27نکته در مورد امامت
64 بازدید
تاریخ ارائه : 11/19/2013 7:04:00 PM
موضوع: ادیان و مذاهب

1.ابوبکر می گوید :اقیلونی اقیلونی و لست بخیر منکم و علی فیکم مرا رها کنید مرا رها کنید من بهتر از شمار نیستم درحالی که علی در میان شماست تاریخ طبری ج2 ص203، الکامل ابن اثیر ج2 ص160 ، الامامة والسیاسة ج1 ص14و16

2.در میان انبیاء و رسل گذشته هرگز رسولی نبوده که خلیفه و قائم مقام بعد از او مشرک بوده و بعد از چهل سالگی اسلام آورده باشد؛ پرستش سیصد و شصت بت را ترک کرده و سپس ایمان آورده باشد!!! خلیفه ای که ارتکاب معاصی کرده و لات و عزی را به خدایی قبول کرده و گوشت و خونش با شراب و گوشت خوک بر بدنش روئیده باشد ؟!!!!!

3.هیچ رسولی از دنیا نرفته است مگر اینکه ذریه و بستگان نزدیک او خلیفه و قائم مقام وی بوده باشند چنانکه وصی حضرت آدم شیثهبة اللهبود، وصی حضرت نوح پسر سام و وصی حضرت ابراهیم پسران او اسماعیل و اسحاق بودند، وصی حضرت یعقوب یوسف بود، و

4.پس از قرائت کتب اهل قبله دریافتم که هیچ رسولی از دنیا نرفت مگر اینکه وصی داشت.

5.به اتفاق فریقین ابوبکر و عمر آل رسول نبوده اند، بلکه آل رسول حضرت علی و امام حسن و امام حسین و باقی ائمه علیهم السلام بودند. شخصی که چهل و شش سال مشرک بوده سپس اسلام آورده شایسته نیست که افضل و مقدم باشد بر کسی که فاضل تر است از انبیاء و آن فاضل تر از انبیاء آل رسول اند.

6.رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: الحق ، مع علی ، و علی مع الحق ، یدور حدیث مادار مناقب ابن شهر آشوب 3/76 و اصول کافی1/294  یعنی حق با علی است و علی با حق است حق به هر مکان که علی گردید می گردد .

7.موافق و مخالف از ام سلمه نقل کرده اند که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: علی مع القرآن و القرآن مع علی ، لن یفترقا حتی یردا علی الحوضبحارالانوار 40/77 و فضائل الخمسه 2/1 62 علی با قرآن است و قرآن با علی است و از هم جدا نمی شوند تا وارد شوند بر من بر حوض کوثر . در نتیجه چون علی با قرآن است و قرآن با علی است هر که بر علی خروج کند و هر که به او ظلم کند و حق او را غصب کند دشمنی با قرآن کرده و بر قرآن خروج کرده است.

8.امام باید از مأمومین خود عالم تر باشد و هر چه مردم به آن احتیاج دارند بداند در غیر این صورت خود او به امام دیگری محتاج می باشدکه او را از جهل بیرون بیاورد و اگر آن امام دیگر نیز اعلم نباشد به تسلسل کشیده خواهد شد، و تسلسل باطل است .

9.حضرت علی علیه السلام اعلم صحابه بود. حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم درباره ایشان فرمودند: اقضاکم علی و اعلمکم علی» یعنی: از بین شما شایسته ترین برای قضاوت و داناتر از همه علی است.

10.حضرت علی علیه السلام دائماً خلفا را راهنمایی می کرد و آنان نمی توانستند هیچ مشکلی را بی وجود حضرت حل کنند، تا جایی که عمر هفتاد بار تکرار کردلولا علی لهلک عمر» فضائل الخمسه 2/315 به نقل از سنن بیهقی 7/442 و شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید 1/23 و 112 و اگر علی نبود هر آینه عمر هلاک می شد.

11.هنگامی که سوره برائت نازل شد، حضرت رسول - صلی الله علیه و آله و سلم سوره را به ابوبکر داد و به مکه فرستاد. وقتی ابوبکر از شهر بیرون رفت جبرئیل نازل شد و گفت :یا رسول الله أن الله یقرئک السلام ، و یقول لک : لا یؤدی عنک ، الا انت ، او رجال منک مناقب ابن شهر آشوب 2/145 و الغدیر به نقل 73 کتاب اهل سنت یعنی: به درستی که خدا به تو سلام می رساند و می گوید :ادای این رسالت را از تو نکند، مگر تو با مردی که از تو باشد .رسول خدا - صلی الله علیه و آله و سلم فرمود :علی منی و أنا من علی یعنی: علی از من است و من از علی .

12.وقتی پیامبر - صلی الله علیه و آله و سلم از غزوه حنین فارغ شد، حق تعالی به او خبر داد که باید به غزوه تبوک برود. تبوک مکانی است در سرزمین روم. جبرئیل به حضرت عرض کرد: در آنجا جنگ نمی شود به همین دلیل به علی احتیاجی نیست زیرا آنان با تو صلح می کنند و رضایت تو را جلب خواهند کرد. . به همین دلیل بود که جبرئیل به پیامبر گفت :

13.الله تعالی می فرماید : علی را در مدینه بگذار و او را جهت حفظ دین و اسلام خلیفه خود گردان:.علی فرمودای رسول خدا به درستی که منافقان گمان کرده اند تو که مرا خلیفه کردی از روی ثقل و گرانی و اهانت است . پس نبی به او فرمود : ای برادر من به سوی مکان خود بازگرد ، به درستی که مدینه اصلاح نخواهد شد مگر به وسیله من یا به وسیله تو . پس تو خلیفه من هستی در اهل من و سرای هجرت من و قوم من ، آیا راضی نیستی نسبت به من به منزله هارون نسبت به موسی باشی به جز این که بعد از من نبی نیست . مناقب ابن شهر آشوب 2 / 336 و 3/ 419 و اسرار الامامة 267 به تقل مناقب ابن مغازی و مسند احمد حنبل

14.قال الله تعالی : و اولوا الارحام بعضهم أولی ببعض فی کتاب الله من المؤنین و المهاجرینسورۀ احزاب آیۀ6

یعنی اولوا الارحام بعضی از ایشان از بعضی دیگر اولی به تصرف هستند که مؤمن و مهاجر هستند.

15.امیرالمؤمنین علیه السلام هم رحم بود و هم مهاجر و هم مؤمن.از دلایل فراوان بر ایمان ایشان آیات و احادیث متعددی است که درشأن ایشان بیان شده، از جمله نزول سورۀ هل اتی و همچنین حدیث مشهور زیر که مورد اتفاق فریقین می باشد.

16.انما ولیکم الله و رسوله والذین آمنوا الذین یقیمون الصلوة و یؤتون الزکوة و هم راکعون سوره مائده آیه 55

17.یعنی این است و جز این نیست که اولی به تصرف در امر شما خدا است و رسول خدا و آنان که ایمان آوردند و نماز را به پا داشتند و در حالی که رکوع کننده بوده اند زکات دادند. به اتفاق نظر کلیه علمای اسلام از زمان حضرت آدم - علیه السلام - تا به حال هیچ بشری در رکوع زکات نداده است جز حضرت علی- علیه السلام .

18.از روایات شیعه و مخالفان مشهور می باشد که حضرت رسول - صلی الله علیه و آله و سلم در روز خیبر ابتدا رایت لشکر را به ابوبکر داد و سپس به عمر داد و بار سوم به عمروعاص داد و هر کدام از این سه نفر در حالیکه شکست خورده بودند رایت مغلوب شده را برگرداندند و حضرت رسول - صلی الله علیه و آله و سلم غضبناک شده و فرمود : والله لاعطین الرایة غداً رجلا ً ، یفتح الله علی یدیه ، یحب الله و رسوله و یحبه الله و رسوله شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید 163/11 و 128/13 و فضائل الحسنة 183/2به نقل از صحیح بخاری به خدا سوگند فردا رایت را به مردی خواهم داد که خدای تعالی این قلعه را به دست او فتح کند ، مردی که خدا و رسول خدا را دوست می دارد و خدا ورسول او را دوست می دارند . این حدیث مورد اجماع اهل قبله است و دلیلی است بر عزل ابوبکر و عمر و نصب امیر المؤمنین - علیه السلام.

19.خلافت ابوبکر با بیعت منعقد شد و بیعت باطل است زیرا اگر بیعت دلیل بر امامت کسی باشد پس همه بنی امیه ائمه حق بوده اند و همچنین یزید ملعون نیزخلیفه حق بوده است، همچنین ممکن است که عده ای با یک کافر بیعت کنند و یا ده نفر با یک فرد بیعت کنند و امامت باطل او منعقد گردد.

20.ابوبکر وصیت کرد که عمر خلیفه شود و عمر امر خلافت را به شورایی که ترتیب داده بود واگذار کرد و عثمان بدون هیچ تدبیری در خلافت ، کشته شد .به مذهب سنیان حضرت رسول - صلی الله علیه و آله و سلم بدون وصیت رحلت فرمود و امر امامت را به مردم واگذارد. پس اگر ابوبکر بر حق بود که وصیت به خلافت عمر کرد پس عمر و عثمان باطل بودند و اگر آن دو بر حق بودند ابوبکر باطل بوده است. طبق عقیده اهل سنت بر هر مکلف واجب است که به سنت اقتدا کند و اقتدا به هر کدام از این سه نفر، ضد اقتدا است به دیگری و بین آنها اختلاف حاصل شده است . پس معلوم می شود که هر سه باطل اند و حضرت علی - علیه السلام - بر حق است، زیرا هر سه مخالفت حضرت رسول - صلی الله علیه و آله و سلم کرده اند .

21.انس روایت کرد: ام ایمن مرغ بریانی برای حضرت رسول - صلی الله علیه و آله و سلم فرستاد حضرت رسول - صلی الله علیه و آله و سلم دعا کرد : اللهم آتنی باحب خلقک الیک لیأکل معی هذا الطیرمناقب ابن شهرآشوب 318/2 ، 73/3، شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید 215/18 یعنی خداوندا محبوب ترین خلق خود را نزد من بفرست تا این مرغ را با من بخورد .

22.گویند که عایشه و حفصه و هر زنی به پدر و قبیله خود شخصی فرستاد تا حاضر شوند . قاعدتاً باید آنها که آگاه شده بودند حاضر شوند .اما انس می گوید حضرت علی - علیه السلام - سه بار آمد و من گفتم که رسول خدا - صلی الله علیه و آله و سلم - درحال انجام کاری است و علی - علیه السلام - را باز گرداندم تا نوبت سوم نزد حضرت رسول - صلی الله علیه و آله و سلم رفت . حضرت رسول - صلی الله علیه و آله و سلم فرمود : یا علی چرا دیر آمدی ؟ حضرت علی - علیه السلام - گفت : یا رسول الله این نوبت سوم است که آمدم و انس به من گفت که رسول الله در حال انجام کاری است .حضرت به انس فرمود: چرا چنین کردی ؟ گفت : یار سول الله دعای شما را شنیدم خواستم شخصی از انصار حاضر شود .حضرت رسول - صلی الله علیه و آله و سلم فرمود : ان الرجل یحب قومه این مرد قوم خود را دوست می دارد .

23.در صحت این روایت هیچ کس از شیعه و سنی شک نکرده است پس چون به اتفاق فریقین حضرت علی - علیه السلام - احب الخلق الی الله است پس باید او در امامت و خلافت مقدم بر همه خلق باشد همانطور که حضرت رسول - صلی الله علیه و آله و سلم احب الخلق الی الله است .

24.امامت ابوبکر و عمر به انتخاب صحابه بود و انتخاب امام توسط خلق باطل است، زیرا امامت رکن عظیمی به دنبال نبوت است و منصبی است مقابل کل رسالت. زیرا خداوند می فرماید : و ان لم تفعل فما بلغت رسالته سوره مائده آیه 67 اگر این کار را نکنی چنان است که رسالت خدا را نرسانده باشی .پس شایسته نیست که عظیم ترین امر دین به اختیار و انتخاب مردم صورت پذیرد زیرا اگر انتخاب امام روا باشد پس انتخاب پیغمبر توسط مردم نیز جایز است .

25.این حدیث مورد اتفاق فریقین می باشد : مثل اهل بیتی ، کمثل سفینة نوح ، من رکب فیها نجی ، و من تخلف عنها غرق ، و هوی مناقب ابن شهر آشوب 1/295 و شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید 1/167  یعنی مثل اهل بیت من همچون مثل سفینه نوح است هر کس که در آن وارد شود نجات یابد و هرکس از ایشان دور شود هلاک می شودمانند قوم نوح مراد از این حدیث آن است که هرکس به ولایت اهل بیت تمسک بجوید نجات یافته است و هر کس از ایشان دور شد هلاک گشته است درست همانند قوم حضرت نوح.

26.حضرت رسول - صلی الله علیه و آله و سلم - فرمود :  انی تارک فیکم الثقلین، ما ان تمسکتم بهما لن تضلوا، أحدهما أعظم من الاخر، کتاب الله، حبل ممدود من السماء الی الارض، عترتی، أهل بیتی، و لن یفترقا، حتی یردا علی الحوض، انظرونی تخلفونی فیهافضائل الخمسه 2/53 به نقل از سنن ترمذی 2/308  یعنی من در میان شما دو گروه را به جا گذاشته ام که اگر به این دو تمسک جوئید هرگز گمراه نشوید یکی بزرگتر از دیگری است ، اول کتاب خدا که ریسمانی است کشیده شده از آسمان تا به زمین و دیگری خویشان من که اهل بیت من اند و این دو از هم جدا نشوند تا اینکه بر من نزدیک حوض کوثر وارد شوند.

27.جابربن سمره روایت می کند که رسول خدا - صلی الله علیه و آله و سلم - فرمود : لایزال الاسلام عزیزاً الی اثنا عشر خلیفه ، کلهم من قریش دلائل الصدق 2/314 و بحار الانوار 36/365  همیشه اسلام عزیز خواهد بود مادامی که ولایت کار ایشان به دوازده مرد باشد که همه از قریش باشند. هرکس نام دوازده امام را آورده است جز علی علیه السلام و اولاد او را قصد نکرده است و این اثبات امامت ایشان است.