آیا امام هادی(ع) برخی از ایام را نحس می دانست؟
33 بازدید
تاریخ ارائه : 10/21/2013 11:26:00 AM
موضوع: الهیات و معارف اسلامی

در تحف‏ العقول‏ آمده است مردى به نام حسن بن مسعود گفت:

«دَخَلْتُ عَلى‏ ابِى ‏الْحَسَنِ عَلِىِّ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ قَدْ نُکِبَتْ اصْبَعى» من بر امام‏ هادى‏ علیه السلام وارد شدم در حالى که انگشتم زخم و مجروح شده بود، یعنى آفت دیده بود. «وَ تَلَقّانى راکِبٌ وَ صَدَمَ کِتْفى» بین راه، در حالى که ناراحتى انگشتم را مى ‏کشیدم یک سواره‏اى به من تنه زد به طورى که کتف من مجروح شد «وَ دَخَلْتُ فى زَحْمةٍ» با هزار زحمت داخل شدم. فَخَرَّقوا عَلَىَّ بَعضَ ثِیابى (روز ازدحام بوده است) وقتى وارد شدم جمعیت خیلى زیاد بود، قسمتهایى از لباس من هم پاره شد. به این حال من بر امام‏ هادى‏ علیه السلام وارد شدم. تا وارد شدم گفتم: کَفانِىَ اللَّهُ شَرَّکَ مِنْ یَوْمٍ چه روز شومى بودى تو امروز! ببین انگشت من این جور شد، شانه من این طور شد و لباسم چنین شد؛ امروز براى من چه روز بد یمنى بود! فَما اشْامَکَ! اى روز چه روز بدى بودى تو! فَقالَ لى ابُوالْحَسَنِ: یا حَسَنُ! هذا وَ انْتَ تَغْشانا؟! حسن بن مسعود! تو از این طرف این حرف را مى ‏زنى از آن طرف به خانه ما مى‏ آیى؟! ببینید تعبیر چقدر رسا و عالى است! تو به خانه ما مى‏ آیى و چنین حرفى را مى‏ زنى؟! مثل اینکه در خانه امام بیاید و مثلًا- العیاذ باللَّه- على بن ابى‏ طالب را سبّ کند یا انکار نبوت پیغمبر و یا انکار توحید را بکند. تَرْمى بِذَنْبِکَ مَنْ لا ذَنْبَ لَهُ‏ گناه خودت را به گردن آن کسى مى‏ گذارى که گناهى ندارد؟! به گردن روز و یوم مى‏ گذارى؟! (عرض کردم دفاع از سیزده و دفاع از روز؛ ببینید این جور دفاع مى‏ کنند.) قال الْحَسَنُ: فَاثابَ الَىَّ عَقْلى.حسن بن مسعود گفت: با این حرف امام، مثل اینکه عقل من قبلًا از سرم پریده بود باز آمد. وَ تَبَیَّنْتُ خَطَأى فهمیدم اشتباه کرده‏ ام. فَقُلْتُ: مَوْلاىَ اسْتَغْفِرُ اللَّهَ. آقایم! من از این گناهى که مرتکب شدم استغفار مى‏ کنم. فَقالَ: یا حَسَنُ! ما ذَنْبُ الْایّامِ حَتّى‏ صِرْتُمْ‏ تَتَشَأَّمونَ بِها اذا جوزیتُمْ بِاعْمالِکُمْ فیها. حسن! پس از آنکه شما مى‏بینید بشر جز نتیجه اعمال خودش نیست پس گناه ایام و روزها چیست؟! فَما ذَنْبُ الْایّام؟!

قالَ الْحَسَنُ: انَا اسْتَغْفِرُ اللَّهَ ابَداً وَ هِىَ تَوْبَتى آقاجان! استغفار مى‏ کنم و توبه من همین باشد که در حضور شما توبه کردم. قالَ: وَاللَّهِ مایَنْفَعُکُمْ وَلکِنَّ اللَّهَ یُعاقِبُکُمْ بِذَمِّها عَلى‏ ما لا ذَمَّ عَلَیْها فیهِ‏ به خدا قسم که این حرفها که ایام را گنهکار بدانید و براى آنها شئامت و نحوست قائل شوید، نه تنها فایده‏اى به حالتان ندارد، بلکه خداوند شما را معاقب خواهد کرد، خدا علیه شما اعلام جرم خواهد کرد که چرا مخلوق بى‏ گناه مرا مجرم دانستید؟ من این روزگار را بى‏ گناه دانستم. اى کسى که مى‏ گویى «فلک کج رفتار» تو گنهکارى، بنده بى‏ گناه خدا را مجرم مى ‏دانى. اى کسى که مى‏ گویى «چرخ کج‏ مدار» روى این منطق، تو آدم گنهکارى هستى؛ خدا در قیامت مى‏ آید از تو سؤال مى‏ کند، مى‏ گوید بگو این موجوداتى که در مدارهاى خودشان حرکت مى‏ کردند کدام یک از آنها از مسیر خودشان منحرف شدند که انحراف آنها از مسیرشان سبب نکبت و بدبختى تو شد؟! أَ ماعَلِمْتَ یا حَسَنُ؟ [آیا دانستى حسن؟] اصل کلى: بشر باید بداند که خدا پاداش و کیفر را روى یک حساب معین مى‏ دهد؛ بر حساب اعمال و افکار و عقاید بشر مى‏ دهد، بر اثر اخلاق نیک یا بد بشر مى‏ دهد. بنابراین انسان نباید در این زمینه‏ها کوچکترین فکرى یا خیالى به خودش راه بدهد. باز هم روایاتى در این زمینه داریم که دیگر من عرایض خودم را در همین جا خاتمه مى ‏دهم. مجموعه ‏آثاراستادشهیدمطهرى، ج‏25، ص: 413