پاسخ به پرسشهای مخاطبان
34 بازدید
تاریخ ارائه : 12/18/2013 8:34:00 AM
موضوع: الهیات و معارف اسلامی

پاسخ به پرسشهای مخاطبان


سؤال:

قرآن کریم می فرماید: «لیس للانسان الا ما سعی » . از طرفی گفته می شود: خیراتی که برای مردگان انجام می شود باعث نجات و ترقی درجه آنان می شود . آیا این مطلب با آیه شریفه و با عدل الهی سازگار است؟

پاسخ:

1 . انجام دادن کارهای خیر باعث بالا رفتن مقام همه کسانی که از دنیا رفته اند، نمی شود . آنان که در برابر خدای توانا، طغیان کردند و حد و مرزهای او را رعایت نکردند و سرانجام، به مصداق آیه شریفه «ختم الله علی قلوبهم وعلی ابصارهم » مهر مردودی بر صفحه قلبشان زده شده، هرگز با انجام دادن کار نیک به دست دیگری به سعادت نمی رسند . این گروه همانند زمین کویری می مانند که باران پروردگار بر آن می بارد; اما جز خار و خاشاک از آن نمی روید .

قرآن کریم از استغفار کردن برای چنین افرادی نهی می کند و می فرماید: «وما کان للنبی والذین امنوا ان یستغفروا للمشرکین ولو کانوا اولی قربی من بعد ما تبین لهم انهم اصحاب الجحیم » ; (1) «برای پیامبر صلی الله علیه و آله و مؤمنان شایسته نبود که برای مشرکان طلب آمرزش کنند; هرچند از نزدیکانشان باشند; [آن هم] پس از آنکه برای آنها روشن شد که این گروه، اهل دوزخند

یا اینکه می فرماید: «ولا تصل علی احد منهم مات ابدا ولا تقم علی قبره انهم کفروا بالله ورسوله وماتوا وهم فاسقون » ; (2) «هرگز بر مرده هیچ یک از آنان (تخلف کنندگان از دستور پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و فرمان الهی) نماز نخوان و در کنار قبرش [برای دعا و طلب آمرزش] نایست; چراکه آنها به خدا و رسولش کافر شدند و در حالی که فاسق بودند از دنیا رفتند» .

و نیز در آیه 80 همین سوره می فرماید: «چه برای آنها استغفار کنی و چه نکنی، حتی اگر هفتاد بار برای آنها استغفار کنی، هرگز خدا آنها را نمی آمرزد ... و خدا فاسقان را هدایت نمی کند

بنابراین خیرات کردن برای کسانی که عاقبت به شر شدند کار پسندیده ای نیست، و اگر هم خیراتی برایشان صورت گیرد همانند بارانی است که بر شوره زار باریده باشد . از اینرو مرحوم علامه طباطبایی از آیات کریمه استفاده کرده و می فرماید: «استغفار جهت منافقان و نماز خواندن بر جنازه هایشان و ایستادن در کنار قبور ایشان و طلب مغفرت کردن، لغو و بی نتیجه است .» (3)

2 . نوع برخورد با دو فردی که در پرسش مطرح شدند که یکی از خیرات دیگران برای او به مقامی بالاتر می رسد و دیگری چون از چنین هدایایی برخوردار نیست، همچنان در همان درجه باقی می ماند، با آیه شریفه «لیس للانسان الا ما سعی » منافات ندارد و عدل الهی هم خدشه دار نمی شود; زیرا کسی که درجه اش با عمل دیگری افزایش می یابد، به سبب سعی و کوشش خود اوست; چرا که در دنیا با افراد شایسته ای معاشرت داشته و با کسانی دوست بوده که اهل نماز و مسجد و ... بودند، و از چنین دوستانی جز فرستادن خیرات انتظار دیگری نیست . فردوسی می گوید:

به عنبر فروشان اگر بگذری

شود جامه تو همه عنبری

اگر بگذری سوی انگشت گر (4)

از او جز سیاهی نیابی دگر

چنین شخصی در دنیا با هوای نفس مبارزه کرده و با نا اهلان دوستی نکرده است . نتیجه جهاد با نفس و انتخاب دوستانی خداپسند، او را به مقامی عالی تر می رساند . گویا آن دعا و خیراتی که بعد از فقدانش از سوی دوستانش صورت می گیرد، پیامد تلاش خود اوست . و با کریمه «لیس للانسان ...» و عدل الهی هم سازگاری دارد . ولی آنکه در دنیا با اشخاصی در ارتباط بود که حتی برای خودشان هم کارنیکی نمی کردند و دین را به مسخره می گرفتند، به یقین منتظر خیرات آنها ماندن کاری بیهوده است; زیرا از چنین افرادی به دیگران خیری نمی رسد . سعدی می گوید:

خرما نتوان خورد از این خار که کشتیم

دیبا نتوان بافت از این پشم که رشتیم

مرحوم علامه طباطبایی در این باره می فرماید:

«. . و اعمال صالح و خیراتی که برایش می فرستند، آن نیز مربوط به سعی جمیل خود آدمی است، که در زندگی، داخل زمره مؤمنان شد و سیاهی لشکر آنان گردید و ایمانشان را تایید کرد . و اثرش این شد که هر چه عمل خیر کردند، او نیز به قدر دخالتش سهم گیرد . (5) »

3 . مفاد آیه یاد شده آن است که بیش از سعی و کوشش انسان، چیزی عایدش نمی شود; ولی این مهم مانع از آن نخواهد بود که از طریق لطف و تفضل پروردگار، نعمتهایی به افراد لایق داده شود . «استحقاق » مطلبی است و «تفضل » مطلبی دیگر، همان گونه که خداوند حسنات را ده برابر و گاه صدها یا هزاران برابر پاداش می دهد . (6) »

استاد شهید مطهری رحمه الله می فرمایند:

«برای رسیدن به سعادت، علاوه بر انجام دادن اعمال و گامهایی که خود انسان برمی دارد، یک جریان دیگری نیز همیشه در جهان است، و آن رحمت همیشگی پروردگار است . در متون دینی ذکر شده است: «یا من سبقت رحمته غضبه; ای کسی که رحمت او بر غضبش تقدم دارد

«به هر حال، این واقعیتی است که در نظام هستی، اصالت از آن رحمت و سعادت و رستگاری است، و کفرها و فسقها و ... عارضی و غیراصیل است و همواره آنچه که عارضی است، به سبب جاذبه رحمت تاحدی که ممکن است، بر طرف می گردد ... مغفرت پروردگار و زایل ساختن عوارض گناه یکی از شواهد غلبه رحمت برغضب است . در این زمینه به دو اصل کلی اشاره می کنیم:

اصل تطهیر: در نظام هستی، یکی از جلوه های رحمت الهی، نمود تطهیر است . دستگاه آفرینش، دارای خصیصه شستشو و تطهیر است ... مغفرت و محو عوارض سوء گناهان از این قبیل است ... البته بعضی از دلها قابلیت خود را برای پاکیزه شدن مطلوب، از دست می دهند . هنگامی که کفر و شرک نسبت به خدا در دل استقرار پیدا کرد، دل را از قابلیت تطهیر خارج می سازد .

اصل مغفرت: این اصل یک پدیده استثنایی نیست; یک فرمول کلی است که از غلبه رحمت عام خداوندی در نظام هستی سرچشمه گرفته است . قرآن کریم می فرماید: «من یصرف عنه یومئذ فقد رحمه » (7) ; «هرکس که در آن روز از عذاب خدا نجات یابد، مشمول رحمت خدا قرار گرفته است .» به این معنا که اگر رحمت خداوند مهربان نباشد، عذاب از هیچ کس برداشته نمی شود

عمل و رحمت

مرحوم شهید مطهری رحمه الله در پایان سخنان خود درباره آیه شریفه «لیس للانسان الا ما سعی » می فرماید: «عمل به منزله علت قابلی و رحمت پروردگار به منزله علت فاعلی است .» (8) یعنی خیرات واصل شده بر طبق اصول رحمت، مغفرت و تطهیر انسانها از عوارض شوم گناه پذیرفته می شود و از این جهت با لیس للانسان تنافی ندارد; زیرا آیه مذکور در مقام بیان قانون است; نه رحمت الهی . (9)

پی نوشت:

1) توبه/113 .

2) توبه/84 .

3) محمد حسین طباطبایی، تفسیر المیزان، ج 9، ص 565 .

4) زغال فروش .

5) محمد حسین طباطبایی رحمه الله، تفسیر المیزان، ج 19، ص 89 - 90 .

6) ناصر مکارم شیرازی و همکاران، ج 22 تفسیر نمونه، (با اندکی تصرف) .

7) انعام/16 .

8) مجموع آثار شهید مطهری، ج 1، ص 254 - 257 .

9) برای مطالعه بیشتر ر . ک: عدل الهی، شهید مطهری رحمه الله; تفسیر نمونه، مکارم شیرازی و همکاران، ج22

  در مبلغان چاپ شده است  مهر و آبان 1382، شماره 46(نویسنده سید محمدصادق محمدی وفایی)