نکاتی در مورد عایشه
69 بازدید
تاریخ ارائه : 12/24/2013 7:59:00 AM
موضوع: ادیان و مذاهب

 عايشه دختر ابوبكرخليفه اوّل است.معروف اين است كه «عايشه» در سال چهارم بعثت در«مكّه» به دنيا آمد و در همان جا پرورش يافت و رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله بعد از همسرش گراميش«خديجه» با او ازدواج كرد.عايشه در شب سه شنبه 10 شوّال سال 57 يا 59 در مدينه از دنيا رفت و ابوهريره بر جنازه او نماز خواند و او را در بقيع به خاك سپردند.

عايشه بعد از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در زمان خلافت پدرش، «ابوبكر» و در زمان حكومت «عمر» و حتّى نيمه اوّل خلافت «عثمان» از طرفداران جدّى حكومت‏ وقت بود.در نيمه دوم از خلافت «عثمان» از او به شدّت رنجيد و بين او و «عثمان» اقدامات تند و عكس العمل ‏هاى شديدى ظاهر شد كه اين تيرگى رفته رفته به دشمنى مبدّل گرديد و به اين ترتيب «عايشه» در صف مخالفان «عثمان» درآمد و حتّى از يك نظر رهبرى آنها را به عهده گرفت و به شورشى كه بر ضدّ «عثمان» پيدا شده بود، دامن مى ‏زد، تا اينكه «عثمان» كشته شد.

عايشه اميدوار بود كه بعد از كشته شدن «عثمان» خلافت به پسر عمّش «طلحه» برسد و به اين ترتيب خلافت به خاندان «تيم» باز گردد ولى هنگامى كه متوجّه شد مردم با اميرمؤمنان على عليه السّلام بيعت كردند. و نقشه‏ هايش نقش بر آب شد، تغيير مسير داد و به خونخواهى «عثمان» برخاست و يكى از بنيان گذاران جنگ «جمل» در بصره شد و به همراهى «طلحه» و «زبير» آتش جنگ را برافروخت ولى هنگامى كه در جنگ «جمل» متحمّل شكست سختى شد و هم ‏پيمانانش، «طلحه» و «زبير» كشته شدند و على عليه السّلام او را به خاطر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله با احترام به مدينه بازگردانيد، خانه ‏نشين شد.

اختلاف ميان «عثمان» و «عايشه» درجريان فرماندارى «وليدبن عقبه» بالا گرفت «وليد» كه علاوه بر شراب خوردن، به بعضى از صحابه معروف رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله مانند «ابن مسعود» بى‏ حرمتى روا داشت، به نزد عثمان فراخوانده شد و شهود، شهادت به شراب‏خوارى او دادند، ولى به گفته «بلاذرى» در «انساب الأشراف» عثمان نه تنها وليد را كه برادر خوانده او بود، مجازات نكرد، بلكه شهود را تحت تعقيب قرار داد آنها به خانه عايشه پناه بردند و عثمان فرياد زد آيا سركشان عراقى را پناهگاهى جز خانه عايشه نيست هنگامى كه عايشه اين سخنان را شنيد، نعلين رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله را بر سر دست بلند كرد و گفت: «هنوز اين كفش كهنه نشده سنّت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله را پشت سرانداختيد» هنگامى كه اين سخنان به مردم رسيد عدّه‏اى به طرفدارى او و گروهى به حمايت از «عثمان» برخاستند، تا آنجا كه در مسجد به جان هم افتادند و به زد و خورد پرداختند.

هنگامى كه «عثمان» كشته شد، «عايشه» خوشحال گشت، امّا زمانى كه ديد حكومت در دست على عليه السّلام افتاد، سخت ناراحت گشت و از آنجا كه على عليه السّلام سخت پايبند به عدالت بود و طبعا خواسته‏ هاى عايشه انجام نمى ‏شد، كينه آن حضرت را به دل گرفت.

پیام امام ‏شرح‏ تازه‏ وجامع ‏ برنهج ‏البلاغه، ج 3 ، صفحه‏ ى 299-303

بخوان از صحیح بخاری در مورد عایشه

بخارى در «صحيح» خود داستان حسد ورزيدن عايشه نسبت به حضرت خديجه را نقل مى‏ كند، با اينكه خديجه قبل از ازدواج پيامبر صلّى اللّه عليه و آله با عايشه، از دنيا رفته بود. داستان رسيدن عايشه در مسير راه خود، به سوى بصره، به يك آبادى به نام «حوئب» و سر و صداى سگ‏هاى آبادى، معروف است، در آنجا وقتى كه عايشه نام «حوئب» را شنيد، به ياد سخنى افتاد كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به عنوان هشدار به او گفته بود: «بترس از آن روزى كه به راهى مى‏ روى كه سگ‏هاى «حوئب» در آنجا در اطراف تو سر و صداى زيادى خواهند كرد.» عايشه سخت نگران شد و تصميم گرفت از همانجا بازگردد، ولى كسانى كه با اين كار سخت مخالف بودند، پنجاه نفر از «اعراب» بيابانى آنجا را ديدند و قول پاداش به آنها دادند تا بيايند و شهادت دهند اين جا «حوئب» نيست.پيام‏ امام‏ شرح‏ تازه و جامع برنهج‏ البلاغه،ج 3 ،صفحه‏303

[ یکشنبه یکم دی 1392 ] [ 23:8 ] [ سید محمد صادق محمدی وفایی ] [ نظر بدهید ]