نکاتی در مورد امربه معروف و نهی از منکر
354 بازدید
تاریخ ارائه : 5/8/2014 7:59:00 AM
موضوع: تبلیغ

نکاتی در مورد امربه معروف و نهی از منکر

معروف و منكر در لغت‏

راغب‏ اصفهانى كه درتبيين واژه‏هاى قرآن از تبحّر وذوق خاصى برخوردار است، می نویسد: معروف به عملى گفته مى‏شود كه از راه عقل يا شرع نيكويى‏ اش شناخته شده باشد، ومنكر به كارى گفته مى‏ شود كه به واسطه عقل يا شرع نيكويى‏ اش انكار شده باشد. مفردات، راغب اصفهانى، ص 331.

مفسّر عظيم الشأن، طبرسى نيز مشابه همين تعريف را ذكر كرده است:

مقصود از معروف همان «حق» است كه عقل و شرع بدان فرا مى‏خوانند، چون آن را صحيح مى‏شناسند، بر خلاف منكر كه عقل و شرع از آن بيزارند، چرا كه نمى‏توانند آن را صحيح بشمارند، پس هر چه را كه بتوان صحيح و جايز شمرد، «معروف» و هر چه را كه نتوان چنين معرفتى نسبت بدان پيدا كرد «منكر» است. مفردات القرآن فى مجمع البيان، الياس كلانترى، ص 255.

مجمع البحرين نيز «معروف» را اين‏گونه تفسير كرده است: معروف نام فراگير براى هر چيزى است كه مصداق اطاعت الهى و نزديكى به خدا و خدمت و نيكى به مردم شناخته شده باشد. مجمع البحرين، طريحى، ج 3، ص 158، دفتر نشر فرهنگ اسلامى.

اهمیت امر به معروف ونهی از منکر

قال على علیه السلام :

 همه کارهاى خوب و جهاد در راه خدا در برابر امر به معروف و نهى از منکر چون قطره‏اى است در دریاى عمیق

.نهج البلاغه، حکمت 374

پيغمبر اكرم(ص) فرمود:وقتى مردم امر به معروف و نهى از منكر را رها كنند،منتظر و مطمئن باشند كه پشت سر آن عذاب الهى مى آيد.

حديث ديگرى از پيغمبر اكرم(ص) است كه آن را،هم علماى شيعه در كتب معتبر خود مثل اصول كافى و هم علماى اهل تسنن روايت كرده اند و آن این که : امر به معروف و نهى از منكر را داشته باشيد،اين دو بايد وجود داشته باشند و گرنه بدان شما بر شما مسلط مى شوند

هر گناهى در اجتماع مانند يك بيمارى خطرناك است و براى مردم آن جامعه مصيبت و بدبختى است ، ولى مصيبت بزرگ تر آن است كه جامعه آن گناه را قبيح نشناسد و گناهكار را مستحق تنفر و مجازات نداند. بديهى است در چنين وضعى آن جامعه بى پروا و با سرعت به سوى سقوط و انحطاط پيش مى رود و طولى نمى كشد كه به عوارض شوم آن گناه دچار خواهد شد!

رسول اكرم (ص ) اين مصيبت را براى مسلمين بزرگ ترين خطر اجتماعى شناخته است . به مردم فرمود: چه خواهيد كرد موقعى كه زنان شما دچار فساد اخلاق شوند و جوانان شما به گناه آلوده گردند و از فريضه امر به معروف و نهى از منكر خوددارى كنند؟! عرض شد: يا رسول آيا چنين وضعى براى مسلمين پيش مى آيد؟! فرمود: بلى و بدتر از آن . فرمود: چه خواهيد كرد موقعى كه مردم را به گناه امر كنيد و از نيكى ها نهى نمائيد؟! عرض كردند: يا رسول الله آيا چنين وضعى پيش آمد مى كند؟! فرمود: بلى بدتر و از آن . سپس فرمود چه خواهيد كرد وقتى در نظر شما نيكى ها گناه و منكر شناخته شود و منكرات و گناهان را نيك و پسنديده بدانيد؟!

رسول اكرم (ص ) در اين حديث انحراف اجتماعى را در سه مرحله بيان فرموده است :

اول آن كه مردم گناهكار شوند.

دوم آن كه يكديگر را به گناهكارى امر كنند و از نيكى باز دارند.

مرحله سوم كه خطرناك ترين تمام مراحل است ، آن است كه درباره نيكى و بدى تغيير عقيده و دهند، گناه و نادرستى را خوب بدانند و نيكى ها را منكر و نادرست بشناسد!

دو شرط اساسى که خوارج منکر آن بودند:

وظيفه امر به معروف و نهى از منكر قبل از هر چيز دو شرط اساسى دارد:يكى بصيرت در دين و ديگرى بصيرت در عمل.بصيرت در دين-همچنانكه در روايت آمده است-اگر نباشد زيان اين كار از سودش بيشتر است.و اما بصيرت در عمل لازمه دو شرطى است كه در فقه از آنها به «احتمال تاثير»و«عدم ترتب مفسده »تعبير شده است . اين شرط ،مورد اتفاق جميع فرق اسلامى است به استثناى خوارج. فردی بچه های سیّد را می بوسید و به او می گفتند که اینکار حرام است ولی او می گفت که این بچه ی سیّد و اولاد پیامبر است و این کار ثواب دارد. بعد بچه ی کچلی را آوردند که او ببوسد، او گفت : آیا من باید همه ی ثواب ها را ببرم؟

ما در این انبار گندم می کنیم                                   گندم جمع آمده گم می کنیم

می نیندیشیم آخر ما به هوش                                 کین خلل در گندمست از مکر موش

موش تا انبار ما حفره زدست                                    وز فنش انبار ما ویران شدست

اول ای جان دفع شر موش کن                              و انگهان درجمع گندم کوش کن

گرنه موشی دزد در انبار ماست                                گندم اعمال چل ساله کجاست

ریزه ریزه صدق هر روزه چرا                                      جمع می ناید در این انبار ما

(مثنوی معنوی، دفتر اول، بخش16)

از اصول خوارج اين بود كه امر به معروف و نهى از منكر واجب است و هيچ شرطى هم ندارد آنها روى همان جمود و خشكى و تعصب خاصى كه داشتند مى گفتند امر به معروف و نهى از منكر تعبد محض است،شرط احتمال اثر و عدم ترتب مفسده ندارد،نبايد نشست در اطرافش حساب كرد.طبق همين عقيده با علم به اينكه كشته مى شوند و خونشان هدر مى رود و با علم به اينكه هيچ اثر مفيدى بر قيامشان مترتب نيست،قيام مى كردند و يا ترور مى كردند.

در امر به معروف و نهى از منكر قطعا بايد حساب،تدبير،فكر و منطق به كار برده شود. علمايى كه در مسائل اجتماعى مطالعه كرده اند،گفته اند كه راز انقراض خوارج همين بود كه در امر به معروف و نهى از منكر،منكر منطق بودند.مى آمد در حضور يك جبار گردنكش در حالى كه شمشيرش را كشيده بود.يقين داشت كه در اينجا حرفش كوچكترين اثرى ندارد، ولى مى گفت.او هم آنا او را معدوم مى كرد.به اصطلاح تاكتيك نداشتند،منطق و حساب در كارشان نبود،بى گدار خودشان را به آب مى زدند.نتيجه،انقراضشان شد.ولى ائمه ما عليهم السلام گفتند اين كار غلط است.«تقيه »هم كه شما شنيده ايد يعنى به كار بردن تاكتيك در امر به معروف و نهى از منكر،از ماده «وقى »به معنى نگهدارى است.يعنى چه؟يعنى امر به معروف و نهى از منكر مبارزه است.در مبارزه،انسان وسيله دفاعى هم بايد به كار ببرد،يعنى بزن ولى كوشش كن نخورى.اما تو مى خواهى بگويى بر من جهاد واجب است،ولى چرا سلاح بپوشم، چرا زره بپوشم،مگر اگر كشته بشوم به بهشت نمى روم؟چرا.پس من همين طور خودم را به قلب لشكر مى زنم تا كشته شوم و به بهشت بروم.مى گويد اين كار را نكن،تو دارى نيروى اسلام را مصرف مى كنى،تو خودت خشتى در بناى اسلام هستى،نيرويى از نيروهاى اسلام هستى.برو بزن ولى كوشش كن تا حد امكان كمتر بخورى.اگر به اين خيال بروى،اسلحه نپوشى و به خاطر اسلحه نپوشيدن كشته شوى،نيروى اسلام را هدر داده اى.برو بزن و تا حد امكان كشته نشو.برو تا حد ممكن طرف را از بين ببر ولى خودت را حفظ كن.اين،معنى مطلبى است كه آقايان گفته اند و بسيار مساله منطقى اى است.

شيوه هاي عملي امر به معروف و نهي از منكر

بهترين و مؤثرترين راهكارشيوه عملي است . پيامبر اكرم(ص) در اغلب كارها از قبيل كندن خندق، ساختن مسجد و برنامه هاي فرهنگي و اجتماعي و... قبل از اينكه ديگران را تشويق به اين كار كند خود پيشقدم مي شد، همچنانكه امامان معصوم(ع) به اين طريق عمل مي كردند.

احترام به شخصيت افراد: دومين اصلي كه در تأثير امر به معروف و نهي از منكر در خور توجه است، احترام به شخصيت افراد مي باشد.

نرمخويي و محبت

از شيوه هاي مهم و مؤثر در امر به معروف و نهي از منكر، نرمخويي و محبت است؛ خصلتي كه موفقيت پيامبر(ص) بنا به تصريح قرآن كريم مرهون آن بوده است.

تشويق به ارزش‌ها: پيامبر اسلام(ص) از عامل تشويق در جهت پيشبرد اهداف استفاده‌هاي زيادي مي‌كرد. براي كساني كه دو ركعت نماز براي خدا مي‌خواندند جايزه تعيين مي كرد.

رسول اكرم (ص ) مرد عربى را ديد كه در نماز خود دعا مى خواند و مضامين بسيار عالى و پر معنايى را به پيشگاه الهى عرض مى كند. سخنان عميق و پر مغز آن مرد كه حاكى از مراتب معرفت و كامل ايمانش بود در پيغمبر اكرم (ص ) تاثير كرد. شخصى را بر او گمارد و دستور داد وقتى عرب از نماز فارغ شد او را به حضورش بياورد. عرب را به محضر آن حضرت آورد. رسول اكرم (ص ) قطعه طلايى را كه به آن حضرت هديه داده بودند و به او عطا فرمود، سپس پرسيد: ((از كدام قبيله اى ؟

عرض كرد: از بنى عامربن صعصعه .

فرمود: آيا مى دانى اين طلا را براى چه بشما بخشيدم ؟

عرض كرد: به اعتبار رحميت كه بين من و شماست.

حضرت فرمود:البته براى رحميت حقى است ، ولى اين طلا را از آن جهت به تو بخشيدم كه در پيشگاه الهى خداى را به نيكى و شايستگى ثنا گفتى .تشويق و تحسين پيغمبر اكرم از طرفى مرد عرب را بيش از پيش دلگرم كرد و از طرف ديگر آنان را كه ناظر اين جريان بودند اميدوار نمود.

مراتب امر به معروف و نهي از منكر

مرحله انزجار قلبي: اولین درجه و مرتبه نهي از منكر، هجر و اعراض يا انكار قلبي است و اين در مواردي است كه ما با شخصي كه با او صميميت داريم قطع رابطه كنيم و نسبت به او سردي نشان دهيم

مرحله زباني: چه بسا آن بيماري كه دچار منكري است، به دليل جهالت و ناداني و تحت تأثير يك سلسله تبليغات قرار گرفته است، احتياج به مربي، هادي، راهنما و معلم دارد تا با او تماس بگيرد و با كمال مهرباني با او صحبت كند، موضوع را با او در ميان بگذارد تا معايب و مفاسد را برايش تشريح كند تا آگاه شود و بازگردد.

مرحله عمل: مرحله سوم عمل است. گاهي طرف در درجه و حالي است كه نه اعراض و هجران و نه زبان و بيان بر او تأثير نمي‌گذارد. در اينجا بايد از راه عمل وارد شد. وارد عمل شدن نه تنها به زور گفتن نيست، كتك زدن و مجروح كردن نيست، البته مواردي هم هست كه جاي تنبيه عملي است كه آن هم از شئون حكومت اسلامي است

امام علی ع

 :مَن تَرَکَ إنکارَ الْمُنکَرٍ بِقَلبِهِ ویَدِهِ ولِسانِهِ فَهُوَ مَیِّتٌ بَینَ الْأحیاءِ؛کسى که منکَر را با قلب و دست و زبانش انکار نکند، مرده‏ اى است میان زندگان. تهذیب الأحکام، ج 6، ص 181

(( قال النبى صلى الله و عليه و آله : كيف بكم اذا فسد ناوكم و فسق شبابكم و لم تامروا بالمعروف و لم تنهوا عن المنكر؟! فقيل له : و يكون ذلك يا رسول الله ؟! قال : نعم و شر من ذلك : كيف بكم اذا امرتم بالمنكر و نهيتم عن المعروف ؟! قيل يا رسول الله و يكون ذلك ؟! قال نعم و شر من ذلك : كيف بكم اذا رايتم المعروف منكرا والمنكر معروفا.))