از شنیدن نام اسراف و تبذیر دلم می لرزد
379 بازدید
تاریخ ارائه : 2/13/2014 12:06:00 PM
موضوع: تبلیغ

با شنیدن واژه ی اسراف دلم می لرزد .یک بار نه بلکه بارها می لرزد . این اسراف و تبذیر با انصاف و تعادل در تضاد اند .

وقتی در کویر اسراف لغزیدن های بسیاری دیده می شود و این لغزیدن ها به قشر خاصی اختصاص ندارد چگونه دلم نلرزد؟

وقتی لغزیدن از پل صراط واقعیتی انکار ناپذیر است و آن لغزیدن ها ناشی از ارتکاب گناهان است و اسراف نیز گناهی کبیره است و اتفاق افتادنش قاعده و قانون زندگیمان شده است چگونه دلم نلرزد؟

اسراف بسیار باتجربه است او در هر روز و شب بارها به سراغ همگان می آید آمدن اسراف فقط برای یک بار و چند دقیقه نیست او بارها و متراکم و در جهات متنوع و مختلف حضور پیدا می کند.

این گناه کبیره در بسیاری از منازل ریشه دوانده است و حضور نحس همیشگی او باعث شده است کهبرخی وقت ها خودی به حساب آورده می شود حتی در برخی از موارد لباس عبادت بر تن می کند . بسیارند وضو و غسل هایی که به بلایاسراف مبتلا می شوند.بارها دیده شده است که برادر ایمانی ما شیر آب را باز کرده است به نیت وضو گرفتن و درضمن وضو گرفتن با دیگری سخن می گوید.هوش او به صورت کامل در اختیار وضو نیست درصدی از آب بی جهت اسراف می شود.و یا این که در فواصل وضو هدر رفتن آب به درجه ی عادت رسیده است حتی برخی ها به وسواس رسیده اند و غسل های یک ساعته را تمیزی و رعایت بهداشت می شمارند.

در شستن ظرف ها و لباس ها و فرش ها و ...اسراف و تبذیر حضوری فعال دارد و گاه اسراف چنان از هرجهت راه می افتد که ترافیک اسراف دیده می شود.

اسراف از گناهان کبیره است و در دل اسراف کفران نعمت نیز موج می زند و کفر نعمت عوارض شومی  را به دنبال دارد . سنت خدا بر این قرار گرفته است که « شکر نعمت نعمتت افزون کند» و چند درصد می توانند بگویند ما هیچ گونه  اسرافی را مرتکب نمی شویم؟

و عید نزدیک است و زمینه اسراف بیشتر فراهم خواهد شد . به یقین اسراف در موارد فراوانی می تواند وجود داشته باشد ازاینرو از هرکسی بپرسند لطفا به مواردی که اسراف در آنها اتفاق می افتد نام ببر به راحتی می تواند بگوید:

1-      درخوردنی  ها (زیاد خوردن،زیاد درست کردن و زیادی را به سطل زباله فرستادن و...)

2-      در آشامیدنی ها

3-      در پوشیدنی ها (چه لباسها که می شد سالهای سال لباس باشند ولی نشد که نشد ،چه لباس های گرانی که بی مورد خریداری شدند و ...)

4-      در وضو گرفتن ها(با باز کردن چند درصد شیر آب می توان وضو گرفت و در هنگام وضو گرفتن چند درصد باز است؟)

5-      در غسل کردن ها

6-      در ظرف شستن ها

7-      در خانه تمیز کردن ها

8-      در مصرف برق

9-      در مصرف گاز

10-  در تلفن زدن ها

11-  در تهیه غذاهای شاهانه

12-  در شستن ماشینها

13-  در روشن گذاشتن ماشین ها

14-  در بیش از اندازه خرید کردن ها

15-  در دور انداختن دفترها و مدادها و خودکارها و ...

تعريف لغوي: اسراف از ريشه سرف يعني تجاوز كردن و از حدّ گذشتن در هر كاري كه انسان انجام ‌ مي‌دهد

تعريف اصطلاحي: كلمه اسراف به معناي خارج شدن از حدّ اعتدال و تجاوز از حدّ در هر عملي است كه انسان انجام مي‌دهد. هر چند كه به گفته راغب غالباٌ در مورد پول خرج كردن استعمال مي‌شودكلمه اسراف كلمه بسيار جامعي است كه هر گونه زياده روي در كميّت و كيفيّت و بيهوده گرايي و اتلاف و مانند آن را شامل مي‌شود نقل شده است که امام صادق (ع) مشاهده کرد سیبی را نیم خورده از خانه بیرون انداخته اند خشمگین شد و فرمود : اگر شما سیر هستید خیلی از مردم گرسنه اند خوب بود آنرا به نیازمندی می دادید. مجموعه الاخبار باب 171 حدیث 4

فرق اسراف و تبذیر

وقتى اين دو واژه در مقابل هم قرار گيرند، اسراف به معنى خارج شدن از حداعتدال بى آنكه چيزى را ظاهرا ضايع كرده باشد مثل پوشيدن لباس گران قيمت اما تبذير و ريخت و پاش آنست كه آنچنان مصرف كنيم كه به اتلاف و تضييع بيانجامد مثل اينكه براى دو نفر ميهمان غذاى ده نفر را تهيه ببينيم. البته بسيار مى شود كه اين دو كلمه درست در يك معنى بكار مى رود و حتى پشت سريكديگر قرار مى گيرند. تفسير نمونه ج 12 ص 97، مكارم شيرازى و..

اسراف و تبذیر از گناهانی است كه بر كبیره بودنش تصریح شده است.

در آيه 31 سوره اعراف آمده است: كُلُوا وَ اِشْرَبُوا وَ لا تُسْرِفُوا ؛ نهى در «لاتسرفوا» مطلق است بنابراين موارد ذيل را شامل مى‏شود:

الف) دور ريختن غذا و استفاده صحيح نكردن از آن

ب) پرخورى و بيش از حد نياز خوردن

ج) اسراف در خوردن از انواع مختلف خوردنى‏ ها و آشاميدنى‏ ها يعنى، هر چه را انسان هوس كرد بلا درنگ سراغ آن برود. از نبى اكرم (ص) نقل شده كه مى‏ فرمايد: انّ من الاسراف ان تأكل كل ما اشتهيت از موارد اسراف اين است كه هر چيزى را هوس كردى بخورى».

رهبر فرزانه انقلاب اسلامی فرمودند: «اسراف در آب، اسراف در نان، اسراف در مواد غذايى، اسراف در وسايل زندگى، زياده روى، زياد خريدن، زياد مصرف كردن، دور ريختن چيزهايى كه قابل استفاده است، اينها تضييع نعمت خداست... در همه امور ما بايد به صرفه جويى عادت كنيم. صرفه جويى، يعنى آن چيزى را كه قابل استفاده است و مى توانيم از آن استفاده كنيم، دور نريزيم. نسبت به امكانات، با هوس رفتار نكنيم. دائماً چيزهاى ماندگار را نو كردن و چيزهاى ضايع نشدنى را دور ريختن، روش درستى نيست. به نظر من بايد مسؤولان كشور، راه صرفه جويى و مقابله با اسراف را به مردم بياموزند. من به صورت كلّى اين را عرض مى كنم. خود مسؤولان دولتى هم نبايد اسراف كنند. اسراف مسؤولان دولتى، از اسراف مردم عادّى مضرتر است زيرا كه اين اسراف در بيت المال است. بنابراين مسؤولان، فهرستى از مثالهاى صرفه جويى و اجتناب از اسراف را رديف كنند و آن را به مردم بگويند و تعليم دهند كه چگونه مى شود صرفه جويى كرد «پيام نوروزى مقام معظم رهبرى به مناسبت آغاز سال. 1376. 1375/ 12/ 29»

د) اسراف در كيفيت بدين معنى كه وقتى غذاى مورد نياز بدن با هزينه كمترى تأمين مى‏شود به قدرى كيفيتش را بالا ببرند كه چندين برابر هزينه پيدا كند قهراً اين هم اسراف خواهد بود. آيا سفره‏ هاى رنگينى كه اعيان و اشراف برپا ميكنند با آن هزينه‏ هاى سرسام‏ آور اسراف نيست؟ بنابراين نفس پرخورى به ويژه اگر براى سلامت انسان مضر باشد نيز مشمول آيه بوده و اسراف به شمار مى‏ رود.

و از رسول اكرم (ص ) نقل است :

1-بپوشيد و بخوريد و بياشاميد، اما با ميانه روى . ميانه روى ، از ويژگى هاى نبوت است .

2-با زياده روى در خوردن و آشاميدن ، قلب ها را نميرانيد؛ همانا، قلب مى ميرد. همانند زراعت كه بر اثر آب فراوان مى ميرند.

امام على (ع ) فرموده­اند:

1- اگر مردم در غذا خوردن ميانه روى كنند، همانا جسمشان تعادل يابد.

2-  هر كس در خوردن ميانه روى كند، تندرستى اش فزونى مى يابد و فكر و عقلش اصلاح گردد.

3-كم خوردن ، از پارسايى و پرهيزگارى است و پرخورى ، زياده روى و اسراف است .

  آیا اسراف در آب برای وضو گرفتن موجب بطلان وضو می شود؟

همه مراجع: خير موجب بطلان نمى ‏شود ولى اگر دست چپ را بيش از اندازه آب بريزد كه براى مسح، آب وضو صدق نكند و آب جديد و خارج محسوب شود، وضو باطل مى‏ شود. (العروه الوثقى، افعال الوضو، م 45 و 47 مكارم، استفتاءات، ج 1، س 63 و تعليقات على العروه، افعال الوضو، م 45 و فاضل، جامع المسائل، ج 2 س 132 مكارم، استفتاءات، ج 1، س 63 و تعليقات على العروه، افعال الوضو، م. 45)