سند دعای ندبه ومضامین کلیی که در آن است
1268 بازدید
تاریخ ارائه : 12/19/2012 2:49:00 PM
موضوع: امامت و مهدویت

آيا دعاى ندبه سند صحيحى دارد و چه مضامين كليى در آن بيان شده است؟


براى اين دعا دو سند زير ذكر شده است:

الف) اين سند مربوط است به نقلى كه مرحوم سيد رضى الدين بن طاووس در كتاب مصباح الزائر آورده است. عين عبارت ايشان چنين است:

«ذكر بعض اصحابنا قال: قال محمد بن على بن أبى قرة، نقلت من كتاب محمد بن الحسين بن سفيان البزوفرى دعاء الندبة و ذكر انه الدعاء لصاحب الزمان صلوات الله عليه و يستحب أن يدعا به فى الاعياد الاربعة و هو...».([1])

بعضى از اصحاب ما گفته اند كه محمد بن على بن أبى قرة از كتاب مرحوم محمد بن الحسين بن سفيان بن البزوفرى، دعاى ندبه را نقل كرده است و گفته است كه اين دعا، دعايى است براى حضرت صاحب الزمان(عج) و مستحب است آن را عيدهاى چهارگانه، روز جمعه، عيد قرآن، عيد فطر و عيد غدير بخوانند.

ب) دوّمين سندى كه براى دعاى ندبه ذكر شده سندى است كه مرحوم مجلسى در بحار الانوار مى نويسد:

«قال محمدبن المشهدى فى المزار الكبير قال محمد بن ابى قرة: نقلت من كتاب .بى جعفر محمد بن الحسين بن سفيان البزوفرى...».([2])

محمد بن مشهدى در مزارش - مزار كبير - نوشته اند كه دعاى ندبه را محمد بن ابن قرة از كتاب ابى جعفر محمد بن الحسين بن سفيان بزوفرى نقل كرده است.

امتياز سند دوم بر سند اول

ضعفى كه در سند اوّل وجود دارد، در سند دوم وجود ندارد زيرا در سند دوم مرحوم مشهدى به طور مستقيم مى فرمايند: محمد بن على بن ابى قره گفت: دعاى ندبه از كتاب مرحوم بزوفرى نقل شده است در حالى كه در سند اوّل آمده است: «ذكر بعض اصحابنا»بعضى از اصحاب ما اماميه چنين ذكر كرده اند».

لازم به ذكر است مرحوم مجلسى بعد از آن كه هردو سند را ذكر مى كند مى نويسد:

«گمان مى رود مرحوم سيد بن طاووس نيز اين دعا را از جناب مشهدى گرفته باشد و منظور او از «بعض اصحابنا» همان مرحوم مشهدى است».

گفتنى است اگر سيد بن طاووس دعاى ندبه را با واسطه مرحوم مشهدى نقل مى كند اشكال پيش مى آيد زيرا سدى بعد از دعاى ندبه مى نويسد:

«سپس به نحوى كه بيان شد نماز زيارت را به جاى اريد و از خدا آنچه را مى خواهيد درخواست كنيد انشاء الله اجابت خواهد شد».([3])

در حالى كه كتاب مزار مرحوم مشهدى از چنين نماز زيارتى در پايان دعاى ندبه خبر نمى دهد، البته خود مرحوم سيد در اقبال الاعمال([4]) نماز مذكور را بعد از دعاى ندبه نقل نمى كند كه اين مى تواند علامتى باشد براى اين كه مرحوم سيد، نماز زيارت را در مصباح به عنوان رجاء آورده است.

به هر حال سندى كه از استحكام بيشترى برخوردار است سند مرحوم محمد بن المشهدى است و از اينرو ما هم آنرا بررسى مى كنيم.

محمد بن مشهدى كيست؟ از نوشته هاى مرحوم خويى در معجم الرجال به نقل از شيخ حر عاملى، ظاهر مى شود كه محمدبن مشهدى همان محمد بن على بن جعفر است([5])، ولى مرحوم حاجى نورى مى نويسد:

«محمد بن مشهدى، محمد بن جعفر بن على بن جعفر المشهدى است كه از او به حائرى ياد شده است و او كسى است كه از ابى الفضل شاذان بن جبرئيل قمى روايت نقل مى كند و ايشان هم با دو واسطه از مرحوم محمد بن نعمان شيخ مفيد روايت نقل كرده است».([6])

ولى مقصود هر كدام از ايندو كه باشد شخص قابل اعتماد، مورد وثوق و جليل القدرى است كه توصيف و مدح وى در كتب رجال آمده است.

محمد بن على بن ابى قرة كيست؟ نامبرده از راويان صاحب كتاب و مورد اعتماد است و در رجال نجاشى بيان شده است كه محمد بن على بن يعقوب، اسحاق بن ابى قرة كه ملقب به كاتب ثقه و مورد اعتماد است كه شنيده ها و نوشته هاى زيادى از او به جاى مانده است.([7])

نجاشى در پايان مى نويسد:

«محمد بن... ابى قرة، براى من روايت نقل كرده و اجازه نقل كتابهايش را به من داده است».

محمد بن الحسين بن سفيان البزوفرى كيست؟ مرحوم خويى(ره) از نامبرده با دو تعبير ياد كرده اند كه عبارتند از:

1) محمد بن الحسين بن سفيان البزوفرى، ابوجعفر.

2) محمد بن الحسين البزوفرى، ابوجعفر.

وى از شاگردان احمد بن ادريس بوده و از او رواتب نقل كرده است و چون شيخ مفيد(ره) از محمد بن حسين بن سفيان بزوفرى، روايت كرده، مى توان گفت كه ايشان از مشايخ مرحوم مفيد نيز بوده است.

اما درباره ى وثاقت بزوفرى بايد گفت درباره ى وى در كتب رجالى، توثيق خاصى وارد نشده است ولى چون اين شخص از جمله ى كسانى است كه مرحوم مفيد از او روايات زيادى نقل كرده است و از طرفى در موارد متعددى براى وى رضا و رحمت خداوند را طلب نموده است مى توان گفت: قواعد توثيق عام شامل حالش مى گردد; زيرا بزرگان از اهل فنّ رجال عقيده دارند: اگر شخصى از مشاهير باشد و روايات فراوانى را هم نقل كرده و از طرفى هم قدح  و تضعيفى درباره اش بيان نشده باشد، همين نشانه ى حسن ظاهر علامتى براى توثيق او مى باشد، چون با شهرتى كه از او به جاى مانده، اگر ارباب رجال، عيب و مذمتى از وى سراغ داشتند، بيان مى كردند.([8])

آنچه به طور كلى و اختصار درباره سند دعاى ندبه مى توان گفت عبارت است از:

1. دعاى ندبه سند موثق و صحيحى دارد زيرا ابن مشهدى و ابن ابى قرة و ابوجعفر محمد بن حسين بزوفرى كه در سند اين دعا واقع شده اند هر سه از بزرگان و مشايخِ شيعه هستند و ظاهراً واسطه ى بين بزوفرى و امام زمان(عج) در دريافت اين دعا از ناحيه ى مقدسه نايب خاص حضرت بوده است. و اگر دعا را از امام صادق(عليه السلام) بدانيم چون واسطه ى بين بزوفرى و امام صادق(عليه السلام) ذكر نشده است مرسله خواهد بود ولى چون از عبارت ديباچه (مزار كبير) بر مى آيد كه اين دعا به سند موثق معصوم نقل شده است بايد گفت موثق بودن رراويانى كه در سند ذكر نشده اند پيش مؤلف مزار كبير قطعى بوده است.

2.  اگر از اين موضوع صرف نظر كنيم و اين سند را نپذيريم مى توانيم بگوييم مضامين عاليه آن گواه بزرگى است برا ين كه از معصوم صادر شده است و در اين صورت نيازى به صحت سند نيست زيرا متن دعا، سند آنرا تصحيح مى كند.

3. به فرض اين كه سند دعا مجهول باشد، باز طبق قاعده معروفيكه در اصول داريم به نام «قاعده تسامح در ادلّه سنن» يعنى درعين اين كه سند روايات مربوط به احكام واجب و حرام بايد سختگيرى و موشكافى زياد كرد در ادله مستحبات لازم نيست سخت گيرى شود، چه اينكه مستحبات اعمالى هستند كه انجام آنها واجب نيست و ترك آنها حرام نمى باشد. مطابق اين قاعده معروف كه متكى به احاديث زياد و معتبرى هست فقهاى اسلام هيچ گاه درباره سند مستحبات و دعاها ايراد نمى گرفتند و به همين اندازه كه در كتابى مشهور نقل شده بود و مضمون صحيحى داشت قناعت مى كردند.([9])

4. اگر از همه چشم پوشى كنيم به حكم اخبار من بلغ([10]) خواندن اين دعا در اعياد اربعه بى اشكال است و موجب رسيدن به ثواب و رحمت الهى خواهد بود.([11])

دعاى ندبه از كدام امام صادر شده است؟ از ظاهر عبارت ابن بزوفرى كه مى فرمايند: «انه الدعا لصاحب الزمان» فهميده مى شود كه اين دعا از امام زمان(عج) است و در اين فرض دعاى ندبه از توقيعاتى است كه براى ابن بزوفرى صادر شده است. زيرا بين بزوفروى و اواخر زمان غيبت صغرى چندان فاصله نيست.([12]) و ممكن است كه خود او اين دعا را از ناحيه ى مقدسه دريافت كرده باشد و ميان او و امام جز نايب خاص آن حضرت كسى واسطه نباشد و براين اساس سند دعاى ندبه تماماً ذكر شده است و مرسله به شمار نمى آيد.

مرحوم علامه مجلسى در «زاد المعاد»([13]) و سيد صدر الدين محمد حسين درشرح دعاى ندبه([14]) اين دعا را به امام صادق(عليه السلام) نسبت داده اند وشايد منشأ اين نستب عبارتى باشد كه در اقبال «ابن طاووس» و «زوائد الفوائد» فرزندش على بن على بن طاووس آمده است و آن عبارت اين است كه:

«فاذا فرغت من الدعا فتأهب السجود بين يدى مولاك و قل مارونياه باسنادنا الى ابى عبدالله(عليه السلام)... من دعاء العبد المذكور...».

اگر كلمه«المذكور» صفت «دعا» باشد معناى عبارت اين است: «در هنگامى كه دعاى ندبه را خواندى، خود را براى سجده مهيّا كن و بگو آنچه را ما به اسناد خود از امام صادق(عليه السلام)روايت كرده ايم و امام صادق(عليه السلام) فرمودند: هنگامى كه از دعاى ياد شده روز عيد فراغت يافتى طرف راست صورت را روى زمين بگذارد و بگو: سيدى، سيدى،...، بنابراين دعاى ندبه از امام صادق(عليه السلام) صادر شده است.

اما اگر كلمه «المذكور» صفت «العيد» باشد كه به نظر بعضى ها([15]) غير از اين نيست، معناى عبارت اين است كه: امام صادق(عليه السلام) فرمود:

«هنگامى كه از دعاى روز عيد ياد شده(عيد فطر) فارغ شدى طرف راست صورت را روى زمين بكذار و بگو...».

و حتى در صورتى كه كلمه «المذكور» صفت دعا باشد باز بايد گفت مقصود دعاى عيدى است كه پيش از دعاى ندبه در اقبال ذكر شده است و مختص به روز عيد فطر نيست تا گفته شود: «هنگامى كه از دعاى عيد فطر (يعنى دعاى ندبه) فارغ شدى...».

به هر حال حداقل چيزى كه مى توان گفت اين است كه از سند دعاى ندبه معلوم مى شود اين دعا از جانب معصوم نقل شده است و دقّت در متن اين دعاى شريف مى رساند كه اين مضمون بلند و ملكوتى از غيرمعصوم نمى باشد.([16])

مضامين كلّى دعاى ندبه

مضامين دعاى ندبه، داراى چهاربخش عمده است:

بخش اول: اين دعابا حمد بر ربوبيّت خداوند متعال و صلوات بر پيامبر گرامى اسلام(صلى الله عليه وآله) و اهل بيت مكرمش آغاز شده است و بعد از حمد به فلسفه بعثت پيامبران و اشاره كوتاهى به تاريخچه آنان و مقاومت مختلف هريك شده است.

بخش دوم: دعا با حمد و ثناى دوباره بر جريان قضاء الهى نسبت به اوليائش شروع مى شود و در واقع در بردارنده همه دعا به نحو خلاصه است:

«اللهم لك الحمد على ماجرى به قضائك فى اوليائك... و جعلتهم الذريعة اليك والوسيلة الى رضوانك...».

بارخدايا! ستايش فقط تو را سزاوار است بر آن قضا و قدرى كه درباره اولياء و نمايندگانت جارى شده... و آنان را سبب دست آويزى بهسويت و وسيله اى براى خشنودى محضت قرار دادى.

بخش سوم: دعا ماجراى تفصيله قضاء و حكم خداوند درباره خاصّانش بيان مى شود و به طور مشروح تر بحثى از قيام پيامبر(صلى الله عليه وآله) و مقاومت آن بزگوار و سپس به نحو مشروح خلافت بلافصل حضرت على(عليه السلام) را با دلائل و مدارك زنده و قاطعى از رواياتى كه مورد قبول همه فرق اسلامى است مورد بحث قرار گرفته است. و به قيام گروهى از امت برخلاف اهل بيت و شهادت و تبعيد اهل بيت اشاره شده است و از دعوت امامان يكى پس از ديگرى سخن به ميان آمده است.

بخش چهارم: دعا با لحنى عاشقانه و آميخته با هيجان خاص روحى و عميق ترين احساسات انسانى، به امام زمان(عج) خطاب مى شود و ضمن اشتياق شديد به قيام حضرتش برنامه انقلابى و اسلامى او تشريح مى گردد و بعد با چند نيايش زنده و مؤثر دعا پايان مى پذيرد.



[1] - سيد بن طاووس، مصباح الزائر، ص 446.

[2] - محمد باقر مجلسى، بحار الانوار، ج 99، ص 104 - 110.

[3] - سيد بن طاووس، مصباح الزائر، ص 453.

[4] - سيد بن طاووس، اقبال الاعمال، ج 1، ص 504.

[5] - الخوئى(ره)، معجم الرجال، ج 17، ذيل بحث محمد بن مشهدى، ص 259.

[6] - النورى، مستدرك الوسايل، ج 3، ص 368.

[7] - النجاشى، رجال نجاشى، ص 283.

[8] - فصلنامه انتظار، شماره 1، ص 256.

[9] - آية الله مكارم شيرازى، پرسشها و پاسخ هاى مذهبى، قم، انتشارات نسل جوان، چاپ حكمت، ص 116.

[10] - به اين معنى اگر براى عملى ثوابى ذكر شد و به معصوم نسبت داده شد هركس به اميد رسيدن به ثواب آنرا انجام دهد خدا ثواب مى دهد.

[11] - رضا استادى، ده رساله، ص 293، تاريخ نشر 1373، چاپخانه دفتر انتشارات اسالمى.

[12] - بزوفرى در اواخر سده چهارم مى زيسته است و غيبت صغرى تا سال 329 ادامه داشته است.

[13] - زاد المعاد، ص 394.

[14] - سيد صدر الدين، شرح دعاى ندبه، ص 1، چاپ يزد.

[15] - رضا استادى، كتاب ده رساله.

[16] - اگر گفته شود دعايندبه مأثور  از معصوم نيست بلكه ساخته علماء است، اين گفتار به چند دليل رد مى شود:

1 - ميان علماى شيعه مرسوم بوده است كه هر دعا يا زيارتى كه انشاء خود آنان بوده تذكّر مى داده اند.

2 - نخستين كتابى كه دعاى ندبه در آن ثبت شده است و در دسترس است مزار ابن مشهدى است و مؤلف اين كتاب در مقدمه آن تصريح كرده است كه هرچه در اين كتاب مى آورم با سند موثق به ائمه اطهار منتهى مى گردد.

3 - بزوفرى گفته است: «يستحب ان يدعى فى الاعياد الاربعة» و علماى بعد از او هم نقل كرده اند و استحباب از احكام شرعى است و بايد دليل شرعى داشته باشد و ساخته علماء دليل شرعى نيست.

4 - علاوه بر اينها جمله: «و انه الدعا لصاحب الزمان» كه از بزوفرى نقل شده است معنايش اين است كه اين دعا از امام زمان است. رضا استادى، ده رساله.