دوازده نکته در مورد خودکشی
639 بازدید
تاریخ ارائه : 5/14/2014 11:13:00 AM
موضوع: تبلیغ

دوازده نکته در مورد خودکشی

خودکشی امری حرام و از گناهان بزرگ است. تنها گناهی است که بعد از آن هیچ گاه انسان فرصت توبه را نخواهد داشت هرکس باید ایمان پیدا کند که حیات ودیعه و امانت خداوند است و خیانت در این امانت از نظر عقل و مذهب و البته اخلاق، جنایتی غیرقابل بخشش می‌باشد. در قرآن کریم ، آیاتی وجود دارند که حرمت خودکشی از آنها قابل استنباط هستند . صریح‌ترین و متقن‌ترین آیه‌ای که در زمینه خودکشی می‌تواند مورد استناد قرار گیرد، ذیل آیه ۲۹ سوره نساء می‌باشد که خداوند متعال می‌فرماید: « ولا تقتلوا انفسکم ان الله کان بکم رحیما» ؛ خودتان را نکشید، به درستی که خداوند نسبت به شما مهربان است

نکته ی یکم تعریف خودکشی :

آدلر می‌گوید: خودکشی حرکت جبرانی شدید است که در برابر اعتراضات، از فرد بروز می‌کند. گویی فرد نیاز دارد که بر اطرافیان تسلط یابد و احساس کهتری خود را کاهش دهد. نوجوان مرگ برای آن انتخاب می‌کند که ارزش خود را به اطرافیان نشان دهد. (خدیوی‌زند، 1374، ص 54) «اشنایدمن» در تعریف خودکشی می‌گوید: خودکشی عملی است که به منظور خلاص شدن از یک مسئله، بن‌بست، مشکل و بیرون آمدن از یک دوراهی، بحران و وضعیت غیر قابل تحمل صورت می‌گیرد. (اشنایدمن، ترجمه‌ی فیروزبخت، 1378، ص 136) همانگونه که بررسی‌ها نشان می‌دهند، خودکشی عملی است که فرد به دست خود و به عنوان یک اقدام ارادی و به طور عمدی با هدف از بین بردن خود، انجام می‌دهد. اگر چه عوامل زیربنایی، که شخص را وادار کرده تا خود را از بین ببرد ممکن است برای خود شخص نامفهوم باشد و حتماً لازم نیست که فرد آن‌ها را کاملاً خوب شناخته باشد، عمل و اقدام به خودکشی به عنوان یک اقدام ارادی و عمدی مد نظر قرار می‌گیرد. (فرقانی رئیسی، 1374)

نکته ی دوم :انگیره برای خودکشی

در اولین بررسی جدید خودکشی، جامعه‌شناس فرانسوی امیل دورکیم، سه انگیزه را برای خودکشی متمایز کرد که همه‌ی آن‌ها با نحوه‌ای که فرد جایگاه خود را در جامعه می‌بیند رابطه‌ی نزدیکی دارند. او این انگیزه‌ها را انگیزه‌ی هنجار گسستی، انگیزه‌ی خودخواهانه وانگیزه‌ی نوع دوستانه نامید. خودکشی هنجارگسستی به وسیله‌ی گسستی ویرانگر در رابطه‌ی فرد با جامعه‌اش ایجاد می‌شود، مانند: از دست دادن شغل، رکود اقتصاد، حتی دستیابی ناگهانی به ثروت.خودکشی خودخواهانهزمانی روی می‌دهد که فر پیوندهای بسیار اندکی با هم‌نوعانش دارد؛ و بلاخره خودکشی نوع دوستانه5 که به درخواست جامعه صورت می‌گیرد. فرد زندگی خود را می‌گیرد برای این که به جامعه‌ی خود منفعت برساند.

متفکران جدید دو نوع انگیزه‌ی دیگر را نیز برای خودکشی در نظر می‌گیرند: انگیزه‌ی پایان و دست‌کاری. آن‌هایی که آرزوی پایان دارند، صرفاً از زندگی دست‌کشیده‌اند. پیشانی‌ هیجانی آن‌ها غیر قابل تحمل است و راه‌حل دیگری نمی‌بینند آن‌ها پایان مشکلاتشان را مرگ می‌بینند.

56٪ از اقدام کنندگان به خودکشی که در یک بررسی منظم مورد مطالعه قرار گرفته‌اند تحت عنوان افرادی که سعی داشتند به پایان دست یابند، طبقه‌بندی شدند. این اقدامات خودکشی، افسردگی و ناامیدی بیش‌تری در بر داشتند و از اقدامات خودکشی دیگر، مهلک‌تر بودند. (بک، 1976) انگیزه‌ی دیگر برای خودکشی، میل به دستکاری کردن دیگران از راه اقدام به خودکشی است. برخی افراد دوست دارند، با مردن، دنیایی را که باقی می‌ماند دستکاری کنند: برای این که حرف آخر را در یک مشاجره زده باشند، برای این که از دلباخته‌ای ترد کننده انتقام بگیرند. برای این که زندگی دیگری را به نابودی بکشند و ... آن‌چه بیش‌تر در خودکشی از راه دست‌کاری متداول است. این است که فرد در نظر دارد زنده بماند، اما با نشان دادن جدی بودن مشکل خود، از کسانی‌که برای او اهمیت دارند تقاضای کمک می‌کند. سعی در جلوگیری از ترک کردن یک دلباخته، بستری شدن در بیمارستان و داشتن فراغت موقتی از مشکلات و جدی گرفته شدن، همگی انگیزه‌های دست‌کاری برای خودکشی به قصد زندگی کردن به شمار می‌آیند. (روز نهان وسلیگمن، ترجمه‌ی سید محمدی، 1379، ص 97)

نکته ی سوم علل خودکشی:

علل زیر اقدام خود کشی را در افراد بالا می برد:

1- انزوای اجتماعی : افراد جدا شده و طلاق گرفته،بی کار و ...

2- اتفاقات پر استرس زندگی  مثل مصیبت ها و...

3- افسردگی

4بیماری های جسمی مزمن.و ...

نکته ی چهارم

خودکشی امری حرام و از گناهان بزرگ است. تنها گناهی است که بعد از آن هیچ گاه انسان فرصت توبه را نخواهد داشت هرکس باید ایمان پیدا کند که حیات ودیعه و امانت خداوند است و خیانت در این امانت از نظر عقل و مذهب و البته اخلاق، جنایتی غیرقابل بخشش می‌باشد.

کسانی که اعتقادات مذهبی کاملی دارند، می‌دانند که حاکمیت مطلق برجهان و انسان در ید خداوند بوده و اوست که انسان را به سرنوشت اجتماعی خویش حاکم ساخته است و انسان نمی‌تواند این حق خدادادی را ازخود سلب کند. براساس مبانی فکری و عقیدتی اسلام، فرد مومن در زندگی اجتماعی و در برخورد با مسائل و مشکلات روزمره، هیچ‌گاه از لطف و مرحمت پروردگار نا امید نمی‌شود و همواره به تلاش و کوشش خود برای غلبه برمشکلات ادامه می‌دهد. فرد مومن همیشه به خداوند متعال توکل می‌کند. و من یتوکل علی‌الله فهو حسبه یعنی: هرکس بر خدا توکل کند، پس خداوند او را کفایت می‌کند.‌

امام صادق(ع) فرمودند: المومن کالسنبله ؛ مومن مثل شاخه گندم می‌باشد. بدیهی است که شاخه گندم قابل انعطاف بوده و هر قدر که باد تند و شدید باشد، نمی‌تواند آن را از ریشه درآورد.مظاهری، حسین: اخلاق در خانه فضائل و رذائل اخلاقی، قم: نشر اخلاق، چاپ نهم، ۱۳۸۲، ص ۱۰۳-.۱۰۲‌

نکته ی پنجم :

در قرآن کریم ، آیاتی وجود دارند که حرمت خودکشی از آنها قابل استنباط هستند . صریح‌ترین و متقن‌ترین آیه‌ای که در زمینه خودکشی می‌تواند مورد استناد قرار گیرد، ذیل آیه ۲۹ سوره نساء می‌باشد که خداوند متعال می‌فرماید: « ولا تقتلوا انفسکم ان الله کان بکم رحیما» ؛ خودتان را نکشید، به درستی که خداوند نسبت به شما مهربان است.

در کتاب المیزان آمده است: ظاهر این جمله نهی از این است که کسی خود را بکشد، لیکن وقتی در نظر بگیریم که در کنار جمله لاتاکلوا اموالکم بینکم (که قسمت اول آیه فوق است) قرار گرفته که ظاهر آن این است که همه مومنین را یک واحد فرض کرده است چه بسا از جمله لاتقتلو انفسکم این معنا استفاده شود که مراد از کلمه انفس تمامی افراد جامعه دینی می‌باشد و مانند جمله قبل‌ همه مومنین فرد واحدی شده‌اند به طوریکه جان هر فردی جان سایر افراد است.

در نتیجه در صورت چنین اجتماعی، نفس و جان یک فرد، هم جان خود اوست و هم جان سایر افراد.
پس چه خودش را بکشد و چه غیر را، خودش را کشته است .

در تفسیر نمونه نیزآمده است: ذیل آیه۲۹ ، مردم را از قتل نفس بازمی‌دارد و ظاهر آن به قرینه جمله ان‌الله کام بکم رحیما یعنی: خداوند نسبت به شما مهربان است، نهی از خودکشی و انتحار می‌باشد.

یکی از تفاسیر قطعی آیه ۳۴ سوره نساء حرمت خودکشی می‌باشد. و آیه ۳۳ سوره اسراء نیز به نوعی دلالت بر حرمت خودکشی دارد. در این آیه خداوند متعال می‌فرماید: ولاتقتلوا النفس التی حرم الله الا بالحق؛هرگز نفس محترمی را که خداوند آن را محترم داشته و قتلش را حرام کرده نکشید مگر آنکه به حق مستحق کشتن باشد.آقایی، محمدعلی: آیات الاحکام حقوقی مدنی – کیفری>، تهران: انتشارات خط سوم، چاپ دوم، ۱۳۸۱، ص .۱۳۵‌

برطبق عموم آیه فوق کسی مجاز نیست نفسی را که خداوند خون ریختنش را حرام کرده یا آن را محترم‌شمرده است، بکشد. نفس انسان نسبت به خودش نیز محترم بوده و از نظر خداوند دارای احترام شمرده می‌شود.

البته شبیه مضمون آیه ۳۳ سوره اسراء در آیه ۶۸ سوره فرقان هم آمده است که خداوند می‌فرماید: ولایقتلون النفس التی حرم‌الله الا بالحق یعنی: نفس محترمی را که خداوند حرام کرده به قتل نمی‌رسانند مگر به حق.‌(قصاص)

در مجموع، براساس آیات قرآن کریم، خودکشی و انتحار حرام است

علاوه بر این در آیات الهی قتل به ناحق یک انسان را همانند کشتن تمام مردم روى زمین معرفى کرده است : مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَیْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسادٍ فِى الأَرْضِ فَکَأَنَّما قَتَلَ النَّاسَ جَمِیْعاً مائده (۵) آیه ۳۲ . آن کس که انسانى را بدون این که قاتل باشد و یا در زمین فساد کند بکشد، گویا همه مردم را کشته است.

خداوند در مورد کسی که قتل نفس انجام دهد می فرماید: وَ مَنْ یَقْتُلْ مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً فَجَزاؤُهُ جَهَنَّمُ خالِداً فیها وَ غَضِبَ اللَّهُ عَلَیْهِ وَ لَعَنَهُ وَ أَعَدَّ لَهُ عَذاباً عَظیماً (نساء (۴) آیه ۹۳٫)

هر کس، فرد با ایمانى را از روى عمد به قتل برساند، مجازات او دوزخ است؛ در حالى که جاودانه در آن مى‏ماند؛ خداوند بر او غضب مى‏کند؛ او را از رحمتش دور مى‏سازد؛ عذاب عظیمى براى او آماده ساخته است.

بنابراین برای خودکشی چهار مجازات و کیفر شدید اخروى در قرآن ذکر شده، به طوری که از نظر تشدید مجازات در هیچ مورد از قرآن چنین مجازات شدیدى بیان نگردیده است:

۱- خلود یعنى جاودانه در آتش دوزخ، مى‏فرماید: «کسى که مؤمنى را از روى عمد بکشد، مجازات او دوزخ است که در آن جاودانه مى‏ماند» ۲- خشم و غضب الهى: «و خداوند بر او خشم مى‏گیرد.

۳- دورى از رحمت خدا: علاوه بر آن «خداوند او را از رحمتش دور مى‏سازد.

۴- مهیّا ساختن عذاب عظیم: «و عذاب عظیمى براى او فراهم ساخته است».

نکته ی ششم :

حضرت علی(ع) فرمود: مومن ممکن است به هر نوع مرگی بمیرد، اما خودکشی نمی‌کند. پس کسی که بتواند خون خود را حفظ کند و با این وجود از قاتل خود جلوگیری نکند تا کشته شود، قاتل خود خواهد بود.

شیخ حرعاملی: وسائل‌الشیعه الی تحصیل المسائل الشرعیه، کتاب القصاص، باب ؛۵ به نقل از عبدالحسین دستغیب: گناهان کبیره، ج ۱، تهران: انتشارات یاسر، بی‌تا، ص .۱۱۸‌

از رسول خدا(ص) از مساله جبیره پرسیده شد که صاحب جبیره چگونه وضو بگیرد و اگر جنب شد چگونه غسل کند؟ حضرت فرمود: همین مقدار کافی است که دست خود را که به آب وضو و غسل تر شده است برروی جبیره بکشد، هم در وضو و هم در جنابت.

گفته شد اگر این ماجرا در هوای سرد و یخبندان اتفاق بیفتد و صاحب جبیره از ریختن آب بربدن خود بترسد، چه کند؟ پیامبر(ص) در پاسخ من این آیه را قرائت کردند: ولاتقتلوا انفسکم ان‌الله کان بکم رحیما؛ یعنی خودتان را نکشید همانا خداوند نسبت به شما مهربان است. طباطبایی، محمدحسین: المیزان فی‌تفسیرالقرآن، مترجم: محمدباقر موسوی، ج ۴، قم: دفتر تبلیغات اسلامی، ۱۳۶۳، ، ص ۵۰۹-.۵۰۸‌

امام صادق علیه السلام فرمود :‌هر کس از روی عمد خود کشی کند پس جایگاه ابدی او جهنم خواهد بود ، خدای متعال فرموده است : و خودتان را نکشید … » شیخ صدوق،‌ ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، قم، دارالرضی، ۱۴۰۶هـ.ق ، ص ۲۷۶٫

نکته ی هفتم

هرگاه کسی عمدا مرتکب قتل خود شود و به اصطلاح خودکشی و انتحار کند، نه دیه بروی تعلق می‌گیرد و نه کفاره و این مسئله مورد اتفاق همه فقهای شیعه است. اما از اهل سنت، محمدبن ادریس شافعی متوفی ۲۰۴ .ق معتقد است که کفاره تعلق می‌گیرد و آن را از میراث (ترکه) فردی که خودکشی کرده می‌دهند. (شیخ‌طوسی: خلاف، ج ۳، ص ۱۴۸)

. افلاطون( ۳۴۷ – ۴۲۸ قبل از میلاد) – فیلسوف بزرگ یونانی ( شاگرد سقراط و استاد ارسطو بود ) معتقد بود کسی که انتحار(خودکشی) می‌نماید باید در زمین دورافتاده، خشک و سخت و بدون هیچ‌گونه تشریفات به خاک سپرده شود.

محسنی، مرتضی: دوره حقوق جزای عمومی ، تهران: انتشارات گنج دانش، چاپ اول، ۱۳۷۶، ص ۸

نکته ی هشتم:

آیا کسی که مرتکب چنین گناهی شده است استحقاق شفاعت شافعان در روز قیامت را خواهد داشت؟ در آیات قرآن و روایات شرایطی را برای شفاعت شوندگان ذکر شده است که اگر کسی این صفات و شرایط را داشته باشد مورد شفاعت پیامبر و ائمه و سایر شفعاء قرار می‌گیرد که از جمله آنها: ۱٫ شرک نورزیدن به خدا است، پیامبر اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ می‌فرمایند: من شفاعت می‌کنم اگر خدا بخواهد برای کسی که می‌میرد و ذره‌ای به خدا شرک نورزد. الالهیات، جعفر سبحانی، ج ۴، ص ۳۴۷

۲٫ اقرار به شهادتین با اخلاص: رسول الله می‌فرماید: شفاعت من برای کسی است که شهادت (لا اله الا الله) دهد و مخلص باشد و قلبش زبانش را تصدیق می‌کند و زبانش قلبش را.

۳٫ دشمنی نداشتن با اهل بیت که کسی که بغض و دشمنی اهل بیت را در دل داشته باشد به شفاعت نائل نمی‌شود. الالهیات، جعفر سبحانی، ج ۴، ص ۳۴۷٫

۴٫ داشتن ولاء و محبت و عهد که مصداق بارز اهل بیت عصمت و طهارت هستند. معاد در قرآن، جوادی آملی، چ اول، انتشارات اسراء
آن چه از این موارد استناد می‌شود که در حقیقت شرایط ایمان است، این که کسی که با ایمان از دنیا برود به این معنا که تصدیق و اقرار قلبی به باورهای دینی داشته باشد، و منکر آنها نباشد این ایمان در دنیا و آخرت برای او نتایجی را به دنبال خواهد داشت، در دنیا مال و جان و آبروی او محترم است.لذا کسی که به ظاهر و زبان اقرار به ایمان کرده باشد و انکار دین نکرده باشد تمام احکام مسلمانان بر او بار خواهد شد، حتی اگر خودکشی کرده باشد و در آخرت اگر با ایمان مرده باشد و لو گنهکار باشد که ممکن است مؤمن دارای لغزش و گناه باشد ولی از ایمان خارج نشده باشد و به کفر و شرک نرسیده باشد و صفات و شرایط شفاعت شوندگان را داشته باشد، امکان شفاعت شافعان برای او وجود خواهد داشت. و البته روشن است که ایمان برای کسی تا قیامت باقی خواهند که ایمان را تا لحظه مردن حفظ کند و با ایمان از دنیا برود، می‌تواند امید به شفاعت هم داشته باشد. و چه بسا افرادی بوده‌اند که ظاهراً مومن بودند امّا در آخرین لحظات مرگ منکر آن شده‌اند

نکته ی نهم :

گفته می‌شود در برهه‌ای از تاریخ یونان، خودکشی در بین زنان بسیار رایج شده بود و تمام تلاش‌های حکومت وقت نیز برای جلوگیری از این نوع خودکشی‌ها به نتیجه‌ای نرسیده بود. سرانجام حکومت وقت چاره را در آن دید که مقرر دارد: جسد زنانی که خودکشی کرده‌اند به صورت عریان در معرض دید عموم قرار گیرد و این کیفر، مجازات خودکشی زنان تلقی می‌گشت. همین مجازات نیز سبب شد که تعداد خودکشی زنان یونانی به شدت کاهش یابد.

در روم قدیم، در قرون اول و دوم میلادی از محاکمه یا مجازات مردگان خودداری می‌کردند. ولی بعدها موضوعی پیش آمد که موجب گردید معافیت تعقیب مردگان از بین برود. موضوع از این قرار بود که در آن ایام مرسوم بود که هرگاه کسی محکوم به مرگ می‌شد، اموالش نیز به نفع دولت ضبط می‌گردید.

بنابراین بعضی از محکومان به مرگ، برای جلوگیری از ضبط اموالشان به وسیله دولت، در مواقعی که احساس خطر می‌کردند، درصدد انتحار برمی‌آمدند تا بدین وسیله دولت را از ضبط اموالشان پس از مرگ بازدارند. دولت روم نیز برای جلوگیری از این امر، در اواخر قرن دوم و اوایل قرن سوم میلادی مقرر داشت: وصیت‌نامه کسانی که از ترس مجازات، خودکشی می‌نمایند محکوم به بطلان است و به علاوه،‌ اموال این درگذشتگان هم باید به نفع دولت ضبط گردد.۴۰ سرانجام در قرن ششم میلادی – امپراطور روم – مقرر داشت کسی که خودکشی می‌نماید باید مجازات شود و ازدواج با بیوه چنین فردی موجب ننگ و سرافکندگی می‌باشد. نحوه مجازات انتحارکننده هم به این صورت بود که جسد او را روی چهارچرخه به پشت خوابانیده و در شهر به معرض نمایش می‌گذاشتند و سپس جسد را به زباله‌دانی می‌انداختند.

محسنی، مرتضی: دوره حقوق جزای عمومی ، تهران: انتشارات گنج دانش، چاپ اول، ۱۳۷۶، ص ۹

نکته ی دهم :

قبل از انقلاب کبیرفرانسه، خودکشی در این کشور به دلیل نفوذ مذهب مسیحیت قابل مجازات بود. کیفر فرد انتحارکننده هم این بود که اموال و دارایی او به نفع دولت ضبط شده و جسدش نیز برای رسوایی برروی سبدی گذاشته شده و به اسبی بسته می‌شد تا اسب آن را بکشد و البته چنین فردی از تشریفات دفن اموات محروم می‌شد. اما بعد از انقلاب کبیر فرانسه، مجازات‌های سابق خودکشی ملغی گشتند. به همین دلیل در قانون جزای فرانسه (مصوب ۱۸۱۰)، خودکشی یا قتل خویشتن فاقد وصف مجرمانه و طبعا غیرقابل مجازات دانسته شد و مساله مشارکت یا معاونت در خودکشی نیز غیرقابل طرح بود.۴۷در این زمان در فرانسه، بنابرنظریه (ماده ۵۹ قانون جزای مصوب ۱۸۱۰ میلادی)، تحریک یا کمک به خودکشی جرم محسوب نمی‌شد. دیوان کشور فرانسه در سال ۱۸۱۵ میلادی رای داد خودکشی جرم نیست تا معاونت در آن جرم محسوب شود اما در همان زمان، تحت عنوان جرم یاری نکردن کسی که در معرض خطر است،‌ امکان رسیدگی به این موارد وجود داشت.

(ماده ۳۱۹ قانون جزای مصوب ۱۸۱۰ میلادی) رویه قضایی فرانسه نیز درگذشته، قتل بنا به درخواست یا فرمان را جنایت شمرده بود. (رای دیوان کشور فرانسه در تاریخ ۲۱ اوت ۱۸۵۱) خودکشی جمعی نیز به موجب رای مورخ ۲۲ ژوئن ۱۸۳۸ دیوان کشور فرانسه، جرم محسوب می شد.التاویلا، انریکو: روان‌شناسی قضایی، مترجم: مهدی‌ کی‌نیا، ج۱، تهران: انتشارات مجد، چاپ دوم، ۱۳۸۴، ص .۲۰۷

در حال حاضر در کشور فرانسه، خودکشی جرم نیست ولی تحریک به خودکشی یا تبلیغ و آگهی به هر نحوی و از طریق جراید و وسائل سمعی و بصری، موضوع مواد ۱۳ – ۲۲۳ و ۱۴ – ۲۲۳ و ۱۵ – ۲۲۳ قانون جزای فرانسه مصوب ۱۹۹۲ میلادی می‌باشد که از سال ۱۹۹۴ به مورد اجرا گذارده شده است.

برابر مواد مزبور، تحریک به خودکشی موضوع جرم مستقلی گردیده است. براساس مواد فوق، اقدام به تحریک دیگری به خودکشی مستوجب سه سال حبس و سیصد هزار فرانک جریمه نقدی است، در صورتی که تحریک منتهی به خودکشی یا شروع به خودکشی شده باشد. چنانچه جرم مذکور (دربندقبلی) نسبت به کسی که دارای کمتر از ۱۵ سال سن باشد ارتکاب یابد، مجازات مرتکب ۵ سال حبس و جزای نقدی به مبلغ پانصد هزار فرانک تعیین گردیده است.گلدوزیان، ایرج: حقوق جزای اختصاصی <جرایم علیه تمامیت جسمانی و .. ، تهران: انتشارات دانشگاه تهران چاپ یازدهم، ۱۳۸۴، ص .۵۶‌
در روسیه، آلمان و انگلستان در قرن ۱۹ میلادی، به پیروی از مذهب، خودکشی جنایت محسوب می‌شد.در این صورت، چنین جنایتی اگر ثمره الکلیسم یا تبهکاری یا بیماری (به طور کلی) به ویژه بیماری‌های روانی می‌بود، از نظر طبقه‌بندی جرایم در شمار جنایات ناشی از شهوت قلمداد می‌شد. در این زمان در انگلستان اگر انتحار منجر به مرگ می‌شد، انتحارکننده از تشریفات مذهبی دفن و تشییع جنازه محروم می‌گشت و اگر شروع به انتحار شده بود ولی به نتیجه نرسیده بود، عمل مرتکب در حکم قتل عمد ساده تلقی می‌گشت. گلدوزیان، ایرج: ماخذ پیشین،

نکته ی یازدهم

راهکارهای پیشگیری از خودکشی

براساس بعضی از آمارهای مراکز، خودکشی سومین عامل مرگ جوانان می باشد که برای برطرف کردن این بحران نیاز است برخی مسائل را بررسی کرد: سازماندهی امور مطالبات جوانان به عنوان برنامه ای ملی- تامین اشتغال مولد، ازدواج به موقع، ارزشگذاری مناسب به پسران و دختران، معرفی الگوهای مناسب، احترام به حقوق فردی تمامی افراد جامعه، آموزش مهارت های زندگی، برقراری امنیت شغلی مردان، حرفه آموزی و توانمندی آنها از جمله عواملی است که باید مورد توجه خانواده قرار گیرد و از مسئولین و دولتمردان نظام تقاضا داریم برای کم شدن این معضل توجه به منزلت و معیشت افراد جامعه بیشتر شود.

نکته ی دوازدهم

آیا خداوند در قتل عمد توبه را می پذیرد؟

گفته شد خود کشی تنها گناهی است که شخص فرصت توبه کردن ندارد و اگر بعد از اقدام به  خودکشی  نمیرد همانند کسی که اقدام به خودسوزی کرد ولی چند روزی تا مرگ طول کشید و در ایام بستری پشیمان شد و توبه کرد جای این پرسش هست که توبه ی او قبول خواهد شد یا نه از طرفی  گستره ی رحمت الهی بسیار گسترده استو ای بسا توبه ی در شرف موت او را نیز بپذیرد و از طرفی با هویدا شدن علایم مرگ ای بسا توبه ی شخص مقبول واقع نگردد .

اما اگر کسی عمدا مومنی را بکشد در قبولی توبه ی او اختلاف است جمعی از مفسران، صریحا به این سوال پاسخ منفی داده، می‌گویند: قتل نفس طبق آیه ومن یقتل مؤمناً متعمدآً فجزاؤه جهنم خالداً فیها وغضب الله علیه ولعنه واعدّله عذاباً عظیماً " سوره نساء آیه 93  اصلا قابل توبه نیست و در پاره‌ای از روایات كه در ذیل آیه وارد شده است نیز اشاره به این معنی گردیده كه: (لاتوبه له»

ولی آنچه از روح تعلیمات اسلام، روایات پیشوایان بزرگ دینی و فلسفه توبه كه پایه تربیت و حفظ از گناه در آینده زندگی است، استفاده می‌شود این است: هیچ گناهی نیست كه قابل توبه نباشد، اگر چه توبه پاره‌ای از گناهان بسیار سخت و شرایط سنگینی دارد، قرآن مجید می‌فرماید: «خداوند فقط گناه شرك را نمی‌بخشد اما غیر آن را برای هر كس بخواهد و صلاح ببیند خواهد بخشید. (نساء 48) البته این آیه درباره آمرزش گناهان ازطریق شفاعت و مانند آن سخن می‌گوید والاگناه شرك نیز با توبه كردن و بازگشت به سوی توحید و اسلام، قابل بخشش است. همانطور كه بیشتر مسلمانان صدراسلام در آغاز مشرك بودند، سپس توبه كردند و خداوند گناه آنها را بخشید.

از روایات استفاده مى‏شود که حتى توبه قاتل پیامبر پذیرفته مى‏شود. زنى خدمت پیامبر آمد و عرض کرد: زنى بچه خود را به دست خویش کشته، آیا براى او توبه است؟ حضرت فرمود:« قسم به خدایى که جان محمّد در قبضه قدرت او است! اگر آن زن هفتاد پیامبر را کشته باشد و پشیمان شود و توبه نماید و خداى تعالى صدق و راستى او را بداند که دیگر هیچ گناهى انجام نمى‏دهد، توبه‏اش را قبول مى‏فرماید و از گناهانش مى‏گذرد».
« زهرى» براثر ارتکاب قتل دچار اختلال روانى شده بود. خانواده‏اش او را به مکه آوردند. امام زین‏العابدین علیه السلام نزد او آمد و حالش را جویا شد، گفت: فرماندار شهرى بودم، خون بیگناهى را ریختم. این گناه بزرگ مرا به این روز انداخته است، حضرت فرمود: « از گناه نا امیدى تو از رحمت الهى، بیش از ریختن خون بیگناهى مى‏ترسم »دیه قتل را به وارث مقتول بده» .توبه وحشی قاتل حمزه عموی پیامبر ص است , که مورد قبول رسول الله ص واقع شد.

ولى اشتباه نشود آنچه در بالا گفتيم به اين معنى نيست كه قتل عمد، كار كوچك و كم اهميتى است، يا به اين سادگى مى توان از آن توبه كرد، بلكه به عكس، توبه واقعى از اين گناه كبيره بسيار مشكل است، نياز به جبران اين عمل دارد و جبران آن كار آسانى نيست.بنابراين، منظور فقط اين است كه راه توبه به روى چنين افرادى به طور كلى بسته نمى باشد.