مهر ورزی و دلسوزی امام حسین(ع) به شمر«لعنت الله علیه»
689 بازدید
تاریخ ارائه : 1/4/2013 4:37:00 PM
موضوع: الهیات و معارف اسلامی

 

 مرحوم شاه آبادی فرموده بودند: امام(علیه السلام) اگر به شمر فرموده بود، که به من آب بده پیش جدم از تو شفاعت کنم، درست است. چون امام(علیه السلام) می خواهد سفره رحمتش را پهن کند؛ شمر هم در سر اون سفره باشد. شمر اگر آب می داد دیگر موفق به کشتن حضرت(علیه السلام) نمی شد. رحم میکرد و برمی گشت. تا بر می گشت رحمت خدا او را می گرفت. حضرت علی اصغر(علیه السلام) را می آورد، که رحم کنند. تا مورد رحمت واقع بشوند. حضرت(علیه السلام) به شمر گفت: که به من آب بده تا از تو در پیش جدم رسول الله(صلی الله علیه وآله وسلم ) شفاعت کنم. آن ملعون هم گفت: من یک درهم یزید را با شفاعت جدت تو عوض نمی کنم. امام حسین(علیه السلام) می خواهد، حتی خبیث ترین آدم ها را هم نجات دهد.

 شمر بن ذی الجوشن که بود؟

شمر فرزند ذو الجوشن الضبابى می باشد که در مورد اسمش دو قول می باشد:اسمه شرحبیل و قیل أوس پدر شمر صحابی می باشد. و حتی ابوداود از او روایت نقل کرده است زمانی که پدر شمر صحابی باشد. قطعا خود شمر تابعی می باشد. همانگونه که صاحب الوافی بالوفیات نوشته است:کانت لأبیه صحبة وهو تابعی الوافی بالوفیات، الصفدی، ج ۱۶ ص ۱۰۵ جالب اینجاست اهل سنت روایتی دارند که در آن چنین آمده است:الحدیث : ” خیرکم قرنی ، ثم الذین یلونهم ، ثم الذین یلونهم ” یعنی الصحابة والتابعین وأتباعهم .علمای اهل سنت اهل قرن رسول را صحابه، گروه بعدی را تابعین و گروه بعدی را تابعان تابعین دانسته اند.

توجیه شمر برای کشتن امام حسین(ع)

ابواسحاق سبیعی گوید:کان شمر بن ذى الجوشن الضبابى لایکاد اولا یحضر الصلوة معنا، فیجىء بعد الصلوة فیصلّى ثم یقول: اللهم اغفر لى، فانّى کریم لم تَلِدین اللئام. قال: فقلت له: إنّک لسىّء الرأى یوم تُسارع الى قَتْل ابن بنت رسول الله(صلى الله علیه وآله)قال: دعنا منک یا أبا اسحاق فلو کنا کما تقول و اصحابک کنّا شرًّا من الحمیر السقّاءات[1]؛شمر همراه ما نماز می‌خواند. پس از نماز دستان خود را به آسمان بلند کرده می گفت: خدایا! تو آگاهی که من شریف هستم. مرا ببخش.به او گفتم: چگونه خداوند تو را ببخشاید در حالی که در قتل پسر پیامبر (ص) همراهی و معاونت کرده‌ای؟گفت: وای بر تو! چه باید می کردیم؟ این ها [حکام] دستوری به ما دادند و ما با آن مخالفت نورزیدیم. اگر با آنها مخالفت می کردیم، از شتران آبکش بدتر بودیم.گفتم: این عذر زشتی است. اطاعت تنها در کارهای معروف است.این توجیه که شمر در مقام یک فرمانده مطیع خلیفه و امیر کوفه مطرح کرده است و گفته است که حکومت به او دستور داده و او بر طبق آن عمل کرده، پدیده تازه‌ای نبود. اصل یاد شده از زمان رسول الله (ص) مطرح شد زمانی که فرماندهی به شوخی، از سربازانش خواست وارد آتش شوند. وقتی این خبر به رسول الله رسید، فرمود:‌ لا طاعة لمخلوق فی معصیة الخالق. در اموری که معصیت خالق در آن است، اطاعت از دستور معنا و مفهومی ندارد. منبع خبرآنلاین رسول جعفریان



[1] لسان المیزان: 3/504