وهابیت را بهتر بشناسیم
13 بازدید
تاریخ ارائه : 12/9/2012 9:06:00 AM
موضوع: ادیان و مذاهب

بسم الله الرحمن الرحیم

نکاتی  در  مورد آیین وهابیت

نکته اول :

درکتاب­های وهابیت ازواژه«سلف صالح »بسیاراستفاده می­شود.وبرای سلف صالح جایگاه بسیار بالایی قائل هستند.در این آیین تمسک به منهج سلف قاعده ای خدشه ناپذیر است.[1] مراد وهابی­ها از اصطلاح«سلف صالح»کسانی است که که درسه قرن نخست اسلامی زیسته­اند.[2]

وهابیان ازاین که به آیین آنها«وهابیت»گفته می­شود ناراحتند و می­گویند: «نام نهادن سلفیون از سوی معاندین به وهابیت خیانتی است بر تاریخ و همین نامگذاری سبب شده است. بسیاری از مورخین مشرق زمین به اشتباه بیفتند و عبدالوهاب پدرشیخ محمد را موئسس حرکت اصلاحی وهابیت بدانند»[3] و وهابیت را مذهب پنجمی  به حساب بیاورند.[4]

آنان می­گویند: معاندین اگرصداقت داشتند از اطلاق وهابیت خودداری می­کردند و به تناسب نام «محمدبن عبدالوهاب» ما را محمدیه می­گفتند.[5] آنان می­گویند:«چون محمدبن­عبدالو هاب از مذهب سلفیه و صحابه و

تابعین خارج نشده است واجب است به مذهب اوسلفیه و یا محمدیه گفته شود».[6]

              نقد نظریه وهابیت

تاریخ پیدایش ­وهابیت،دلیل بر این است که ساختن عنوان سلفیه برای وهابی­ها،بدعتی بیش نیست.از این­رو رمضان­البوطی[7] تمسک به کلمه سلف و ساختن عنوان سلفیه را  نمی­پذیرد،وآن را بدعتی نوظهور در دین می­داند که نه سلف صالح امت با آن آشنایی داشته­اند و نه خلف پایبند به روش آنان...او اصطلاح سلفیه به این معنا را بدعت می­داند.[8] ابن­زهره می­گوید:«سلفیه مذهبی تازه اختراع شده در دین است و بنیان آن گرد آمده ای از پاره­ای آرای اجتهادی در زمینه­های عقیدتی و احکام عملی است که صاحبان این مذهب آنها را براساس خواست و به اقتضای طبع و تمیلات خویش از مجموعه­ی بسیارگسترده و گوناگون آرایی اجتهادی که از سوی بسیاری از عالمان سلف و برگزیده­گان سنت و جامعت ابراز داشته شده است،گرد آورده­اند».[9]ازسویی وهابیت را«محمدیه »نگفته­اندتا برای برخی­ها این توهم پیش نیاید که آیین وهابیت به رسول­اکرم«ص»منتسب است.علاوه براین درگفتارهای بعد بیان خواهدشد اصولی که وهابیت به آن اعتقاد دارند در بسیاری از مباحث کلیدی با مذهب سلف مطابقت ندارد.

   نکته دوم:

 حامیان سیاسی وهابیت

استعمارگران با طرح انواع توطئه­‌ها در زمینه‌­های مختلف سیاسی،نظامی،فرهنگی،مذهبی وغیره در صدد نفوذ  به ممالک اسلامی ودست‌یابی به مراکز حساس و استراتژیک جهان اسلام اند آنان تنها راه رخنه را در صفوف مسلمین،ساختن فرقه­‌ای با اصلی یهودی و ظاهری اسلامی دانسته اند و چنین ترکیبی را در آل­سعود و آل­عبدالوهاب کشف کردند. [10] محققان تاریخ وهابیت ثابت کرده اند که این فرقه در اصل به دستور مستقیم وزارت بریتانیا ایجاد شده است[11]مرحوم کاشف­الغطاء می­نویسد:«درسال1332تا 1336 انگلیس،آشکارا بر ضد خلافت عثمانی و کمک به وهابیت وارد ماجرا شد از این­رو حسن بن علی پادشاه حجاز کنارگذاشته شد و وهابیت بر همه حجاز حاکم شد و8 شوال سال 1343هدم اماکن مقدسه،چون بقیع و...صورت گرفت»[12] مقام معظم رهبری(دام­ظله­العالی)می­فرماید:«از اول،وهابیت را برای ضربه زدن به و حدت اسلام و ایجاد پایگاهی در بین جامعه مسلمان‏ها به ‏وجود آوردند»[13]و به فرموده آیت الله فاضل­لنکرانی(ره)،وهابیت مولود کفر و یهود می­باشد و این گروه نه تنها به دنبال هدم مظاهر مقدس شیعه،بلکه درصدد از بین بردن همه آثار و مقدسات اسلامی،از جمله مرقد نبی­اکرم «ص» است ؛و روزی قرآن و کعبه مقدسه را نشانه خواهند رفت»[14] در این باره می­توان به خاطرات مستر همفر استناد کرد او در سال1710 میلادی به نمایندگی از طرف وزیر مستعمرات انگلیس برای اجرای ماموریت­های محوله به خاطر غرور و هتّاکی فراوانی که در محمدبن­عبدالوهاب مشاهده کرد،او را با پول و وعده‌ های گزاف حاضر به خود فروشی و خیانت به مسلمانان نمود.دلیل دیگری بر استعماری بودن وهابیت این است که معاندین اسلام از این آیین سرشار از بدعت دفاع می­کنند و وهابیت را اسلام ناب می­دانند و وهابیت در قالب اهداف آنها حرکت می­کنند و به گفتار آنا ن تمسک می­کنند.»[15] 

نکته سوم:

خدمات وهابیت  به استعمارواستکبار

 

  1_ معرفی کردن اسلام به عنوان دینی خشک و بی­روح

 

اسلام ناب برای همه زمان­ها منطقی­ترین راه کارها را دارد،ولی چون در قالب وهابیت ریخته شد،اسلامی غیرجامع و خرد­ستیز معرفی شد.«لوتروپ ستودارد»می­گوید:«وهابیان درتعصب به راه افراط رفته­اند و در اثر این امور گروهی نکته گیر برخاسته،همان شعار وهابیان را ندا داده­اند که حقیقت و طبیعت اسلام با طبیعت زمان­ها جور نیست و با احوال و ترقی و تبدیل جامعه تطبیق نمی­کند و با تغییر زمان نمی­سازد»[16]           

 2_ معرفی کردن اسلام به عنوان دینی تروریستی

 

 وهابی­ها همگان را مشرک و محدورالدم می­دانند،و از کشتن مسلمانان ابایی ندارند.ایوب صبری[17]می­نویسد:«عبدالعزیز بن سعودکه تحت تاثیرسخنا ن محمد بن عبدالو هاب قرارگرفته بود،دراولین سخنرانی خوددرحضور شیو خ قبائل گفت:ما باید همه شهرها وآبادی­ها را به تصرف خود در آوریم واحکام وعقاید خودرا به آنان بیاموزیم...برای تحقق بخشیدن به این آرزوها ناچاریم،علمای اهل­سنت را که مدعی پیروی از سنت حضرت نبی­اکرم(ص) هستند از روی زمین برداریم؛ و به عبارت دیگر مشرکانی که خود را به عنوان علمای اهل­سنت حساب می­کنند از دم شمشیر بگذرانیم و سپس بغداد را تصرف کنیم»[18]و اکنون نیز وهابیت به عنوان یک جنبش تروریستی عمل می­کند.

3_ تفرقه بین امت اسلامی

وهابی­ها می­گویند:«مسلمانان به مرور زمان از آیین اسلام منحرف و کافر و مشرک شده­اند از این رو مدعی‏اند که سایر فرق اسلامی باید  به آیین وهابیت در آیند و یا جزیه دهند.از عبدالعزیزبن می­نویسد : «تقریب میان شیعه و اهل­سنّت ممکن نیست؛ زیرا عقاید این دو با همدیگر سازگاری ندارد و همان‏گونه که نمی­شود یهود،نصاری و بت‏پرستان را با اهل­سنّت در یک جا جمع کرد. آنان نخستین پیش شرط وحدت و تقریب با شیعه را اثبات مسلمان بودن شیعه می­دانند».[19] آیت الله صافی می­نویسد:«وهابیت برخلاف ندای قرآن کریم از تفرقه می­گویند و برای متفرق کردن مسلمانان کوشیده اند.آنان علاوه بر جدا کردن حجاز از پیکره حکومت عثمانی،در هرجایی که توانسته­اند بین اقوام تفرقه ایجاد کرده­اند و برتعصبات قومی و مذهبی و قبیله­ای افزوده­اند.حساسیت های مذهبی را پرنگ­تر کردند و این مطالب از بدیهیات است».[20]

       نقد نظریه وهابیت

اولا اسلام دین رحمت و منطق است و از همگان می­خواهد،با حفظ اصول و در نظر داشتن اختلاف­های  ملی و حتی شریعتی خود،گردهم آیند و به اصول و ارزش­های مشترک توجه کنند.[21]

 قرآن­کریم دستور می­دهد: «وَلاتُجادِلُواأَهْلَ الْکِتابِ إلاَّبِالَّتى هِىَ أَحْسَنُ إلاَّالذَّینَ ظَلَمُواوَقُولُواآمَنَّابِالَّذىِ أ ُنْزِلَ إِلَیکُمْ وَإِلهُناوَإلهُکُمْ واحِدٌوَنَحْنُ لَهُمُ مسْلِمُونَ»؛با اهل­کتاب جز به وجه احسن مجادله نکنید مگر افرادى که ظلم کرده باشند،به ایشان بگویید ما به آنچه براى خودمان نازل شده و آنچه براى شما نازل شده ایمان داریم،معبود ما و شما یکى است و ما تسلیم آن معبودیم.قرآن کریم در کنار برنامه­های تشریعی،پیروان شریعت­های مختلف را به گرد آمدن برنقاط مشترک،با یکدیگر فرا می­خواند».[22]دستور به پیروی از منطق آن هم با اهل­کتاب کجا و عملیات­های تروریستی وهابیت درمیان مسلمانان کجا؟ ثانیا قرآن کریم مسلمانان را امتی واحد می­داند،و می­فرماید:«إِنَّ هَذِهِ أُمَّتُکُمْأ ُمَّةً وَاحِدَة ًو َأَنَا رَبُّکُم  ْفَاعْبُدُونِ»[23] این(پیامبران وپیروانشان)همه امت واحدی بودند(وپیرویک هدف)؛ومن پروردگار شما هستم؛ پس مرا پرستش کنید.و ازطرفی همه کسانی را که شهادتین را بر زبان جاری کرده و اسلام را پذیرفته باشند،مؤمن و مشمول حکم اتحاداسلامی می­داند و بر تعاون و همکاری در پارسائی و نیکی دعوت می کند،[24] و می­فرماید:«وا عتصموا بحبل الله جمیعا و لاتفرقوا».[25]

در جایی دیگر این هم گرایی را موهبتی الهی می­داند که خداوند با تصرف در دل­های مؤمنان ایجاد کرده است[26] قرآن کریم اختلاف و تفرقه عذاب الهی می­داند و از آن نهی می­کند و می­فرماید:«و کُنتم علی شفا حفرة من النار فا نقذکم منها»[27]شما در اثر اختلاف برلبه گودالی از آتش بودید پس خدا شمارا ازآن نجات بخشید:«وَلَاتَکُونُواکَالَّذِینَ تَفَرَّقُواوَاخْتَلَفُوامِنْ بَعْدِمَاجَاءَ هُمُ الْبَینَاتُ وَأُولَئِکَ لَهُمْ عَذَابٌ عَظِیمٌ»[28] ؛مانند کسانی نباشید که اختلاف کردند و پراکنده شدند(آنهم)پس از آن که نشانه­های روشن به آنان رسید. و آنها عذاب عظیمی دارند.و نیز می­فرماید:«ولاتنازعوا فتفشلووتذهب ریحکم»[29]با هم منازعه و درگیری نکنید آن گاه سست می­شوید و قدرت وآبرویتان ازدست می­رود.      

 

 


[1] حلمی،قواعد منهج السلفی فی الفکرالاسلامی،ص 92؛ الرد على المنطقیین،ابن تیمیة،ص23

[2].صحیح.رواه البخاری2651ومسلم(2535«قَالَ رَسُولُ اَللَّه(ص)إِنَّ خَیْرَکُمْ قَرْنِی,ثُمَّ اَلَّذِینَ یَلُونَهم,ثُمَّ اَلَّذِینَ یَلُونَهم,»صلاح الدین مقبول احمد،دعوه الشیخ الاسلام ابن­تیمیه،ص346،مقتدی حسن الازهری،بحوث الندوه العالمیه عن شیخ الاسلام ابن تیمیه،مقاله بن بازص 84؛ الرد على المنطقیین، بن تیمیة ص23 سلفی گری وپا سخ به شبهات ،علی اصغررضوانی،ص14-17 محمدرمضان البوطی،ص19

[3]. احمدعلی آل سعود،ص212

[4]. حسن عبدالله آل الشیخ:الوها بیه و زعیمها،محمد بن­عبدالوهاب مجله العربی العدد 147 فبرایر 1971م ص 26 دائره‏المعارف فرید وجدى:ج‏10،ص871. مقاله صالح ابن دخیل‏نجدى،زرکلى،اعلام،ج‏6،ص57 حلمی فی قواعد منهج السلفی فی الفکرالاسلامی ص92،[4]

[5].همان،ص151«اطلق اعداءالتوحیدعلی الموحدکلمه(وهابی)نسبه الی محمدبن عبدالوهاب لوصدقوالقالوا(محمدی)نسبه الی اسمه(محمد)وشاءالله ان تکون(وهابی) نسبه الی الوهاب وهواسم من اسماءالله الحسنی

[6] محمد بن چمیل زینو،مجموعه رسائل التو جیهات لاصلاح الفرد والمجتمع ج3ص203

[7] رمضان البوطی ازاندیشمندان اهل­سنت است.

[8]. همان ص261

[9]السلفیة مرحلة زمنیة،محمّد سعید رمضان البوطی ص236.شبهات السلفیة،جواد حسین الدلیمی،ص24.سلفیه بدعت یا مذهب ص 66

[10] کاظمی،علی،خاطرات مستر.همفر،ص185.[10].همفر،جاسوس انگلیسی که در خلال جنگ دوم جهانی در مجله اشپیگل آلمانی منتشر شد حکایت چگونگی شکل گیری مذهب وهابیت است که  به شکلی گویا جریانات جالب میان محمدعبدالوهاب و همفر را باز گو می­کند.

[11].کتا بهایی چون "پایه های استعمار"از خیری حماد و"تاریخ نجد" از سنت جان ویلبی یا عبدالله ویلبی و"خاطرات وایزمن"و نیز "خاطرات مستر همفر"و"وهابیت، نقد و تحلیل"از دکتر همایون همتی مراجعه  کنید

[12]نقض فتاوی الوهابیة،الشیخ محمدحسین کاشف الغطاء،ص42-44

[13]پایگاه‏اطلاع رسانى دفتر حفظ ونشر آثار مقام معظم رهبرى 

[14]پیام معظم له به مناسبت تخریب حرمین شریفین عسکریین(علیهماالسلام)،23،3،86

[15]مجموعه رسائل التوجیها ت الاسلامیه لاصلاح الفرد والمجتمع؛محمد جمیل زینوص244«وقال الکاتب الانکلیزی«برانجس»:لقد اشا ع اعداءهذا الرجل العظیم واتباعه بانهم کفارالاان الحقیقه انهم متبعون تماما للکتاب والسنه وحرکتهم حرکه التطهیرخالصه ­فی­الاسلام»

[16]حاضرالعالم الاسلامی ج1ص264؛آیین وهابیت،آیت الله جعفرسبحانی،ص39

[17]سرپرست مدرسه عالی نیروی دریا یی دردولت عثما نی بوده است

[18]تا ریخ وهابیان،ص33

[19]مجموع فتاوا ومقالات بن باز،ج5،ص156 براى آگاهى بیشتر،ر.ک:مسألة التقریب بین أهل السنّة والشیعه،ج 2،ص253:التقریب بین الرافضة وبین اهل السنّة غیرممکن؛لأنّ العقیدة مختلفة...فلایمکن الجمع بینهما،کماأنّه لایمکن الجمع بین الیهودوالنصاری والوثنیین واهل السنّة،فکذلک لایمکن التقریب بین الرافضة وبین اهل السنّة؛لاختلاف العقیدة التی أوضحناها.

[20].صوت الحق ودعوة الصدق،الشیخ لطف الله الصافی،ص79– 86(اقتباس)

[21] آل عمران،64.قُلْ یَا أَهْلَ الْکِتَابِ تَعَالَوْا إِلَى کَلِمَةٍ سَوَاءٍ بَیْنَنَا وَبَیْنَکُمْ أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللَّهَ وَلَا نُشْرِکَ بِهِ شَیْئًا وَلَا یَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضًا أَرْبَابًا مِنْ دُونِ اللَّهِ ...

آل عمران،(3):64.[22]

[23].انبیاء(21):92

[24].مائده(5):2

 آل عمران(3):آیه103[25]

[26]انفال(8):16

 آل عمران(3):103 [27]

[28]آل عمران(3):105

انفال(8):،46.[29]