صوفى ریش پرست
50 بازدید
تاریخ ارائه : 3/5/2013 1:05:00 PM
موضوع: الهیات و معارف اسلامی

در بغداد در خانقاه و كاروانسرائى شيخى از صوفيها بود كه ريش بسار بزرگى داشت و به آن علاقمند بود، غالب اوقات مشغول خدمت بريش خود ميشد: روغن ميماليد، شانه ميكرد، شبها براى اينكه درهم و پريشان نشود موقع خواب آنرا به كيسه اى ميكرد. شبى شيخ در خواب بود كه يكى از مريدان برخاست و به ريش شيخ حمله برده از اين گوش تا آن گوش درو كرد، صبح كه شيخ از خواب برخاست و ريش خود را بباد رفته ديد شكايت پيش رئيس خانقاه برد، رئيس صوفيها را جمع كرد و از قهرمان اين كار پرس جو كرد مريد دروگر گفت : من بودم كه ريش حضرت شيخ را درو كردم ، چون ديدم اين محاسن براى شيخ بتى شده است كه آنرا عبادت ميكند، لذا از باب نهى از منكر آنرا از بين بردم تا شيخ عبد خدا شود نه عبد لحيه .

شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد ج 11 ص 208.