود و با توجه به شرایطی که دارد قطع دست حکم الهی اوست .عادلانه دستش قطع شد احدی حق ندارد الباقی خانوداه را سرزنش کند که شما همان هستید که دزدید حتی حق ندارند که شخص دست قطع شده را نیز سرزنش کنند و بگویند تو همانی که دزد بودی.

آری او دزد بود ولی سزایش قطع دست بود که به آن مبتلا شد و سرزنش کردن او نه اسلامی است و نه انسانی.

دوم:

یک نفر یا چند نفر از خانواده ای ضد انقلاب بودند نباید سایر خانواده را که مومن به انقلاب هستند  مورد سرزنش قرار گیرند.

سوم

یکی از اعضای خانواده مفسد اقتصادی است و اعدام شد ، نباید باقی بازماندگان در یمی از سرزنش فرو روند.زیرا مجازات او اعدام بود که به اجرا در آمد بیش از آن نباید مطرح شود.

چهارم:

کسی بر اثر جهالت یا شدت فقر و کم ایمانی و یا همنشینی با دوستان ناباب مواد فروش شد و اعدام یا زندانی شد مجازات او همان است که قانون مشخص کرده است و نباید زن و بچه  و نیز دیگر اقوام او درمنجلاب سرزنش فرو روند.

پنجم:

زنی با غیر شوهرش ارتباطی برقرار کرد و شوهر خودش را طبق نقشه ای شوم به قتل رساند و دادگاه هم قاتل را به اشد مجازات رساند ، کسی حق ندارد همه خانواده یا اقوام او را بمباران طعنه و سرزنش کند یا این که به دختر همان زن بگوید تو هم مانند مادرت شوهر کش خواهی شد و ...

ششم:

کسی مرتکب قتل می شود و در دادگاه حکم اعدامش صادر می شود و با پا در میانی بزرگان حکم قصاص او اجرا نمی شود این شخص وقتی به جامعه برگشت نباید با گفتن واژه هایی چون قاتل و ...او را سرزش کرد .

هفتم:

اگر کسی معتاد شد و با اعتیادش هم مرد یا این که معتاد به مواد مخدر شد و سپس هوشیار شد و ترک کرد نباید سابقه ی اعتیاد او را به رخش کشید.

هشتم :

 اگر پدر ومادری با هم سازش نکردند و زندگیشان به طلاق ختم شد نباید فرزندان آن دو مورد نامهری قرار بگیرند که شما فرزندان طلاقید.

نهم:

در مرد یا زن( متاهل ) وسوسه های شیطان اثر کرد و زنا مرتکب شد و در دادگاه عدل اسلامی حکم اعدام به اجرا در آمد احدی حق ندارد بازماندگان شخص معدوم را سرزنش کند که شما همان هستید که پدریا مادرتان اعدام شد .

امام صادق عليه‏السلام فرمود: مردى به محضر حضرت عيسى عليه‏السلام آمد و عرض كد: اى روح خدا زنا كرده ‏ام، مرا (با اجراى حد) پاك ساز.

حضرت عيسى عليه‏السلام پس از تحقيق و بررسى، به اقرار صحيح او اطمينان كرد، و سپس اعلام عمومى نمود، جمعيت بسيارى اجتماع كردند، آن شخص را در ميان گودالى نهادند، تا سنگبارانش كنند.

او گفت: در ميان جمعيت، هر كس بر گردنش حد هست، از اين جا برود، همه جمعيت رفتند، فقط حضرت عيسى عليه ‏السلام و حضرت يحيى عليه ‏السلام ماندند.

يحيى عليه ‏السلام (كه آن شخص توبه كننده را شخص خداترس و با معرفتى مى‏ دانست كه خودش براى پاكسازى خود حاضر به اعدام شده، از طرفى در اين لحظه همه غرورهايش محو شده و موعظه او اثربخش خواهد بود) نزد او رفت و گفت: اى گنهكار! مرا موعظه كن.

گنهكار گفت: لا تُخلِيَنَّ بَينَ نَفسَكَ وَ بَينَ هَواها فَتَرداكَ؛

بين خود و هواى نفست را آزاد نگذار كه تو را از جاده حق به سوى پستى منحرف سازد.

يحيى عليه ‏السلام فرمود: باز مرا موعظه كن.

گنهكار گفت: لا تُعَيِّرنَّ خاطِئاً بِخَطيئَتِهِ؛

خطاكار را به خاطر خطايش سرزنش نكن. (يعنى اگر خطاكار، قابل جذب است، او را سركوب و نااميد نكن بلكه او را به سوى راه هدايت جذب كن.)

يحيى عليه‏ السلام فرمود: باز موعظه كن.

گنهكار عرض كرد: لا تَغضَب؛ خشم نكن و در حال خشم خود را كنترل كن.

حضرت يحيى عليه ‏السلام اين سه پند را براى نجات انسان كافى دانست، از اين رو گفت: حَسبِى؛ همين موعظه‏ ها مرا كافى است.