آخوند ساک پر از پول و از اسرائیل بدتر و...!!!
371 بازدید
تاریخ ارائه : 12/21/2013 10:25:00 AM
موضوع: تبلیغ

سال 78 است نیاز به مسافرت پیدا کرده ­ام. سفری به تهران،تهرانی که به درجه پایتختی رسیده است. از قم تا تهران دو ساعت زمان لازم دارد و چون کارم به دادگستری مربوط است، و خیابان ها پر از ترافیک اند، فردا صبح زود حرکت خواهم کرد. نماز صبح را خوندم. مدارک لازم را آماده کردم و از خونه به مقصد حرم حضرت معصومه(س) حرکت کردم. در کنار حرم سواری ها صف کشیده اند و رانندگان تهران تهران می گویند. گویا نوبت این پژوی 405 است. آقا نوبت شماست؟ آری حاج آقا سوار جلو شو. کرایه یک نفر و نصفی خواهم گرفت. پولم زیاد نیست و کار اداری دارم وگر نه با اتوبوس به تهران می رفتم. یک نفر از صندلی عقب گفت. من جلو خواهم نشست. خیلی خوب. عجب مسافر با هیکلی. گویا صندلی جلو برای او ساحته شده است. ماشین حرکت کرد و از قم بیرون رفت و نزدیکی بهشت معصومیه(س) است. مسافر مجاور من دوست ندارد، فضای سکوت حاکم باشد و به دنبال بهانه می گردد و گویا بهترین بهانه منم.

حاج آقا حکومت از آن شماست، چرا جلو ننشستی؟ جناب نشستن در صندلی جلو دلربایی و پسند هر سلیقه ای است. به ویژه اگر یک نفر بنشیند و حکومت نیز هر چند اسلامی است و در راس آن ولی فقیه، ولی حوزه های علمیه و طلاب آن زاهدانه زندگی می کنند و شهریه ای ناچیز می گیرند.یا الله،راننده از آیینه به من نگاه می کند و بد جوری نیز نگاهم می کند. این شیخ ها را ول کن. هی می گویند مرگ بر اسراییل و خودشان از اسراییل بدترند!!

جناب راننده یک روز ساکی در دست و به سمت زادگاهم در حرکت بودم. از کنار جوانی رد شدم که پوشه ای در دست داشت. به من طلبه نگاه کرد و گفت. خوش به حال حاج آقا، این همه پول است، همراه دارد. سوار ماشین شدم و او نیز همسفر. برادر این ساک من است نگاه کن. یک ریال پول توش نیست، چرا نیشم زدی؟

سید این پوشه و پرونده را که می بینی باعث شد، نیش بزنم. چون بنا بود طبق این پرونده 150 هزار تومان وام از بانک بگیرم.امروز و فرداهای زیادی را رویم اجرا کردند و امروز گفتند استان موافقت نکرده است. شما را که دیدم مورد مناسبی یافتم تا عقده ای خالی کنم.

گفتم عزیز برادرم، مرحبا به همتت. شما تقاضای 150 هزار تومان داشتی و موافقت نکردند و بنده مظلوم تقاضای 20 هزار تومان. و نیز گفتند استان موافقت نکرده است. حال ای جناب راننده فلسفه نیش بسیار تلخ شما، در این صبح مقارن با طلوع فجر چیست؟ فرضا بنده و امثال بنده از اسراییل بدتر باشیم ولی در همین لباس روحانیت اشخاصی چون رهبر فرزانه انقلاب، آیت الله بهجت و دیگر مراجع وجود دارند که محبوب و مقرب درگاه الهیند. چگونه همه اینها از اسراییل بدترند؟

آیا می دانی پیامبر اکرم(ص) فرمودند:« هر کس به عالمی بی احترامی کند، به من پیغمبر بی احترامی کرده است و هر کس به من بی احترامی کند به خدا بی احترامی کرده است و هر کس به خدا بی احترامی کند جایگاهش جهنم است.»

پیامبر فرمودند:«اگر عالمی از قبرستانی عبور کند، حتی بدون اینکه ذکری بگوید، خداوند به برکت عبور او چهل شبانه روز عذاب را ار همه اهل قبر ستان بر می دارد.»

دستان راننده به سمت داشبورد ماشین رفت، کاغذی با آرم قوه قضاییه در آورد و گفت حاج آقا شعل من مسافر کشی است. شبی مسافر اصفهان زدم. نزدیکی نایین چاقوی مسافری را بر گلویم احساس کردم و به جاده انحرافی راهنماییم کرد. سارقان خواستند مرا بکشند. با صد ها التماس جان سالم به در بردم. اما ماشینم را بردند و در بیابان رهایم کردند. بعد از مدت ها ماشینم پیدا شد و متهمین دستگیر شدند. با دست و پای زنجیر شده آن ها را در دادگاه حاضر کردند. کارشان به جایی رسید واسطه ها فعال شدند و پیشنهاد رضایت در مقابل 15 ملیون دادند. وجدانم قبول نکرد که ترحم بر پلنگ تیز دندان... من قبول نکردم و بعد از مدتی فهمیدم که تبرئه شدند.

جناب راننده اولا از کجا فهمیدید که آنها واقعا دزد بوده اند. دوم اینکه اگر پارتی بازی شده باشد چه ربطی به همه روحانیت دارد. سوم اینکه شما بر اثر آن حرکت سارقانه که بعدا هم، ماشینت را یافته ای چند میلیون ضرر کرده ای؟ تناسب گناهی که مرتکب شده ای ( همه آخوند ها از اسراییل بدترند) با آن مبلغی که ضرر کرده ای در چه حد است؟

می دانی ناخن زدن به صورت شخصیت معنوی عالمانی چون بهجت، وحید خراسانی، مکارم شیرازی و مقام معظم رهبری و .... از دیدگاه خداوند چه گناه بزرگی است؟

اما صادق(ع) فرموده اند  با ریخته شدن اولین قطره خون شهید، همه گناهانش ریخته می شود ولی حق الناس بخشیده  نخواهد شد. شما اگرشهید  نیز  بشوی این گناهت پاک نخواهد شد.

علاوه بر همه اینها بنده، پیگیر پرونده قتل پسر عمویم هستم. سیدی به نام باقر، شغلش برنج فروشی بود. هر بار که به سر پل ذهاب می رفت. ده تنی برنج می آورد. در سفر اخیر گرفتار عده ای خون ریز شده است. او را به قتل رساندند و 4 میلیون پولش را بردند. اکنون ماههاست پیگیر پرونده اند ولی تا به حال به جایی نرسیده اند. افرادی را به دادگاه معرفی کرده ایم که از همان چک های مسافرتی مرحوم ما خرج کرده اند و آنها به افرادی بعد از خودشان اعتراف کرده اند. آیا به بهانه یک پروند می توان گفت همه نظام خراب است.

به تهران رسیدیم و راننده به عذر خواهی افتاده است. عجب عذر خواهی او چقدر پر رنگ است و من حق خودم را بخشیدم. اما چه فایده، گذشت حق همه روحانیت دست من نیست و آن نیز خواهد ماند  برای روز رستاخیز.

ای کاش منطقی و سنجیده حرف زدن قانون زندگیمان باشد. .ای کاش فراموش نکنیم حدیث  رسول الله(ص)  را که  فرمودند : بیشتر  جهنمی ها درو شده های زبانشان هستند.

ای کاش به این راحتی معنویتمان را نسوزانیم و آخرتمان را از دست ندهیم.

ای کاش بیشتر از این بدانیم، در هر حکومتی نقص هایی وجود دارد، جمهوری اسلامی ایران نیز معصوم نیست.ای کاش دریابیم قاضی یک پرونده نیز به آخرتش خیلی می اندیشد.وهمیشه حق با ما نیست و  معیار میل وخواسته ی ما نیست.

ای کاش بیش از این درخشندگی های نظاممان را ببینیم.