نکاتی در مورد بعثت خاتم الانبیاء(ص)
377 بازدید
تاریخ ارائه : 5/24/2014 12:56:00 PM
موضوع: تاریخ و سیره

ستاره ای بدرخشید و ماه مجلس شد

دل رمیده ما را انیس و مونس شد

نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت

بغمزه مسئله آموز صد مدرس شد

در آن زمان میان مردم قریش و ساكنان مكه رسم بود كه سالى یك ماه را به حالت گوشه گیرى و انزوا در نقطه خلوتى مى‏گذرانیدند. نخستین فرد قریش كه این رسم را برگزید و آن را معمول داشت عبدالمطلب جد پیغمبراكرم(ص) بود كه چون ماه رمضان فرا مى‏رسید، به پاى كوه حرا مى‏رفت، و مستمندان را كه از آنجا مى‏گذشتند  یا به آنجا مى‏رفتند، طعام مى‏داد. سیره ابن هشام، ج 1، ص 154. سیره حلبیه، ح 1، ص 381.

پیغمبر حتى در زمانى كه كودك خردسالى بود، و در قبیله دایه اش تحت مراقبت دایه خود، «حلیمه‏» قرار داشت نیز از بازى كردن با بچه‏ها دورى مى‏گزید و به كوه حرا مى‏آمد و به فكر فرو مى‏رفت. او چند سال قبل از بعثت، سالى یك ماه در حرا به سر مى‏برد  و چون روز آخر باز مى‏گشت، نخست‏ خانه خدا را هفت دور طواف مى‏كرد، سپس به خانه مى‏رفت. سیره حلبیه، ح 1، ص382

او   قبل از بعثت هم حالاتى روحانى داشته و تحت مراقبت روح ‏القدس گاهى تراوشاتى غیبى مى‏دیده و اسرارى بر آن حضرت مكشوف مى‏شده است. هنگامى كه پانزده سال بیش نداشت، گاهى صدایى مى‏شنید، ولى كسى را نمى‏دید.هفت ‏سال متوالى بود كه نور مخصوصى مى‏دید و تقریباً شش سال مى‏گذشت كه پیغمبر زمزمه‏اى  مى‏شنید، ولى درست نمى‏دانست موضوع چیست؟

چون آن اخبار را براى همسرش خدیجه بازگو مى‏كرد، خدیجه مى‏گفت: « تو كه مردى امین و راستگو و بردبار هستى و دادرس مظلومانى و طرفدار حق و عدالت هستى و قلبى رؤوف و خویى پسندیده دارى و در مهمان ‏نوازى و تحكیم پیوند خویشاوندى سعى بلیغ مبذول مى‏دارى، اگر مقامى عالى در انتظارت باشد، جاى شگفتى نیست .سیره حلبیه، ج 1، صص 380 – 391.

آن حضرت  در یكى از روزها كه در دامنه كوه حرا گوسفندان عمویش ابوطالب را مى‏چرانید، شنید كسى از نزدیك او را صدا مى‏زند و مى‏گوید: یا رسول الله! ولى به هر جا نگریست كسى را ندید. چون به خانه آمد و موضوع را به خدیجه اطلاع داد، خدیجه گفت: امیدوارم چنین باشد . مناقب ابن شهر آشوب، ج 1، ص 44.

درباره تاریخ بعثت رسولخدا(ص)در روایات و احادیث‏شیعه و اهل سنت اختلاف است و مشهور میان علماء ودانشمندان شیعه آن است که بعثت آنحضرت در بیست وهفتم رجب سال چهلم عام الفیل بوده،چنانچه مشهور میان علماءو محدثین اهل سنت آن است که این ماجرا در ماه‏مبارک رمضان آن سال انجام شده که در شب و روز آن نیزاختلاف دارند،که برخى هفده رمضان و برخى هیجدهم و جمعى نیز تاریخ آنرا بیست و چهارم آن ماه دانسته‏ اندبحار الانوار ج 18 ص 190 و سیرة النبویة ابن کثیر ج 1 ص 393.

هر چند در پاره‏اى از روایات شیعه نیز بعثت حضرت محمد(ص)درماه رمضان ذکر شده است عیون اخبار الرضا علیه السلام ص 361.بحار الانوار ج 18 ص 190.ولی  مرحوم مجلسى احتمال تقیه در آن داده،و یا فرموده که باید حمل بر برخى‏ معانى دیگرى جز معناى بعثت اصطلاحى شود،زیراتاریخ بیست و هفتم ماه رجب بنظر آن مرحوم نزد علماى امامیه‏مورد اتفاق و اجماع بوده و گفته است:«...و علیه اتفاق‏الامامیة‏.»

امام هادى علیه السلام  مى‏فرماید:

 « هنگامى كه محمد صلى الله علیه و آله  ترك تجارت شام گفت و آنچه خدا از آن راه به وى بخشیده بود به مستمندان بخشید، هر روز به كوه حرا مى‏رفت و از فراز آن به آثار رحمت پروردگار مى‏نگریست، و شگفتى‏هاى رحمت و بدایع حكمت الهى را مورد مطالعه قرار مى‏داد.

به اطراف آسمان‏ها نظر مى‏دوخت، و كرانه‏ هاى زمین، دریاها، دره‏ها، دشت‏ها و بیابان‏ها را از نظر مى‏گذرانید، و از مشاهده آن همه آثار قدرت و رحمت الهى، درس عبرت مى‏ آموخت.

ازآنچه مى‏دید، به یاد عظمت‏ خداى آفریننده مى‏افتاد. آنگاه با روشن بینى  خاصى به عبادت خداوند اشتغال مى‏ورزید. چون به سن چهل سالگى رسید خداوند نظر به قلب وى نمود، دل او را بهترین و روشن ترین و نرم ترین دلها یافت.

در آن لحظه خداوند فرمان داد درهاى آسمان‏ها گشوده گردد. محمد صلى الله علیه و آله از آنجا به آسمان‏ها مى‏نگریست، سپس خدا به فرشتگان امر كرد فرود آیند، و آنها نیز فرود آمدند، و محمد صلى الله علیه و آله آنها را مى‏دید. خداوند رحمت و توجه مخصوص خود را از اعماق آسمان‏ها به  سر محمد صلى الله علیه و آله و چهره او معطوف داشت.

در آن لحظه محمد صلى الله علیه و آله به جبرئیل كه در هاله‏اى از نور قرار داشت نظر دوخت. جبرئیل به سوى او آمد و بازوى او را گرفت و سخت تكان داد و گفت: اى محمد! بخوان. گفت چه بخوانم؟ «ما اقرا»؟

جبرئیل گفت: « نام خدایت را بخوان كه جهان و جهانیان را آفرید. خدایى كه انسان را از ماده پست آفرید (نطفه). بخوان كه خدایت‏ بزرگ است. خدایى كه با قلم دانش آموخت و به انسان چیزهایى یاد داد كه نمى‏دانست.‏» پیك وحى، رسالت ‏خود را به انجام رسانید، و به آسمان‏ها بالا رفت. پیامبر صلى الله علیه و آله نیز از كوه فرود آمد. از مشاهده عظمت و جلال خداوند و آنچه به وسیله وحى دیده بود كه از شكوه و عظمت ذات حق حكایت مى‏كرد، بیهوش شد، و دچار تب گردید.

از این كه مبادا قریش و مردم مكه نبوت او را تكذیب كنند، و به جنون و تماس با شیطان نسبت دهند، نخست هراسان بود. او از روز نخست‏ خردمند ترین بندگان خدا و بزرگترین آنها بود. هیچ چیز مانند شیطان و كارهاى دیوانگان و گفتار آنان را زشت نمى‏دانست.

در این وقت ‏خداوند اراده كرد به وى نیروى بیشترى عطا كند، و به دلش قدرت بخشد. بدین منظور كوه‏ها و صخره‏ها و سنگلاخ ها را براى او به سخن در آورد. به طورى كه به هر كدام مى‏رسید، به وی اداى احترام مى‏كردند، و مى‏گفتند: السلام علیك یا حبیب الله!  السلام علیك یا ولى الله!  السلام علیك یا رسول الله! اى حبیب خدا مژده باد كه خداوند تو را از همه مخلوقات خود، آنها كه پیش از تو بوده‏اند، و آنها كه بعدها مى‏آیند برتر و زیباتر و پرشكوه‏ تر و گرامى ‏تر گردانیده است.

از این كه مبادا قریش تو را به جنون نسبت دهند، هراسى به دل راه مده. زیرا بزرگ كسى است كه خداوند جهان به وى بزرگى بخشد، و گرامى بدارد! بنابراین از تكذیب قریش و سركشان عرب ناراحت مباش كه عنقریب خدایت تو را به عالى ‏ترین مقام خواهد رسانید، و بالاترین درجه را به تو خواهد داد.

پس از آن نیز پیروانت‏ به وسیله جانشین تو على بن ابیطالب علیه السلام  ازنعمت وصول به دین حق برخوردار خواهند شد، و شادمان مى‏گردند. دانش‏هاى تو به وسیله دروازه شهر حكمت و دانش على بن ابی طالب در میان بندگان و شهرها و كشورها منتشر مى‏گردد.

به زودى دیدگانت ‏به وجود دخترت فاطمه سلام الله علیها روشن مى‏شود، و از وى و همسرش على، حسن و حسین كه سروران بهشتیان خواهند بود، پدید مى‏آیند.

عنقریب دین تو در نقاط جهان گسترش مى‏یابد. دوستان تو و برادرت على پاداش بزرگى خواهند یافت. لواى حمد را به دست تو مى‏دهیم، و تو آن را به برادرت على مى‏سپارى. پرچمى كه در سراى دیگر، همه پیغمبران و صدیقان و شهیدان در زیر آن گرد مى‏آیند، و على تا درون بهشت پرنعمت فرمانده آنها خواهد بود.

پیامبر پس از شنیدن این سخنان با خود گفت: " خدایا! این على بن ابیطالب كه او را به من وعده مى‏دهى كیست؟ آیا او پسرعم من است؟" ندا رسید اى محمد! آرى، این على بن ابیطالب برگزیده من است كه به وسیله او این دین را پایدار مى‏گردانم، و بعد از تو برهمه پیروانت ‏برترى خواهد داشت. بحارالانوار،علامه مجلسى، ج 18، ص 205 و ج 17 ص 309 چاپ جدید.

. اعمال شب و روز مبعث

شب مبعث، بسیار مبارك می باشد، در روایات آمده  كه اجر عبادت شیعیان در این شب برابر است با اعمال شصت سال.

اما روز بیست وهفتم رجب روزی است كه حضرت محمد بن عبدالله  صلی الله علیه و آله  در غار حرا به رسالت مبعوث شد و برای این روز چند عمل است:

ـ غسل.

ـ روزه: كه برابری می كند با روزه  هفتاد سال و یكی از چهار روزی است كه در تمام سال برای روزه گرفتن امتیاز دارد.

ـ بسیار صلوات فرستادن بر پیامبر و آل ایشان.

ـ زیارت حضرت رسول و امیرالمؤمنین علیهماالسلام.