چگونه خدا را شکر کنیم
2519 بازدید
تاریخ ارائه : 2/18/2014 10:16:00 AM
موضوع: اخلاق و عرفان

راغب اصفهانی در مفردات مى گوید : ""شکر همان تصور نعمت و اظهار آن است"" ، نقطه مقابل شکر کفر است که فراموشى نعمت و پوشاندن آن مى باشد

ما انسان‌ها نمی‌توانیم آن طور که شایسته خداست از او تشکر کنیم. اگر بخواهیم همه نعمت‌های خدا را بشماریم، باید ده‌ها صفحه بنویسیم و البته باز هم نمی‌توانم همه نعمت‌هایش را فهرست کنم. به گفته قرآن: «اگر نعمت‌های خدا را بشمارید، نمی‌توانید تعداد آن را مشخص کنید.

 امام علی(ع) در توصیفی از خداوند متعال می فرماید: ((تلاشگران حقش را ادا نتوانند نمود))یعنی اگر کسی بخواهد با تلاش و کوشش، حق خدا را ادا کند نمی تواند. زیرا:

 اولاً : سپاسگزاری و عبادت در برابر نعمتهای غیر متناهی خداوند مقدور نیست و با این عمر محدود و زمان اندک چگونه می توان حق نعمتش را به جای آورد.

 ثانیاً : بسیاری از ما انسانها فکر می کنیم خداوند نیازمند عبادتهای ماست! و خیال می کنیم با نماز خواندن و سایر عبادات دیگر دِین خود را ادا کرده ایم! بسیار اندک اند کسانیکه به این بینش زیبا رسیده اند که همین که خداوند به ما اجازه و امکان ستایشش را داده نعمت دیگری است و لازم است برای همین نعمت (یعنی امکان ستایش کردن) نیز خدا را سپاس گوییم. در نتیجه هر شکر گزاری ای خود ،شکر گزاری دیگری را می طلبد!

. با این حال همه ما، باید به اندازه خودمان از خدا تشکر کنیم و شکرگزار نعمت‌های او باشیم. خدا در قرآن گفته است: (واشکروا لی)؛ «شکر مرا به جا آورید. بهرین راه تشکر از خدا و تشكر او، استفاده از نعمت‌های اوست.

سپاسگزاری اقسامی دارد: 1. "شکر قلب‌"; یعنی اندیشه کردن درباره نعمت‌; 2. "شکر زبان‌"; یعنی ثنا گفتن برای نعمت دهنده‌; 3. "شکر سایر اعضا"; یعنی همه اعضا و جوارح انسان به وظایف و تکالیف‌شان عمل کنند. اما اگر خدای ناکرده، با دستت کسی را هُل دادی، با پایت به کسی لگد زدی، با زبانت دروغ گفتی و غیبت کردی و عمرت را با کارهای بد گذراندی، از خدا تشکر نکرده‌ای و حتی او را از خودت عصبانی و ناراحت هم نموده‌ای.

گفتن «الحمدلله» ؛ «خدا را سپاس» خوب است؛ ولی بهترین تشکر از خدا، انجام دادن کارهایی است که خدا دوست دارد

به گفته بعضی از مفسران بزرگ‌، "شکر مطلق‌" آن است که انسان همواره به یاد خدا باشد; بی هیچ گونه فراموشی و در راه او گام بردارد; بدون هیچ‌گونه معصیت‌; و اطاعت فرمان او کند خالی از هرگونه سرپیچی‌; و مسلم است که این اوصاف در کم‌تر کسی جمع می‌شود. در حدیثی از امام صادق‌می‌خوانیم‌: "شکر النعمة اجتناب المحارم‌; شکر نعمت‌، پرهیز از گناه است‌." در حدیث دیگری کسی از این امام بزرگوار پرسید: "آیا شکر پروردگار حدی دارد که اگر انسان به آن حد برسد شاکر محسوب شود؟" فرمود: "آری‌" پرسید: "چگونه‌؟" فرمود: "خدا را بر تمام نعمت‌هایش چه در خانواده و چه در اموال حمد و ستایش کند و اگر در اموالی که به او داده حقی باشد ادا کند."(ر.ک‌: اصول کافی‌، شیخ کلینی‌;، ج 2، باب الشکر، ح 12، 10، 27، داراحیأ التراث العربی‌.

در حدیثى از امام صادق علیه السلام مى خوانیم که فرمود : خداوند به موسى (علیه السلام) وحى فرستاد که حق شکر مرا ادا کن ، عرض کرد پروردگارا ! چگونه حق شکر تو را ادا کنم در حالى که هر زمانى شکر تو را بجا آورم این موفقیت خود نعمت تازه اى براى من خواهد بود ، خداوند فرمود اى موسى الان حق شکر مرا ادا کردى چون میدانى حتى این توفیق از ناحیه من است.

          دعا در خصوص شكر نعمتهاي الهي

امام رضا عليه السلام مي‌فرمايد: هرگاه كه خداوند نعمتي به بنده‌اش ارزاني دارد، شكر لفظي آن نعمت اين است كه دعاي زير را بخواند:  سُبْحانَ الَّذِي سَخَّرَ لَنا هذا وَ ما كُنَّا لَهُ مُقْرِنِينَ وَ إِنَّا إِلى‏ رَبِّنا لَمُنْقَلِبُونَ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِين‏ پاك و منزه است خداوندي كه اين امر را برايمان مسخر گردانيد، و ما قادر بدان نبوديم، ما به سوي پروردگارمان باز مي‌گرديم، حمد و سپاس مخصوص پروردگار جهانيان است.

در صحیفه سجادیه، دعایی از امام زین العابدین (ع) نقل شده که عنوان چنین است:

الُّهُمَّ اِنَّ اَحَداً لایَبلُغُ مِن شُکرِکَ غایَهً اِلاَّحَصَلَ عَلَیهِ مِن اِحسانِکَ ما یُلزِمُهُ شُکراً، وَلایَبلُغ مَبلَغاً مِن طاعَتِکَ وَ اِنِ اجتَهَدَ اِلاّ کانَ مُقَصِراً دُونَ استِحقاقِکَ بَفَضلِکَ، فَأَشکَرُ عِبادِکَ عاجزُ عَن شُکرِکَ، وَ اَعبَدُهُم مُقَّصِرٌ عَن طاعَتِکَ ... تُثیبُ عَلی قَلیلِ ما تُطاعُ فیهِ حَتِّی کَأَنَّ شُکرَ عِبادِکَ الَّذی اَوجَّبتَ عَلَیهِ ثَوابَهُم وَ اَعظَمتَ عَنهُ جَزاءَ هُم اَمرٌ ... لَم یَکُن سَبَیُهُ بِیَدِکَ، فَجازَیتَهُم [1)
خدایاً کس در شکر تو، به مرتبه ای نمی رسد، مگر این که باز احسان تو، شکر دیگری بر او لازم می آورد، و هر چند تلاش کند، به هیچ حدی از طاعت و بندگی تو نمی رسد، مگر آن که در برابر استحقاق تو، به خاطر فضل و احسانت (یا فضیلت و برتری ات) کوتاهی کرده است. بنابراین شاکرترین بندگان تو، از شکرت ناتوان است. و عابدترین آنها از طاعت تو مقصرّ.. .طاعت کم را پاداش می دهی، تا آنجا که گویی شکرگزاری بندگانت که به خاطر آن برایشان ثواب قرار داده ای و پاداش آنها را بزرگ داشته ای، کاری است ... که سبب آن به دست تو نبوده و به این جهت به ایشان پاداش داده ای!
هر درجه از شکر که کسی به آن برسد شکر بیشتری می طلبد، و هر اندازه در راه رضای خدا بکوشد. خودش می یابد که کم گذاشته است و حتی در عبادتها خودش را مقصرّ می داند، و می فهمد که نتوانسته حق فضل خدا را ادا کند.
ولی خدای ما، آن قدر کریم و صاحب فضل است که به خاطر یک طاعت بسیار کوچک، ثوابی بزرگ عنایت می کند. و اگر بندگانش در مقام شکرگزاری او برآیند. به گونه ای شکر ایشان را ارج می نهد که گویی در این شکرگزاری مدیون لطف خدا نیستند، در حالی که به خاطر هر شکری انسان بیشتر مدیون لطف الهی می شود. اما خدای مهربان، این حقیقت را در عمل به روی بنده اش نمی آورد و با او به گونه ای رفتار می کند که پنداری اصلاً حقی برگردن بنده ندارد. عجب خدا کریمی و عجب پروردگار مهربانی!
به این ترتیب، تنها راهی که برای بنده در مقابل این همه بزرگواری و فضل خدا باقی می ماند و تنها سخنی که او با آفریدگار مهربان خودش می تواند به زبان آورد، همان اعترافی است که حضرت سید الشهداء (ع) به بارگاه ربوبی عرضه می دارد، یعنی: اعتراف و اقرار به عجز از شکرگزاری کوچکترین نعمت خدا. و این اقرار، بزرگترین توشه انسان در سلوک الی الله و فوز به لقاء الله است. خدای ما، آن قدر رحیم و مهربان است که اگر بنده به عجز و ناتوانی خود قرار کند، نه تنها این اقرار را به عنوان شکر می پذیرد، بلکه از شاکر بودن او هم قدردانی می کند، و به فضل خود، او را در معرض بقاء نعمت و فزونی آن قرار می دهد.

[1] صحیفه سجادیه / دعای 37