هفته پژوهش مبارک باد اما...
42 بازدید
تاریخ ارائه : 12/18/2013 1:03:00 PM
موضوع: سایر

بیش از چهار سال در موضوعی مرتبط با «وهابیت» به تحقیق و پژوهش مشغول شدم.از روز نخست شروع به کار،با همه ی وجودم دلداه اصل پژوهش بودم تا گرفتن مدرکی.زیرا همین عشق به نوسیندگی وتحقیق باعث شده بود به همه کارها نه بگویم.

پایان نامه آماده دفاع شد و نمره 18 ثمره همفکری اساتید داور،راهنما و مشاور شد.یکی از این اساتید فرمود: فلان موسسه مشتاق نوشته شماست و بنده در این باره صحبت کرده ام .تشکرهایم را به مناسبت این دلسوزی نثار استادم کردم و در سریع ترین فرصت به آدرس داده شده رفتم ویک جلد از پایان نامه را عرضه کردم.آنان می بایست طبق قانونشان پایان نامه را ارزیابی کنند و سپس از قرارداد و امضای آن بگویند.

هفته ها گذشت تا این که گفتند پایان نامه شما از هفت خوان رستم گذشته است و تایید شده است.قرار دادی را آوردند امضا کنم زحمت همه بندهای قرار داد را کشیده بودن و گویا یک طرفه هم نوشته بودند.از جمله بندهای قرارداد این بود بعد از این که فلان اصلاحات صورت گیرد کتاب خواهد شد و نود درصد برای موسسه و ده درصد برای شمای نویسنده ؟1البته این در چاپ اول بود ودر چاپهای بعدی شش درصد از آن نویسنده خواهد بود؟!

خواندم و دوباره و چند باره قرار داد را خواندم اما با خواندن بیشتر، بندهای قرار داد تغییری نمی کرد .باورم نمی شد.مگر می شود کسی بیش از چهارسال روی یک موضوع بسیار مهم زحمت بکشد، سهم چاپ کننده، نود درصد و نویسنده آن ده درصد باشد؟!!!

نماینده موسسه گفت چی شد ؟

گفتم نیاز به وقت و مشورت و دقت بیشتر دارم.

از موسسه بیرون آمدم به دوستان زنگ زدم.دوستان من نه بابایم نویسنده بوده است و نه خودم ،مگر کارهای پژوهشی چه قدر ارزش دارند؟ ماجرا را تعریف کردم و نظر مشورتی آنها را خواستار شدم.برخی ها درد دل کردند و گفتند کشور در تحریم است و بودجه ای نیست و من رساله ام را دادم به استاد دانشگاهی چاپ کند و او به این شرط پذیرفته است که منتظر هیچ تومانی نباشم و آن را به نام دو نفرمان چاپ کند؟!! برخی دیگر از دوستان فرمودند پانزده درصد کف پرداخت است و دیگری فرمود خودت آن را چاپ کن.

خلاصه از موسسه پایان نامه ام را طلب کردم و گفتند چرا؟ گفتم راستش را بخواهید ده درصد خیلی کم است و آنها گفتند ما بیست درصد هم می دهیم ولی برای آثاری چون آثار آیت الله جوادی آملی؟!!

رساله ام را گرفتم به خانه آوردم و بعد ازچند ماه همان موسسه زنگ زدند و گفتند پشیمان نشده ای ؟

معطل مانندن پایان نامه و نیاز به پول و...باعث شدبله­ ای بگویم اما با ظرافت.

بنا بر این شد چند روز بعد ثمره زحمت چهارساله ام را ببرم .به ذهنم رسید این که در چاپ اول ده درصد به من پژوهشگر می دهند،از چاپ شدن چند نسخه کتاب است؟

با این پرسش خوابیدم و باز موسسه زنگ زد،که ما قرار داد را امضا کرده ­ایم و منتظر امضا و پایان نامه شماییم .گفتم جانا، در نوبت نخست چند نسخه چاپ خواهید کرد.(چون فقط در چاپ اول ده درصد می دادند)گفت 1000نسخه.

با شنیدن هزار نسخه مکثی کردم،آهی کشیدم .فقط هزار نسخه ؟!!!

به خویشتن گفتم: یک دهم هزار نسخه مگر چند هزار تومان میشود؟

زحمت چهارساله و یک دهم هزار نسخه ؟!

گفت چرا آه وناله ات بلند شد؟

گفتم لطفا امروز منتظر آمدن بنده نباشید.گفت امروز را به خاطر شما در موسسه مانده ام و گفتم شرمنده نمی توانم قرار دادی را امضا کنم که ...

                       پس ای پژوهش دوستان بیش از این وبهتر از این  ما را دریابید.