شهادت در نظام ارزشی اسلام
70 بازدید
تاریخ ارائه : 2/16/2014 9:56:00 AM
موضوع: تبلیغ

در نظام ارزشى اسلام، شهادت معيارى است كه ارزشهاى ديگر و اعمال صالح انسان با آن سنجيده مى‏شود و در طبقه‏ بندى ارزشها، جايگاه بسى رفيع به آن اختصاص داده شده است. رسول گرامى اسلام (ص) مى فرمايد: «فوق كل بر بر حتى يقتل الرجل فى سبيل الله، فاذا قتل فى سبيل الله عزوجل فليس فوقه بر» بالاتر از هر نيكى، نيكى ديگرى است تا اينكه انسان در راه خدا كشته گردد، هنگامى كه كسى در راه خداوند متعال شهيد گردد، هيچ نيكى و خيرى بالاتر از آن نيست. (ميزان الحكمه، ج 5، ح 9748).

امام علی(ع) نیز فرموده ­انذ: ان افضل النّاس بعد الاوصياء الشهداء؛برترين مردم پس از اوصياء و جانشينان پيغمبر (ص) شهداء هستند» (بحارالانوار، ج 32، ص 274))

در فرهنگ اسلامى شهيد داراى دو نوع اصطلاح و كاربرد است كه يكى خاص و ديگرى عام است. شهيد به معناى خاص (شهید حقیقی)كسى است كه كه در معركه جنگ شهيد شده باشد. چنين فردى نياز به غسل و كفن ندارد.

اما شهيد در روايات اسلامى معناى عام و گسترده ديگرى نيز دارد (شهیدحکمی) و افراد زيادى بر طبق اين معنا شهيد محسوب مى شوند و اجر شهيد را دارند همانند كسى كه در راه تحصيل علم بميرد و يا در راه كسب درآمد حلال براى خانواده جان دهد.

شهيد يعنى كسى كه مرگ با عزت را انتخاب كرده است . هر كس به هر نحو و به هر وسيله و به هر صورت در راه خدا كشته شود شهيد خواهد بود چه در معركه جنگ باشد و چه در معركه جنگ نباشد پيامبر اكرم فرمودند: «فجاهد فى سبيل الله فانك ان تقتل كنت حيا عند الله ترزق» پس در راه خدا جهاد كن پس اگر كشته شوى زنده خواهى بود و در نزد خدا روزى خواهى خورد اين بود معناى شهيد هر كس در راه خدا كشته شود مصادق شهيد بر او بار مى شود مستدرك الوسايل شيخ طوسى، ج 2، ص. 242

آیت الله جوادی آملی(دام ظله­ العالی)فرموده اند: «شهيد كسى است كه در ميدان جنگ مشروع و مأذون در راه خدا كشته شود. و بدان جهت او را شهيد گويند كه فرشتگان بر او حاضر شوند، يا آن كه خدا و فرشتگان او را براى بهشت شاهدند، يا او را از كسانى است كه در قيامت از آنان بر امت هاى گذشته شاهدى خواهند، يا بدان جهت كه بر «شاهده»، يعنى زمين افتاده است، يا آن كه نزد پروردگار زنده و حاضر است يا آن كه خود ملكوت و ملك خداوند را مشاهده مى كند، و در اصطلاح فقهى بر دو كس شهيد اطلاق مى شود:

1-   «شهيد حقيقى» و آن مسلمان عاقل و بالغى است كه به ظلم در ميدان جنگ مشروع به قتل رسيده باشد

2-   «شهيد حكمى» و آن مسلمانى است كه بر اثر برخى از بيمارى هاى مخصوص و نيز زنى كه در حال زايمان و مادر شدن وفات يافته باشد. شهيد حكمى نيازمند غسل و كفن است، ولى شهيد حقيقى نيازى به غسل و كفن ندارد.  آيه الله جوادى آملى، تفسير موضوعى قرآن ج 4 (معاد در قرآن)  

 درروایات آمده است اگر كسى بميرد، در حالى كه داراى محبّت اهل بيت باشد، شهيد از دنيا رفته است، و نيز آمرزيده مى‏ شود و نيز با ايمان كامل از دنيا مى‏ رود .تفسير كشّاف، ج 3، ص. 403

«كسى كه در راه تحصيل علم از دنيا برود، شهيد است» (سفينه البحار، شيخ عباس قمى، دارالاسوه، ج 4، ص 513) «اگر كسى با وضو بخوابد و مرگ او در خواب فرا رسد، نزد خداوند شهيد است» (همان). حاصل آن كه ملاك در اجر شهيد داشتن، همان گام برداشتن در مسير حقيقت و عقيده حق و مردن به همين حال است.

كسى كه در دفاع از خانواده اش كشته شود شهيد است و كسى كه در دفاع از همسايه اش كشته شود شهيد است و كسى كه در دفاع از مالش كشته شود شهيد است... من قتل دون اهله ظلما فهو شهيد، من قتل دون ماله ظلما فهو شهيد و من قتل دون جاره ظلما فهو شهيد

آن كس كه در دفاع از خود كشته گردد شهيد است. من قاتل دون نفسه حتى يقتل فهو شهيد

كسى كه در دفاع از حق خود كشته شود شهيد است. من قتل دون مظلمته فهو شهيد

مسلمانى كه بر اثر طاعون بميرد مرگش شهادت است.

انسان مومن در هر حالتى كه بميرد و در هر زمان كه بميرد شهيد است. المومن على اى حاله مات و فى اى ساعه قبض فهو شهيد

هر كس در بستر بميرد در حالى كه حق خدا و رسولش و اهل بيت پيامبرش را بشناسد شهيد است. من مات منكم على فراشه و هو على معرفه حق ربه و حق رسوله و اهل بيته مات شهيدا.....  ر. ك: ميزان الحكمه ماده شهد (شهاده)

يا در روايتى ديگر از رسول خدا (ص) نقل شده است كه حضرت فرمود: هر كس طورى زندگى كند كه مردم از او آزارى نبينند و در حال مداراى با مردم از دنيا برود، شهيد از دنيا رفته است. مَن عاشَ مدارياً مات شهيداً كنزالعمّال، حديث 7173 و 7171).

 در روايتى آمده است: «مؤمن در هر حال و زمانى كه بميرد، شهيد است. «المؤمن على اى حال مات و فى اى ساعه قبض، فهو شهيد». (ميزان الحكمه، ج 5، ح 9803).

بنابراین مقام «شهيد» و «شهادت» در فرهنگ اسلامى، منحصر به كسانى كه در ميدان جهاد كشته مى شوند، نيست هر چند آنان از روشن ترين مصاديق براى اين دو واژه هستند. بر اساس روايات و آيات، همه كسانى كه عقيده حق داشته، در مسير حقيقت گام بر مى دارند و در همين راه از دنيا مى روند در زمره شهدا هستند و اجرشان نه حكم شان (يعنى نياز به غسل و كفن دارند، تنها ثواب و پاداششان مانند شهدا است) مانند آنان است.

بنابراین مساله ذیل الذکر تحریر امام خمینی(ره) به شهدای میدان جنگ اختصاص دارد:

« كسى كه به امر معصوم (ع) يا نايب او به جبهه برود و در ميدان نبرد كشته شود شهيد است و غسل و حنوط و كفن از او ساقط است، بلكه با لباس خودش دفن شود» (امام خمينى، تحريرالوسيله، ج 1، ص 66).

شهادت دو ركن دارد:

يكى اين كه در راه خدا و فى سبيل الله و هدف، مقدس باشد و انسان بخواهد جان خود را فداى هدف نمايد.

ديگر اين كه آگاهانه صورت گرفته باشد. شهادت به حكم اين كه عملى آگاهانه و اختيارى است و در راه هدفى مقدّس است و از هر گونه انگيزه‏ى خودگرايانه منزّه و مبراست، تحسين ‏انگيز و افتخارآميز است و عملى قهرمانانه تلقّى مى ‏شود. در ميان انواع مرگ و ميرها اين نوع از مرگ است كه ارزش آن از حيات و زندگى برتر و مقدّس‏تر است (قيام و انقلاب مهدى، به ضميمه شهيد از استاد مطهرى).

نخستین شهدای اسلام:

بعد از بعثت و دعوت مردم مكه به اسلام آنان شروع به مخالفت با برنامه هاى پيامبر خاتم كرده و از هيچگونه عملى دريغ نكردند از جمله اين اعمال شكنجه و آزار كسانى بود كه به اسلام گرايش پيدا كرده بودند و يا مسلمان شده بودند.

مكيان با روشهاى گوناگون و متنوع سعى در دورى مردم از پيامبر داشتند آنان پيامبر را تعقيب كرده و اجازه تماس ديگران را به او نمى دانند آنان پيامبر را ديوانه مى خواندند و جادوگر و... و به هر طريق ممكن اجازه تبليغ و نشر احكام و اصول اسلام را از پيامبر گرفته بودند شكنجه، فحاشى، حبس، تبعيد و... از جمله روشهاى بود كه آنان به كار مى گرفتند.

مكيان در همين راستا به شكنجه رسمى كسانى مى پرداختند كه برده و غلام مكيان بودند اما به اسلام گايش داشتند از جمله بلال حبشى ياسر و همسر او سميه از جمله اين افراد بودند بلال حبشى توسط برخى از مسلمانان خريدارى و آزاد شد اما سميه و ياسر بر اثر شكنجه هاى وحشيانه مكيان جان باختند و به اين صورت اولين شهدا راه دين ناميده شدند. امروزه اين افتخار بزرگ مال آنان است كه اولين شهيد مرد و زن در اسلام محسوب مى شوند و ياد و نام آنها زنده و جاويدان است. منابع: 1- فروع ابديت جعفر سبحانى 2- تاريخ يعقوبى ابن واضع يعقوبى به نقل از اداره پاسخگويى آستان قدس رضوى

ام وهب، همسر عبدالله بن عمير كلبى تنها زن شهيد در كربلا است. او به همراه همسر خود در كربلا حضور يافت و پس از شهادت همسر، بالاى پيكرش به شهادت رسيد. سماوى، ابصار العين، ص. 18

زنده بودن شهید به چه معناست؟

آيه شريفه «وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذينَ قُتِلُوا فى سَبيلِ اللّهِ أَمْواتًا بَلْ أَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ هرگز كسانى را كه در راه خدا كشته شده‏اند مرده مپندار بلكه زنده‏اند كه نزد پروردگارشان روزى داده مى‏شوند.(1) و آيات بعد از اين آيه جايگاه شهيد را در ديدگاه اسلام بيان مى كند.

گفته شده كه بعد از حادثه احد جمعى از افراد سست ايمان مى نشينند و بر دوستان و بستگان خود كه در احد شهيد شده بودند، تأسف مى خوردند كه: چرا آنها مردند و نابود شدند؟ مخصوصا هنگامى كه به نعمتى مى رسيدند و جاى آنها را خالى مى ديدند بيشتر ناراحت مى شدند، با خود مى گفتند: ما اين چنين در ناز و نعمتيم اما برادران و فرزندان ما در قبرها خوابيده اند و دستشان از همه جا كوتاه است .

اين گونه افكار و اين گونه سخنان، علاوه بر اين كه نادرست بود و با واقعيت تطبيق نمى كرد، در تضعيف روحيه بازماندگان بى اثر نبود. اين آيات خط بطلان بر اين گونه افكار كشيده، مقام شامخ و بلند شهيدان را ياد كرده و مى گويد: اى پيامبر هرگز گمان مبر آنها كه در راه خدا كشته شدند، مرده اند بلكه آنها زنده اند و نزد پروردگارشان روزى داده مى شوند.»

منظور از حيات و زندگى همان حيات و زندگى برزخى است كه ارواح در عالم پس از مرگ دارند ولى از آنجا كه حيات شهيدان يك حيات فوق العاده عالى و آميخته با انواع نعمت هاى معنوى است تنها از آنها نامبرده شده است، آنها به قدرى غرق مواهب حيات معنوى هستند كه گويا زندگى ساير برزخيان در مقابل آنها چيزى نيست. و در آيات بعد به گوشه اى از مزايا و بركات فراوان زندگى برزخى شهيدان اشاره كرده و مى فرمايد: آنها به خاطر نعمت هاى فراوانى كه خداوند از فضل خود به آنها بخشيده است، خوشحالند.

پاداش شهيدان‏

درباره اهميت مقام شهيدان، سخن بسيار گفته شده و هر قوم و ملتى براى شهداى خود احترام خاصى قائل است ولى احترامى كه اسلام براى شهداى راه خدا قائل شده است بى نظير است، روايت نيز، نمونه روشنى از احترامى است كه اسلام براى شهداء قائل شده و در پرتو همين تعليمات بود كه يك جمعيت محدود عقب افتاده، آن چنان قدرت و نيرو گرفتند كه بزرگ ترين امپراطورى هاى جهان را به زانو درآوردند.

امام على بن موسى الرضا (ع) از اميرمؤمنان على (ع) نقل مى كند: هنگامى كه حضرت، مشغول خطبه بود و مردم را تشويق به جهاد مى كرد، جوانى برخاست و عرض كرد: «اى اميرمؤمنان فضيلت جنگجويان در راه خدا را براى من تشريح كن». امام (ع) در پاسخ فرمود: من بر مركب پيغمبر (ع) و پشت سر آن حضرت سوار بودم و از غزوه «ذات السلاسل» برمى گشتيم همين سؤالى را كه تو از من نمودى، من از پيامبر (ص) كردم. پيامبر (ص) فرمود: «هنگامى كه جنگويان، تصميم بر شركت در ميدان جهاد مى گيرند خداوند آزادى از آتش دوزخ را براى آنها مقرر دارد. هنگامى كه سلاح بر مى دارند و آماده ميدان مى شوند فرشتگان به وجود آنها افتخار كنند. هنگامى كه همسر و فرزند و بستگان آنها با آنها خداحافظى مى كنند، از گناهان خود خارج مى شوند....از اين موقع آنها هيچ كارى نمى كنند مگر اين كه پاداش آن، مضاعف مى گردد و در برابر هر روز، پاداش عبادت هزار عابد براى آنها نوشته مى شود.... هنگامى كه با دشمنان روبه رو مى شوند، مردم جهان، نمى توانند ميزان ثواب آنها را درك كنند. هنگامى كه گام به ميدان براى نبرد بگذارند و نيزه ها و تيرها رد و بدل شود، و جنگ تن به تن شروع گردد، فرشتگان بر پا و بال خود اطراف آنها را مى گيرند و از خدا تقاضا مى كنند در ميدان، ثابت قدم باشند، در اين هنگام منادى صدا مى زند: الجنه تحت ظلال السيوف: بهشت در سايه شمشيرها است». در اين هنگام ضربات دشمن بر پيكر شهيد، ساده تر و گواراتر از نوشيدن آب خنك در روز گرم تابستان است. هنگامى كه شهيد از مركب فرو مى غلطد، هنوز به زمين نرسيده، حوريان بهشتى به استقبال او مى شتابند و از نعمت هاى بزرگ معنوى و مادى كه خدا براى او فراهم ساخته است، به او شرح مى دهند. و هنگامى كه شهيد به روى زمين قرار مى گيرد، زمين مى گويد: آفرين بر روح پاكيزه اى كه از بدن پاكيزه پرواز مى كند، بشارت باد بر تو، ان لك ما لا عين رأت و لا أذن سمعت و لا خطر على قلب بشر: «نعمت هايى در انتظار تو است كه هيچ چشمى نديده و هيچ گوشى نشنيده و بر قلب هيچ انسانى خطور نكرده است». و خداوند مى فرمايد: «من سرپرست بازماندگان اويم، هر كس آنها را خشنود كند مرا خشنود كرده و هر كس آنها را به خشم آورد مرا به خشم آورده است...». آنچه در بالا ذكر شده، خلاصه روايتى است كه مفسر بزرگ اسلام مرحوم «طبرسى» در «مجمع البيان» ذيل آيه فوق نقل كرده است. (جلد 2، ص 444، مؤسسه اعلمى مطبوعات، بيروت، طبع اول، 1415 ه. ق) «مستدرك الوسائل»، ج 11، ص 10، چاپ ال بيت- «صحيفه الرضا»، ص 91، كنگره جهانى امام رضا (ع)، 1406 ه. ق «بحار الانوار، ج 97، ص 12)جهت آگاهى بيشتر ر. ك: تفسير نمونه، ج 3، ص 218- 224

وظیفه ماها:

وظيفه مهم ما گام برداشتن در راه نورانى شهدا و الگو قرار دادن آنها در زندگى است. دفاع از دين و ارزش هاى الهى و اسلامى و انجام وظايفى كه از طرف خداوند به عنوان مسلمان مؤمن بر عهده ما گذاشته شده و منطبق كردن برنامه زندگى با دستورات دين و قرآن و سنت معصومين (ع) همان راه روشن و سعادت بخش شهدا است. اگر در اين راه گام برداريم در مسير شهادت قرار گرفته ايم و از ثواب و پاداش شهيدان بهره مند مى شويم هر چند به شهادت هم نرسيم. بايد روحيه شهيد و شهادت را همواره در وجود خويش حفظ كنيم و اين وظيفه مهم كنونى ما است. اگر در راه شهدا و در مسير تحقق بخشيدن به هدف عالى آنها كه همان حاكميت دين الهى و دستورات قرآن و ايجاد جامعه اى توحيدى و اسلامى گام برداشتيم، به مسؤليت مهم خود عمل شويم هر چند به ظاهر به شهادت هم نرسيم. همين روحيه موجب مى گردد كه اگر زمانى زمينه شهادت و جانبازى در راه خدا فراهم گردد، با شوق و اشتياق اين مقام را پذيرا باشيم.براى آگاهى بيشتر ر. ك: كتاب شهيد، تأليف استاد مرتضى مطهرى.