معیار در «سیادت» (آیا نسل دختر سید نیز سیدند) ؟
400 بازدید
تاریخ ارائه : 12/24/2013 7:26:00 AM
موضوع: الهیات و معارف اسلامی

المسألة الخامسة: السادة هم: الهاشميون المنتسبون إلى هاشم جد النبي،أي أولاد عبد المطلب من بني عبد الله وأبي طالب والعباس والحارث وأبي لهب،واستحقاقهم الخمس إجماعي.[1]

فرزندان حضرت فاطمه فرزندان پیامبر(ص) و سید نیز می باشند. حضرت امام موسى الکاظم(ع) فرمود: روزى به مجلس هارون الرشید خلیفه‏ ى عباسى وارد شدم. هارون پرسید شما چگونه مى ‏گویید که پسر پیامبرید در حالى که پیامبر نسل نداشت. او فقط دختر داشت و نسل انسان از پسر مى‏ ماند نه دختر. من در جواب سؤال هارون آیه 84 سوره‏ ى انعام را خواندم. خداوند مى ‏فرماید: و وهبنا له اسحق و یعقوب کلاً هدینا و نوحا هدینا من قبل و من ذریته داود و سلیمان و ایوب و یوسف و موسى و هارون و کذلک نجزى المحسنین و زکریا و یحیى و عیسى و الیاس کل من الصالحین؛ ما به ابراهیم اسحاق و یعقوب را بخشیدیم و همه را هدایت کردیم و نوح را از پیش هدایت کرده بودیم و از نژاد او داود، سلیمان، ایوب، یوسف، موسى و هارون را. ما نیکوکاران را چنین پاداش مى‏دهیم. و نیز زکریا یحیى، عیسى و الیاس را که همگى از صالحان هستند».1به هارون گفتم: اى هارون! پدر عیسى کیست؟ هارون گفت: عیسى پدر ندارد. گفتم: پس چطور عیسى از نسل ابراهیم بشمار رفته است؟! پس بدان که خداوند عیسى را از طریق مادرش مریم به نسل حضرت ابراهیم ملحق ساخته است. ما هم از طریق مادرمان حضرت فاطمه زهرا از نسل پیامبر اسلام به حساب مى‏آییم. 2بنابراین فرزندان زن سیده نیز از نظر نسبی سید شمرده می شوند ازاینرو در عرف به آنها میرزا می گویند، ولی از نظر فقهی خمس به آنها داده نمی شود، هر چند سید نسبی هستند.ولی کسی که پدرش سید باشد علاوه بر این که سید نسبی است خمس هم می توان به او داد (در صورت فقیر بودن)این براساس فتواى مشهور فقهاء است. 3در مقابل گفتار مشهور فقها، فقهایی چون مرحوم بحرانی وسید مرتضی«ره» معیار سیادت را فقط فرزند هاشم وعبدالمطلب بودن را می دانند و بین فرزند پسر و دختر تفاوتی قائل نیستند وهمه احکامی که برای سید پسر معتبر می دانند مانند حلیت خمس برای سید دختر هم دارای اعتبار می دانند.[4] [1] المیزان، ج 7، ص 241، عربى، بیروت، چاپ دوم [2] تفسیر صافى، ج 1، ص 530 چاپ دوجلدى قدیمى، تفسیر نمونه، ج 5، ص 328 به نقل از نورالثقلین، ج 1، ص743 [3] جواهر، ج 16، ص 90، تحریر الوسیله حضرت امام خمینى(قدس سره)، کتاب الخمس [4] محقق بحرانی،الحدائق الناظره،ج12ص 390-391چاپ جامعه مدرسین.

المنتسب الی الهاشم بالام: ان المتقرب الی هاشم بالاب محکوم بهذا الحکم لا التقرب الیه بالام فانه المدار فی الانتساب الی الطائفة والقبیلة عرفا وربما یشیر الیه قوله تعالی:«ادعوهم لابائهم»وقد استدل به الامام ابو الحسن علیه السلام فی ما رواه الکلینی عنه(ب30 من المستحقین ح1

مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنِ الْعَبْدِ الصَّالِحِ ع فِي حَدِيثٍ طَوِيلٍ قَالَ: وَ مَنْ كَانَتْ أُمُّهُ مِنْ بَنِي هَاشِمٍ وَ أَبُوهُ مِنْ سَائِرِ قُرَيْشٍ- فَإِنَّ الصَّدَقَاتِ تَحِلُّ لَهُ- وَ لَيْسَ لَهُ مِنَ الْخُمُسِ شَيْ‌ءٌ- لِأَنَّ اللَّهَ يَقُولُ ادْعُوهُمْ لِآبائِهِمْ» لکن السند ضعیف بالارسال ثم ذکر الاستاد الاستیناس لذلک بکثرة من انتسب الی هاشم بالام ولو فی سلسلة اجداده وجداته فلم یبق لمستحق الزکاة من غیر الهاشمیین الا القلیل.

[1]مستند الشیعه ج 10ص93