حرص و درمان آن
492 بازدید
تاریخ ارائه : 2/26/2014 9:32:00 AM
موضوع: اخلاق و عرفان

حرص در لغت به معناى علاقه شديد ميل فراوان رغبت بسيار و افراط در اراده است (المفردات ص.113) . البته حرص براى ثروت دنيا رياست قدرت شهوت و براى جلوه ها و مظاهر دنياگرايى و در يك جمله حرص براى خود حرص حيوانى پليد منكر و از رذايل اخلاقى است اما حرص براى ديگران و دلسوزى و علاقه شديد به كمك مالى به ديگران و قضاى حوائج مومنان و سودرسانى به آنان وحل مشكلات انسان ها و هدايت و نجات آنان حرص ارزشمند زيبا معروف و از فضايل و مكارم اخلاقى است. امام رضا عليه السلام فرموده اند بر قضاى حوائج مومنان و خوشحال نمودن آنان و برطرف نمودن مكروه و بدى از آنان حريص باشيد. علامه مجلسى بحارالانوار ج 78 ص 347  

حرص مذموم به بيابانى مى ‏ماند كه كرانه‏ هاى آن ناپيداست و همچون سرزمين وحشتناك بى انتهاست كه هر قدر حريص در آن پيش مى ‏رود به آخر آن نمى‏ رسد. امام باقر عليه السلام: مَثَلِ حريص به دنيا، مثل كرم ابريشم است كه هر چه بيشتر دور خود ببافد خارج شدن از پيله بر او سخت تر مى شود تا آن كه از غصه مى ميرد.(نهج البلاغه، خطبه 192)

امام علی علیه السلام: اگر پنج خصلت نبود، همه مردم جزوِ صالحان مى شدند: قانع بودن به نادانى، حرص به دنيا، بخل ورزى به زيادى، رياكارى در عمل، و خود رأيى.(غررالحكم، ج2، ص451، ح3260)

امام صادق عليه السلام: حريص از دو خصلت محروم شده و در نتيجه دو خصلت را با خود دارد: از قناعت محروم است و در نتيجه آسايش را از دست داده است، از راضى بودن محروم است و در نتيجه يقين را از دست داده است.(غررالحكم، ج3، ص 330، ح4634)

امام رضا عليه السلام فرموده اند: به خودتان از فقر و طول عمر سخن مگوئيد هركس به خودش از فقر سخن بگويد بخيل شود و هركس به آن از طول عمرسخن گويد حريص گردد. (بحارالانوار ج 78 ص 346).تلقين عمر طولانى به نفس رام نشدنى موجب افزايش روحيه دنياگرايى و خودخواهى انسان مى گردد و علاقه شديد به جمع آورى مال و ثروت و پاسدارى از آن انسان را از خدا و كار براى آخرت باز مى دارد.

امام رضا عليه السلام فرموده اند: از حرص و حسد بپرهيزيد و دورى كنيد همانا آن دو امت هاى پيشين را هلاك و نابودكرده اند. مطابق اين حديث رضوى زيان حرص آن قدر زياد است كه منتهى به هلاكت امت هاشده و مى شود. حرص در رفاه طلبى و سرمايه دارى و افزون خواهى هاى مادى عمومى تنها افراد را نابود نمى كند بلكه عامل نابودى امت ها و حكومت ها و تمدن هاست. (بحارالانوار ج 78 ص 346).

علاقه شديد و تمايل فراوان به ثروت و سرمايه عامل آلودگى انسان ها به روش هاى كثيف و راه هاى ننگين و ابزارهاى پليد براى رسيدن به هدف هاى مادى است و باعث سقوط فرد و جامعه مى شود. رباخوارى دزدى رشوه خوارى ظلم اقتصادى قتل قاچاق فروشى غارت و چپاول اموال عمومى خودفروشى جاسوسى رواج فحشا كم فروشى غش زدن فريبكارى و... راه كارهايى است كه حريص با آن ها به جمع آورى مال و ثروت مى پردازد. بنابراين حرص موجب پيدايش و گسترش فساد اقتصادى و در نهايت سقوط اخلاقى و هلاكت است. حرص فضيلت ها و مكارم و ارزش هاى اخلاقى را از بين مى برد. اين لوازم ايجابى و سلبى حرص كه همواره با حرص است و از آن جدا نمى شود عوامل و علل هلاكت امت هاست. امام رضا عليه السلام نيز با آگاهى و شناخت اين لوازم تفكيك ناپذير حرص مسلمانان را از حرص برحذر داشته و اثر نهايى حرص ورزى عمومى را كه هلاكت امت ها است بيان كرده اند.

محمدبن اسماعيل بن بريع گفته است امام رضا عليه السلام فرمود: مال جز با پنج خصلت جمع نمى شود: بخل شديد و آرزوى طولانى و حرص غالب و قطع رحم و برترى دنيا بر آخرت. (عيون اخبارالرضا عليه السلام ج 1 ص 566).  

درمان حرص:

مرحوم فيض كاشانى در «المحجة البيضاء» مى‏گويد: داروى بيمارى حرص سه ركن دارد «صبر» و «علم‏» و «عمل‏» كه مجموع آن پنج چيز مى‏شود.

نخست اقتصاد و ميانه‏روى در هزينه‏هاى زندگى، زيرا كسى كه هزينه‏هايش افزون گردد، زندگى آميخته با قناعت او را سير نمى‏كند، بنابراين رعايت اعتدال و ميانه‏روى در صرف اموال دشمن حرص است.

در حديثى از پيامبر اكرم(ص) مى‏خوانيم: «من اقتصد اغناه الله، و من بذر افقره الله; كسى كه اعتدال در هزينه‏هاى زندگى را رعايت كند خدا او را بى نياز مى‏كند و كسى كه اسراف و تبذير كند فقيرش مى‏سازد». ميزان الحكمه، جلد3، صفحه‏2557.

دوم هنگامى كه مال به اندازه كافى براى زيستن دارد، نگران آينده نباشد چرا كه بسيارى از حريص‏ها به خاطر تامين آينده حرص مى‏زنند، آينده‏اى كه با تدبير در موقع خود قابل تامين است، اين همان است كه قرآن مى‏گويد: «الشيطان يعدكم الفقر و يامركم بالفحشاء...; شيطان شما را(به هنگام انفاق) وعده فقر و تهيدستى مى‏دهد و به فحشاء (و زشتى‏ها) امر مى‏كند!» بقره، 268.

سوم در فوايد قناعت و عزت حاصل از آن و زيانهاى حرص و طمع و ذلت ناشى از آنها بينديشد تا انگيزه‏اى براى قناعت و فاصله گرفتن از حرص او گردد، پيغمبر اكرم(ص) فرمود: «عز المؤمن استغناه عن الناس; عزت مؤمن از بى‏ نيازى او از مردم است‏». شرح فارسى غررالحكم، جلد 5، صفحه 338.

چهارم در تاريخ گذشتگان مخصوصا گروهى از يهود حريص و دنياپرستان از اقوام ديگر بينديشد و حال آنها را با حال انبياء و اولياء الله مقايسه كند و عقل خود را در اين ميان به داورى طلبد كه آيا به آن گروه بپيوندد يا به اين گروه؟ آنهايى كه با افتخار زيستند و با افتخار از جهان چشم پوشيدند و به جوار رحمت‏ حق با روحى پاك و اعمالى صالح شتافتند، يا كسانى كه بدنام زيستند و بدنام از دنيا رفتند و با كوهى از گناه به سوى سرنوشت‏شومشان در قيامت‏ شتافتند؟!

پنجم در خطرات مال و ثروت بى حساب بينديشد و آفات دنيا و آخرت اين كار را در نظر بگيرد و نيز در آرامش و منيت‏ حاصل از قناعت و عاقبت محمود آن فكر كند، هميشه در امر دنيا به زيردستان خود نگاه كند، نه به آنها كه بالادست او هستند، چرا كه شيطان دائما او را تحريك مى ‏كند كه به افراد بالاتر نگاه كند و به او مى‏ گويد تو چه چيز از آنها كم دارى؟ چرا تلاش نمى‏ كنى؟ ببين آنها چگونه غرق ناز و نعمتند و از لذايذ دنيا بهره مى‏گيرند؟! تو از خوف خدا بر خود تنگ گرفته‏ اى و دائما حلال و حرام مى‏ كنى، مگر آنها خوف از خدا ندارند يا تو از آنها ديندارترى؟! المحجة البيضاء، جلد6، صفحه 58 تا 54(با تلخيص).