اسلام و منطق عدالت حتی در سیاست
31 بازدید
تاریخ ارائه : 11/2/2013 10:33:00 AM
موضوع: تاریخ و سیره

استاد شهید مطهری«ره»نوشته­ اند:

«در كتابى كه چند سال پيش ميلوان جيلاس نوشته بود خواندم- و در تاريخ ديگرى نخواندم- كه محمدخان قاجار در وقتى كه در كرمان بود و آن قتل عام‏ ها را كرد و آنهمه مردم را كور كرد و آن همه قنات ها را پر كرد و آن همه خراب كارى كرد كه واقعاً عجيب است، روزى يكى از سربازها آمد به او گزارش داد كه فلان سرباز يا افسر تصميم دارد تو را به قتل برساند. دستور داد تحقيق كنند. وقتى تحقيق كردند معلوم شد كه دروغ است، بين اين سرباز و آن سرباز يا افسر سر يك دختر رقابتى بوده و آن سرباز يا افسر آن دختر را گرفته و اين براى اينكه بتواند از او انتقام بگيرد آمده چنين گزارش غلطى داده است. فتحعلى شاه كه اسم كوچكش باباخان است در آن زمان وليعهدش بود. (خودش كه بچه نداشت، برادر زاده‏اش است). به فتحعلى شاه يعنى به باباخانِ آن وقت گفت: باباخان! برو در اين قضيه تحقيق كن. وقتى رفت تحقيق كرد ديد قضيه از اين قرار و دروغ است. محمدخان گفت: حالا به عقيده تو ما چه بكنيم؟ گفت: معلوم است، اين بابا گزارش دروغ داده، بايد مجازات بشود. گفت:آنچه تو مى‏ گويى، با منطق عدالت حرف درستى است ولى با منطق سياست درست نيست. از نظر منطق عدالت، همين حرف درست است؛ او مقصر است و بايد مجازات بشود. ولى هيچ فكر كرده‏اى در اين چند روز كه تو دارى در اطراف اين قضيه تحقيق مى ‏كنى همه‏ اش سخن از كشتن محمدخان قاجار است، همه ‏اش‏ صحبت از كشتن من است، اين مى‏گويد تو قصد داشتى بكشى، آن مى ‏گويد من قصد نداشتم بكشم، شاهدها آمدند شهادت دادند كه نه، قصد كشتن در كار نبوده. چند شبانه روز است كه در فكر اينها تصور كشتن من هست، در فكر شاهدها هست، در فكر متهم هست، در فكر آن كسى هم كه اتهام زده هست. مردمى كه چند شبانه روز در مغز خودشان فكر كشتن من را راه داده باشند، يك روز هم به فكر كشتن مى‏افتند. مصحلت نيست كسانى كه چند روز تصور كشتن من را كرده ‏اند زنده باشند.همه اينها را، اتهامْ زن، متهم و حتى شاهدها را دستور دادم یك جا بكشند چون چند روز اين فكر در مغزشان آمده است.»

مجموعه ‏آثاراستادشهيدمطهرى،ج‏16، ص86- 87