چرا ایثارگران و جانبازان حق تقدم دارند؟
47 بازدید
تاریخ ارائه : 4/17/2014 10:39:00 AM
موضوع: تبلیغ

سوال – چرا ایثارگران و جانبازان حق تقدم دارند؟ پس ثواب خدا برای خالصانه به رفتن به جنگ چه می شود ؟ آقای ماندگاری از سیستم گزینش کشور خیلی بی خبر هستند . آیا ایشان در خارج از کشور سکونت دارند ؟ خانواده ی شهدا و جانبازان و ایثارگران حق دارند که امتیاز بگیرند ولی آیا حق دارند که با سهمیه به دانشگاه بروند مگر نباید هر کس به اندازه ی تلاش و علمی که دارد باید به دانشگاه برود. آیا شهید راضی است که ما ناراضی باشیم ؟ اگر بناست که شهدا و ایثارگران بخاطر کارهایشان اجری بگیرند پس حضرت زینب با هفتاد و دو تن شهید باید دنیا را صاحب می شدند . من با بعضی از رزمنده ها که به جبهه رفته اند صحبت کرده ام و فهمیدم که بعضی از انها بخاطر جوانی و ماجراجویی شان به جبهه رفته اند و بحث ایثار و فداکاریها نبوده است . راهنمایی بفرمایید.
پاسخ – پیام ها خیلی زیاد بوده است و از میان آنها این تعداد انتخاب شده است . اگر ما خودمان باشیم و بخواهیم صبحت بکنیم از ما بی عرضه تر وجود ندارد ولی به عنایت الهی اگر قرار بادش که از دین حرف بزنیم که خدا خوشش بیاید از ما با عرضه تر پیدا نخواهد شد . چون خدا کننده ی کار است . و ما رمیت اذ رمیت ولیکن الله رما . اگر قرار باشد که در جنگ خدا تیرهای سربی را به هدف برساند در منطق خدا ، ارزش تیر کلام خیلی بیشتر است . الرحمن ، علم القرآن ، علمه لبیان . ما امیدواریم که خدا به ما کمک کند آنچه که خیر مردم برنامه و جامعه است به زبان ما جاری بشود . خدایا همچنان که شهدا را توفیق دادی که واسطه ی نصرت و هدایت دین مردم شدند ، به ما دست اندکاران صدا و سیما بخصوص برنامه های معارفی توفیق بده که واسطه ی نصرت و هدایت دین مردم بشویم . هیچ کس پارتی بازی را تایید نمی کند و همه آنرا محکوم می کنند . کار راه اندازی طبق قانون کارش پارتی بازی نیست . نکاتی که دوستان د رمورد فضای گزینش گفته اند کمی با عینک دودی است. یعنی تمام کسانیکه در این مملکت در این سی و سه سال گزینش شده اند همه پارتی داشته اند و از خانواده ی شهیدان بوده اند ؟ ما هم دعا می کنیم که سیستم گزینیش ما بهتر بشود . مردم فکر می کنند که وقتی یک نفر بخاطر رضای خدا به جبهه رفته است یا برای رضای خدا یک کاری را انجام داد نباید به اوپاداش بدهیم . مثلا من وشما می خواهیم در خانه ی خودمان را رنگ بزنیم . با آقای نقاش هم در مورد دستمزد صحبتی نکردیم و این آقا هم بخاطر نیت الهی در خانه ی ما را رنگ کرده است . ممکن است که با هم قرار هم گذاشته باشیم ولی با هم اختلاف پیدا کرده ایم . حالا او اجرتش را می خواهد وپولی را که ما می خواهیم به او بدهیم نمی گیرد. آیا او را رها می کنیم که برود ؟ ما باید ببینیم که نرخ در بازار چقدر است و نرخ در بازار را اجرت المثل می گویند و به او پرداخت کنیم . مثلا من پنج میلیون تومان گم کرده ام و علامتی هم ندارد . آقایی آنرا پیدا کرده و چون دین داشت از طریق اطلاعیه ی من به من رساند و گفت که بخاطر رضای خدا این کار را کرده است . یا اینکه اصلا برای شهرت آنرا آورده که جلوی دوربین صدا و سیما برود. آیا ما به او لگد می زنیم و بیرونش می کنیم ؟ این فرد چه برای رضای خدا ، چه برای دوربین آمده باشد به او می گوییم که خدا پدرت را بیامرزد که پول من را برگرداندی و پنجاه هزار تومان به او می دهیم . بقول دوستان شاید عده ای بخاطر ماجراجویی و خودنمایی به جبهه رفته اند که بعدا پول بگیرند یا اصلا به جبهه رفتند که امتیاز بگیرند . ببینید در دنیا نرخ کسی که جانش را کف دستش گذاشته و به جبهه رفته است چقدر است ؟ شما به روسیه سری بزنید . من به آنجا رفته ام . فردی که در جبهه پایش قطع شده است ببینید که در ادارات و جامع چگونه با او برخورد می کنند ؟ شاید او اجباری او را جنگ برده اند ولی در دنیا این کار نرخ معینی دارد . عده ای رفتند و ما به نیت آنها کار نداریم اما رفتار آنها و حفاظت از این مملکت من را بدهکار آنها کرده است . آیا این را باورداریم ؟ یک فرد مسلمان اگر کمی دین داشته باشد بدهکار آنها حساب می شود . مثل فردی که پنج میلیون را آورد و من خودم را بدهکار او می دانم . فردی که در منزل من را رنگ زده و من خودم را بدهکار او می دانم . مثلا من سوار یک ماشین شده ام و سر اجرت کرایه با راننده دعوا شده است ، من مسلمان خودم را بدهکار می دانم . عده ای برای ماجراجویی ، شهرت طلبی و مسائل دنیایی به جبهه رفتند و ما به نیت آنها کاری نداریم و به همه ی آنها شهید ، جانبار و آزاده می گوییم . حضرت زهرا وقتی بدن امام حسین (ع) را در دست گرفت گفت : خدایا این هدیه ناقابل است . امام خمینی فرمود که ما مدیون سیدالشهدا هستیم . همه ی عالم برای زینب کبری است . همه ی عالم برای حسین است . همه ی عالم برای اباالفضل است.همه ی عالم برای امام رضا (ع) و امام زمان (ع) است زیرا عالم به وجود اینها استحکام پیدا کرده است . شما می توانید به آلمان یا شوروی سابق بروید . برای یک بازمانده ی جنگ تمام وسایل نقلیه ی عمومی مجانی است ، هر مدرسه یا اداره یکه به این افراد خدمات بدهد یک امتیازی از دولت می گیرد که من به یک رزمنده ی زمان جنگ احترام گذاشتم . در مسکو یک میدانی بنام سرباز گمنام هست و کسی هم در آنجا دفن نشده است و آنجا فقط یک یاد بود گذاشته اند . مردم دائما در آنجا می روند و ادب می کنند و خودشان را بدهکار می دانند . چون امنیت امروز و سلامتی مملکت را مدیون آنها می دانند احساس می کنم که باید امتیاز بدهم . در حالیکه امتیازی هم که داده می شود سر و صدایش خیلی بیشتر از واقعیت آن است . من در خارج از کشور زندگی نمی کنم .
سوال – افرادی که با نیت خالص و بخاطر خدا به جبهه رفته اند ، آیا باید به آنها هم پاداش بدهیم ؟
پاسخ – آیا قرار ما این نیست که صفات ما شبیه صفات خدا بشود ؟ و اذ قال ملائکته انی جاعل فی الارض خلیفه . خلیفه یعنی شبیه او و جانشین او بشویم . اگر قرار است که ما شبیه خدا بشویم ببینیم که خدا چطور به بنده های خالصش پاداش می دهد . ما می توانیم کمی مثل خدا بشویم .در آیه 261 سوره بقره داریم که خدا برای یک قدم کار خیر هفت صد برابر پاداش می دهد . ما می خواهیم شبیه خدا بشویم چند برابر پاداش بدهیم ؟ کارهای خدایی پاداش دنیوی ندارد ؟ تبدیل زندگی به بندگی معنایش تعطیل کردن زندگی نیست . اگر من هرقدمی را در راه خدا برداشتم زندگی ام باید رونق قشنگ تری از نظر باطنی پیدا بکند . اگر یک نفر یک لیوان آب بخاطر خدا به دست من داد ، آیا من باید بگویم که خدا اجر شما را بدهد ؟ خدا برای این یک لیوان هفت صد حسنه گذاشته است . من حداقل هفت تا تشکر از شما بکنم . خدا در مقابل حسنه خودش را بدهکار می کند پس من هم خودم را در مقابل کار دیگران برار رضای خدا بدهکار بکنم . شهید زین الدین هم تقاضا از دانشگاه فرانسه داشت و هم تقاضا از دانشگاه جبهه . او به جبهه می رود . پیامبر به مردم گفت که ما پیامبران برای رسالت مان از شما اجری نمی خواهیم . در قرآن داریم که پیامبر مایه ی حیات شماست . پزشکی مادر من را بخاطر خدا از مرگ نجات داد . حالا اگر من به او پاداشی بدهم ، این پاداش دادن با رضایت خدا منافاتی دارد ؟ دستورات خدا دو طرفی است . به من و شما می گوید که برای رضایت خدا کار کنید و به توهم می گوید که تکلیف خودت را در مقابل آنها انجام بده . به میهمان گفته اند که توقع زیاد از صاحبخانه نداشته باش . به صاحبخانه گفته اند که هر چه داری جلوی میهمان بگذار . حالا من بگویم که جلوی میهمان یک لیوان آب و یک تکه نان می گذارم و او نباید توقع داشته باشد و شما هم فکر کنی که چرا صاحبخانه هر چه در خانه دارد جلوی شما نیاورده است ؟ نقش های مان جابجا بشود . رزمنده بخاطر خدا و تکلیفش به جبهه رفت . حالا تکلیف من چیست ؟ من در مقابل او تکلیف دارم . خدا به پیامبر فرمود که به مردم بگو من از شما اجر و مزدی نمی خواهم مگر دوستی با خاندان من و اینکه می گویم خاندان من را دوست داشته باشید به نفع خودتان است . اگر بخاطر رضای خدا پنج میلیون تومان من را پیدا کردند و اگر من بخاطر رضای خدا پانصد هزارتومان به طرف دادم. این به نفع من است و پانصد هزارتومان خیرات برای من نوشته شد . اگر فردا موتور من گم بشود همه دنبال موتور من می گردند . اگر من به طرف بگویم که تو بخاطر رضای خدا کار انجام داده ای و من به تو چیزی نمی دهم ، اگر ماشین یا موتور من گم بشود هیچ کس کوچکترین زحمتی به خودش نمی دهد . چون پیامبر و شهدا برای رضای خدا رفتند و هیچی تقاضا نکردند ما احساس می کنیم که اگر همه ی زندگی مان را هم برای شهدا بدهیم ، باز هم کم است. ما باید باور کنیم که بدهکار هر کسی هستیم که به ما خدمت کرده چه خالصانه چه غیر خالصانه . اگر غیر خالصانه است اجرت المثل آنرا به او بدهیم و اگر خالصانه بوده است او توقع اجرت ندارد ولی من تکلیف اجرت دارم .
سوال – سوره ابراهیم آیات 43 تا 52 را توضیح بدهید .
پاسخ – در آیه آخر سوره داریم که بعضی از محتواها برای هدایت خلق شده است . می فرماید : این کتاب برای هدایت خلق شده است . خود انبیاء و اولیاء برای هدایت خلق شده اند . بعضی مکان ها برای هدایت است . مسجد مکان هدایت است . شب و روز اعتکاف و عرفه ، ماه رجب و شعبان زمان هدایت است . هدایت در دل زمان ها ، مکان ها ، انسانها و سخن ها است . امام رضا (ع) فرمودند : اگر مردم زیبایی و کلام ما را بشنوند ،از ما تبعیت می کنند. کلام آنها کلام هدایت است . کلامکم نور وامرکم رشد . حالا این بستر فراهم شده و سیر جوانان ما به سمت مساجد برای اعتکاف می آیند و به این مکان هدایت و عزلت نشینی هجوم می آورند . همانطور که یک مجرم اگر خودش را معرفی کند به او تخفیف می دهند ، من گناهکار هم در این سه روز اعتکاف خودم را به خدا معرفی می کنم . قد اتیتک یا الهی بعد تقصیری و اسرافی علی نفسی . من آمده ام که جرم خودم را اعتراف کنم و تو مرا ببخشی . روحانیون و مبلغین بزرگوار برمنو شما فرض است ، حالا که جوان با پای خودش آمده است تا در خانه ی خدا قرآن بشنود ، اگر من و شما کوتاهی کنیم شاید این جفا باشد . جوانان در این سه روز باید اعتکاف شیرینی انس با قرآن و عترت را بچشند . هر کارشناسی می تواند بلاغ ، مبشر و منذر باشد .
سوال – بعد از اعتکاف قرار است که چه اتفاقی برای جوانان بیفتد ؟
پاسخ - بهترین اتفاق این است که مزه ی دینداری و آشتی کردن با خدا دین روحانیت را بچشد و یک عهد ببندد که رابطه اش را با دین و روحانیت قطع نکند . خدا به پیامبر گفت که تو به مردم بگو من از تو اجر و پاداش برای کار رسالتم نمی خواهم ، خدا به امام حسین (ع) گفت که خون علی اصغرت را به سمت آسمان پرتاب کن و خودت را طلبکار نکن ، زینب تو با این همه مصیبت ها خودت را طلبکار ندان ، شهدا ، ایثارگران و جانبازان خودتان را طلبکار ندانید ولی از آن طرف به همه ی عالم گفت که شما بدهکار پیامبر هستید . اگر من طلبه بخاطر رضای خدا حرف می زنم و گره باز می کنم ، خودم را طلبکار ندانم ولی همه ی مردم بدانند هر کس که آنها را با دین آشنا کرده بدهکار او هستند و بدهی قابل پرداختی نیست . چون از جنس معنوی است . جنس معنوی را نمی توان با جنس مادی قیمت گذاشت .آیا ما می توانیم بگوییم قیمت خون امام حسین (ع) چقدر است ؟ می توانیم قیمت سیلی های حضرت زینب را بگوییم؟ حضرت زینب خودش را طلبکار نمی داند . آیا شما می توانید قیمت یک دست قطع شده و یک حلقوم بریده شده یک قنداقه ی پرخون را بگویید؟ امام حسین (ع) حق ندارد که خودش را طلبکار بداند ولی عالم خودشان را مدیون حسین می دانند ، این قدر مدیون او هستند که دیوانه ی حسین هستند . آیا امام رضا (ع) به مردم گفته که به من پول بدهید؟ آنها یک لحظه خودشان را طلبکار نمی دانند . اعتکاف خیلی زیباست . آنهایی که می خواهند خادم معنوی خدا ،پیامبر و ائمه باشند ، هزینه ی ده نفر معتکف را بپردازند و بانی بشوند . زیرا اعتکاف هزینه هایی دارد که همه کس نمی تواند آنرا بپردازد . البته بعدا منت نگذارم . لا تبتلوا صدقات بالمن واذی . با منت آن را خراب نکنم . معتکف باید خودش را مدیون او بداند .
سوال – آن موقع عرصه ی رفتن به جبهه برای جوانان فراهم بود ولی الان این عرصه برای جوانان ما وجود ندارد . شاید این خودش یک نوع بی عدالتی را القاء بکند . نظر شما چیست ؟
پاسخ – اگر ما جهاد را منحصر به جنگ کردیم این ذهنیت و غبطه جا دارد ولی جهاد منحصر به جنگ نیست . جهاد یعنی شناخت تکلیف ، تحمل سختی های تکلیف ، استقامت روی تکلیف و انجام دادن آن است . بعضی ها می گویند که اگر الان ما می خواهیم یک قدم علمی یا صنعتی برداریم چوب لای چرخ ما می گذارند و برای ما مشکلات درست می کنند، ما از کار خیر هم می گذریم . یادتان باشد که بچه های ما زمانی به جبهه رفتنند که فرمانده کل قوای ما بنی صدر بود. تمام کارشکنی ها می شد که ما نتوانیم در جبهه خوب کار کنیم . بعد معلوم شد که بنی صدر خائن و جاسوس بود. کارشکنی ها و سنگ اندازی ها شد ولی بچه ها باز به جبهه رفتند و از سختی ها فرار نکردند . امروز بعضی ها تا می بینند که سختی و کارشکنی است فرار می کنند و دیروز هم عده ای فرار کردند . یک دانشجوی مبتکر و یک صنعتگر با تمام سختی ها و مشکلات مقاومت کند ، ان تنصروا الله ینصرکم و نو آوری و تولید علم خودش و تهذیب را جلو ببرد و زود فرار نکند زیرا از طرف خارج هم چراغ سبز زیاد است . تا یک دانشجویی در المیپاد برنده می شود و امتیاز ی می آورند سریع از امریکا و اروپا پذیرش با خانواده می شوند . آن روز بچه ها با تمام کارشکنی ها پای تکلیف شان در جبهه ایستادند .اگر شما می خواهید اجر مجاهد فی سبیل الله و اجر شهید را ببرید امروز پای تکلیف تان بایستید و فرار نکنید . از کارشکنی نترسید. زمان پیامبر و حضرت علی (ع) هم کارشکنی بوده است . بعضی مواقع در گوشه ای می نشست و از دست کارشکنی های بعضی ها گریه می کرد . نباید بترسیم و میدان را خالی کنیم . امروز جنگ نظامی نداریم ولی جنگ سیاسی ، علمی و اقتصادی داریم .همین جنبش نرم افزاری که آقای خامنه ای فرمودند یعنی جنگی است که ما می خواهیم بگوییم که در علم و صنایع دفاعی محتاج شما نیستیم . کسانی که در عرصه ی این جبهه فعالیت می کنند ، ارزششان اگر از شهدای جنگ بالاتر نباشد ، پایین تر نیست . ما می گوییم در جنگ مستقیم حس جهاد بیشتر است بخاطر همین می گویند که جهاد غیر مستقیم ارزشش بیشتر است و به جهاد کبیر معنی کرده اند و جهاداکبر مبارزه با نفس اماره است .
سوال – اگر ما برای هر کدام از خانواده ی شهدا ،ایثارگران وآزادگان سهمیه ای در نظر بگیریم بالاخره یک عده در جامعه صدایشان درمی آید . راهنمایی بفرمایید.
پاسخ – باور کنیم که خانواده ی شهدا ، جانبازان و ایثارگران خودشان را طلبکار نمی دانند . من مادری را سراغ دارم که دوازده تن از اعضای خانواده اش شهیدشده است و الان در خانه ی خرابه زندگی می کند و توقعی ندارد. مادری که پنج جانباز دارد در خانه ی مستاجری زندگی می کند. آنها خودشان را طلبکار نمی دانند . همه ی ما که الان هستیم بدهکار آنها هستیم . اگر ما و نظام بخواهیم ذره ای از بدهی های مان را به آنها بپردازیم ، یک عده معترض هم داریم . مثلا امروز شما یک پولی گیرتان آمده است . با بچه ها قرا گذاشته اید که به خرید بروید. از طرفی شما دویست هزار تومان هم بدهکار هستید . خانواده را قانع می کنید یا طلبکار را قانع می کند ؟ باید ببینیم که تکلیف الهی ما کدام است . اول بدهکار . فرزند ، پدر و مادر شهید هم نباید خودش را طلبکار بداند . اگر امتیازی برای فرزند شهید می گذارند برای او مسئولیت است . لایکلف الله نفسا الا ما اتی ها . همه ی اینها مسئولیت است و تکلیف دارد . امام صادق (ع) می فرمایند : کسی که به خانه ی ما رفت و آمد می کند این یک مسئولیت است . ای کسانی که در زندگی امام صادق (ع) رفت و آمد می کنی و منسب به او هستی ، ای کسی که منتسب به شهید هستی یا منتسب به روحانیت هستی ، کار خوب از شما خوبتراست بخاطر انتساب شما و کار بد از شما بدتر است بخاطر انتساب شما . همه ی ماباید حواسمان به بدهکاری مان باشد . و آنها هم نباید حواسشان به طلبکاری شان باشد.
امیدواریم که خداوند فضلیت شهادت را هم نصیب ما بگرداند .
سخنان حجت الاسلام والمسلمین ماندگاری در برنامه سمت خدا مورخ 24 خرداد 1390