انتظار به چه معناست ؟
61 بازدید
تاریخ ارائه : 12/14/2012 11:29:00 AM
موضوع: اخلاق و عرفان

از واژه انتظار دو نوع برداشت شده است: برداشت صحيح كه تحرّك آفرين و اميدبخش است و برداشت ويرانگر است كه داراى مصاديقى هم مى باشد كه در ذيل به آنها اشاره مى شود:

ميرفطروس مى گويد:

«انتظار مذهب احتراز است، مذهبى است كه منتظر را به گوشه گيرى مى كشاند و مانع تلاش مى شود، مذهبى است كه نمى تواند كارى صورت دهد، پس دهن كجى مى كند و كنار مى كشد».([1])

و همين برداشت از انتظار است كه درباره ى انتظار مى نويسند:

«... انتظار توده هاى رنجديده را در يك عالم رؤيايى فرو مى برد و از آنچه در اطراف آنها مى گذرد غافل مى سازد، و آنها را به فرار از تعهدهاى اجتماعى تشويق مى كند. و به عبارت ديگر از نظر فردى عاملى است براى ركود و توقّف و از نظر اجتماعى وسيله اى است براى خاموش ساختن جنبش هاى ضدّ استعمارى».([2])

حضرت امام خمينى(ره) به برداشت هاى ويرانگر ديگرى اشاره مى كند و مى فرمايد:

«بعضى ها انتظار فرج را به اين مى دانند كه در مسجد، در حسينيه، در منزل بنشيند و دعا كنند و فرج امام زمان(عج) را از خدا بخواهند... يك دسته ى ديگرى بودند كه انتظار فرج را مى گفتند: اين است كه ما كار نداشته باشيم به اين كه در جهان چه مى گذرد، بر ملّت ها چه مى گذرد، بر ملت ما چه مى گذرد. به اين چيزها ما كارى نداشته باشيم، ما تكليف هاى خودمان را عمل مى كنيم. براى جلوگيرى از اين امور هم خود حضرت بيايند انشاء الله درست مى كنند.ديگر ما تكليفى نداريم... يك دسته اى مى گفتند: كه خوب! بايد عالم پر از معصيت بشود تا حضرت بيايد. ما بايد نهى از منكر نكنيم، امر به معروف هم نكنيم تا مردم هركارى مى خواهند بكنند، گناهان زياد بشود كه فرج نزديك بشود».

طرفداران اين نظريه مى گويند حضرت مهدى(عج) در آينده ظهور مى كند ولى فعلاً كارى از ما ساخته نيست و بايد در انتظار ظهور او بود و اصولاً امامت و رهبرى امام عادل در جهان وقتى تحقّق پيدا مى كند كه جهان پر از ظلم باشد و رهبرى امام جائر مقدمه ظهور امام عادل است.

يك دسته اى ازاين بالاتر بودند و مى گفتند: بايد دامن زد به گناهان. دعوت كرد مردم را به گناه تا دنيا پر از جور و ظلم بشود و حضرت تشريف بياروند».([3])

و از جمله ى  برداشتهاى قابل نقد از انتظار نظرى است كه مى گويد:

«انتظار مذهب اعتراض است، منتظر معترض به وضع موجود و خواستار وضع مطلوب است. مذهب انتظار مذهبى است كه حرف دارد و مى تواند كارى انجام دهد. اين منتظر به آنچه هست دل نمى بندد و به آنچه كه بايد باشد مى انديشد. او مهاجم به ظلم است و اين اعتراض ريشه در يك مبارزه و «نه ى تاريخى دارد» «نه» اى كه از سقيفه و از زبان على(عليه السلام) شنيده شد».([4])

در برابر اين نظريه هم دو پرسش مطرح است. اول اينكه دامنه ى اين اعتراض تا كجاست؟ تا رفاه، تا عدالت، تا عرفان، تا آزادى تا شكوفايى و تكامل و يا... و دوم اين كه پى آمد اين اعتراض چيست؟ چه بارى بر دوش منتظر مى گذارد و اين نفى با چه اثباتى همراه مى شود؟

در مورد پرسش اوّل بايد بگوييم كه آرمان هاى دينى از تكامل و شكوفايى استعداد آدمى، بالاتر است، چون زمانى كه انسان به تكامل هم برسد، باز مسأله اين است كه مى خواهد در چه جهتى مصرف شود؟ رشد يا خُسر؟



[1] - انتظار و انسان معاصر، عزيز الله حيدرى، انتشارات مسجد مقدس جمكران، چاپ نيمه شعبان 1419، ص 31، به نقل از كتاب حلاج.

[2] - حكومت جهانى مهدى(عج)، آية الله مكارم شيرازى، انتشارات نسل جوان، چاپ يازدهم، ص 92.

[3] - انتظار، شماره 1، ص 13.

[4] - انتظار، مذهب اعتراض، دكتر على شريعتى.