حجامت(اخراج الدم) در احرام
372 بازدید
تاریخ ارائه : 11/6/2012 11:29:00 AM
موضوع: فقه و اصول

بسم الله الرحمن الرحیم»
 متن  مساله بیستم درتحریر الوسیله امام خمیینی«ره»:
«العشرون إخراج الدم من بدنه و لو بنحو الخدش أو المسواک ، و أما إخراجه من بدن غیره کقلع ضرسه أو حجامته فلا بأس به،کما لا بأس بإخراجه من بدنه عند الحاجة و الضرورة، و لا کفارة فى الادماء و لو لغیر ضرورة»؛ بیرون کردن خون از بدن است هرچند که به وسیله خاریدن و مسواک کردن و امثال آن باشد حرام است،و اما بیرون آوردن خون ازبدن دیگرى مثلا از راه دندان کشیدن و حجامت کردن اشکال ندارد همچنان که بیرون آوردن آن از بدن خود هنگام حاجت و ضرورت اشکالى ندارد و در هر حال بیرون آوردن خون کفاره ندارد.
دراین مساله امام فروع ذیل را بیان کرده¬اند:
فرع اول: بیرون کردن خون از بدن است هرچند که به وسیله خاریدن و مسواک کردن و امثال آن باشد حرام است.
فرع دوم: بیرون آوردن خون ازبدن دیگرى مثلا از راه دندان کشیدن و حجامت کردن اشکال ندارد.
فرع سوم: بیرون آوردن خون از بدن خود هنگام حاجت و ضرورت اشکالى ندارد.
فرع چهارم: و در هر حال بیرون آوردن خون کفاره ندارد.
    چگونگی طرح مساله درمیان قدما
این مساله درعصرمتقدمین فقط درمورد حجامت مطرح بوده است ومتاخرین موارد ومصادیق دیگری که منجر به اخراج دم است را به آن اضافه کرده اند.
درحدائق الناظره آمده است:« ویجب ان یعلم اولا ان اصل الخلاف فی المسألة بین المتقدمین انما هو فی الحجامة، کما نقل العلامة فی المختلف، حیث قال: للشیخ فی الحجامة قولان: احدهما التحریم إلا مع الحاجة... والثانی انه مکروه. ذکره فی الخلاف، وبه قال ابن حمزة. ثم قال: والاقرب

الاول.وجملة من المتأخرین قد اجروا الخلاف ایضا فی اخراج الدم ولو بحک جلده أو بالسواک أو نحو ذلک» .
بنابراین اگردرمدارک به تحریم مطلق اخراج دم حکم می¬کند وسپس آن را به علمایی چون شیخ درنهایه،شیخ مفید درمقنعه وسیدمرتضی وابن ادریس نسبت می¬دهد وسپس ازشیخ قول به کراهت را درخلاف نقل می¬کند مطلبی قابل تامل است ؛چون متقدمین فقط درمورد حجامت نظرداده¬اند نه مطلق بیرون آوردن خون.
    حکم مطلق اخراج دم  درحالت احرام چیست؟
حرمت اخراج دم درحال احرام ازفتاوای است که بین فقها معروف است.صاحب جواهرمی¬نویسد: یحرم على المحرم (إخراج الدم) فی¬الجملة (إلاعند الضرورة) کما فی المقنعة وجمل العلم والعمل والنهایة والمبسوط والاستبصار والتهذیب والاقتصاد والکافی والغنیة والمراسم والسرائر والمهذب والجامع.
   درمسالک آمده است:«الاصح تحریم إخراج الدم مطلقا، وإن کان بحک الجسد والسواک»
مرحوم محقق درشرایع می¬نویسد:«ازمحرمات احرام اخراج دم است مگر ضرورتی اقتضا کند.
بنابراین اخراج خون درحال احرام ازنظرمشهورفقها حرام است.

      دلیل حرمت : 
            جمعی ازروایات  برحرمت اخراج دم دلالت می¬کنند که عبارتند از:
1-    صحیحة معاویة بن عمّار قال سألت ابا عبدالله (علیه السلام) عن المحرم کیف یحکّ رأسه ؟ قال باظافیره مالم یدم أو یقطع الشعر.  این روایت ازنظر سند ومحتوا هردو صحیح است . دراین روایت قید«مالم یدم»ذکرشده است واین صریح درحرمت خاراندن سر درحال احرام است البته درصورتی که منجربه بیرون آمدن خون شود.و.عرف ازاین روایت این رامتوجه می¬شود که خاراندن با انگشتان درصورتی که منجر به بیرون آمدن خون شود حرام است.
2-    روایت عمر بن یزید عن ابی عبدالله (علیه السلام) قال لابأس بحکّ الرأس واللحیة مالم یلق الشعر وبحکّ الجسد مالم یدمه . دلالت این روایت نیز مثل روایت فوق الذکراست.
3-     صحیحة الحلبی قال سألت ابا عبدالله (علیه السلام) عن المحرم یستاک قال: نعم ولا یدمى.
درصحیحه حلبی نیزمسواک زدن رامقید به قید «ولایدمی»کرده است واین نیزبراجتناب کردن ازمسواک زدن درفرض خارج شدن خون کرده است.
4-    ـ محمد بن یعقوب ، عن علی بن إبراهیم ، عن أبیه ، عن ابن أبی عمیر ، عن حماد ، عن الحلبی قال سألت أبا عبدالله ( علیه السلام ) عن المحرم یحتجم ؟ قال:لا، إلا أن لا یجد بدا فلیحتجم ولا یحلق مکان المحاجم.
5-    وعن محمد بن یحیى ، عن أحمد بن محمد ، عن الحسن بن علی ، عن مثنى ابن عبد السلام ، عن زرراة ، عن أبی جعفر ( علیه السلام ) قال : لا یحتجم المحرم إلا أن یخاف


على نفسه أن لا یستطیع الصلاة . دراین روایت نیزازحجامت منع شده است مگراین که خوف برنفسش احساس شود بنابراین اگرمحرم ازفشارخونش درفرض عدم حجامت خوف داشته باشدمجازبه حجامت خواهدبود.پس درحال ضرورت جایزاست نه غیرآن.
6-    محمد بن الحسن بإسناده عن موسى بن القاسم ، عن عبد الرحمن ، عن المثنى ، عن الحسن الصیقل ، عن أبی عبدالله ( علیه السلام ) : فی المحرم یحتجم ؟ قال:لا ، إلا أن یخاف التلف ولا یستطیع الصلاة ، وقال : إذا أذاه الدم فلا بأس به ویحتجم ولا یحلق الشعر . دراین روایت نیز خوف ازتلف ذکرشده است یعنی درحال ضرورت جایزاست.
ان قلت: این روایات فقط حجامت درحال احرام را ممنوع می¬دانند چگونه می¬توان گفت اخراج دم درغیر حجامت هم حرام است؟
قلت: حرمت اخراج دم اختصاص به حجامت نداردزیرا در غیرحجامت نیزروایاتی وارد شده است مثلا: خاراندن بدن ،خاراندن سرومسواک زدن جایزاست تازمانی که به اخراج دم منتهی شود.برخی ازاین روایات عبارتنداز:
1)    روایة عمر بن یزید عن الصدق علیه السلام قال: لا بأس بحک الرأس واللحیة ما لم یلق الشعر ویحک الجسد ما لم یدمه .
2)    وصحیحة معاویة بن عمار قال: سألت ابا عبد الله علیه السلام عن المحرم کیف یحک رأسه؟ قال باظافیره ما لم یدم ویقطع الشعر.  حدیث یک ودو مربوط به خاراندن سر است.

3)    صحیحة الحلبی قال: سألت ابا عبد الله علیه السلام عن المحرم یستاک؟ قال نعم ولا یدمى. این روایت نیز مربوط به مسواک است نه حجامت .
4)    وعنه ، عن ابن أبی عمیر ، عن حماد ، عن الحلبی قال:سألت أبا عبدالله ( علیه السلام ) عن المحرم یستاک ، قال : نعم ولا یدمی .
این روایات مفهوما ومنطوقا براخراج دم درحال احرام دلالت می¬کنند.وباتوجه به اخبارصحیح الاسنادی که درمیان آنها وجود داردنیازی به بررسی اسناد ندارند. بنابراین  تردیدی وجود ندارد که اخراج خون درحال احرام،حرام است به هرنحو ودر هر قالبی باشد.
عناوینی که درروایات ذکرشده اند:
عنوان اول : حجامت
حجامت دراحرام چه حکمی دارد؟ حجامت گاهی ازروی ضرورت است وگاه ازروی اختیار.بنابراین دردومقام بحث خواهیم داشت:
مقام اول : حجامت ضروری واقوال علما
اگرحجامت ازباب ضرورت باشد،محرم می¬تواند مرتکب حجامت شود وگویا دراین فرع ازمساله اختلافی وجود ندارد.ازاین رو در کفایة الأحکام سبزواری آمده است اختلاف، درحجامت ازروی اختیار است نه ضرورت و گرنه درصورت ضرورت همگان جوازرا اختیارکرده¬اند».

علامه حلی «ره»نیز می فرماید:« یجوز الحجامة مع الضرورة ودعوى الحاجة، وکذا الفصد بلا خلاف، دفعا للضرر، وکذا یجوز قطع العضو عند الحاجة، والختان من غیر فدیة، للأصل.»
ادله:یکم: اجماع:
.علامه حلی «ره»می فرماید:« یجوز الحجامة مع الضرورة ودعوى الحاجة، وکذا الفصد بلا خلاف، دفعا للضرر ، وکذا یجوز قطع العضو عند الحاجة، والختان من غیر فدیة، للأصل.»
ونیزآمده است:« للشیخ فی الحجامة قولان: أحدهما: التحریم إلا مع الحاجة،وبه قال شیخنا المفید رحمه الله، والسید المرتضى وسلار وأبو الصلاح وابن البراج،وابن إدریس، وهو الظاهر من کلام ابن بابویه وابن الجنید...»
مرحوم خویی«ره»:بیرون کردن خون از بدن برای شخص محرم جایزنیست چه درقالب مسواک زدن باشد وچه به خاراندن بدن.وبیرون کردن خون ازبدن درصورت ضرورت یا دفع آزار واذیت  اشکال ندارد.
امام خمینی«ره »نیزدرتحریرفرمودند« کما لابأس بإخراجه من بدنه عند الحاجة و الضرورة»
دلیل: دوم روایات
روایت ذریح: سأل ابا عبدالله (علیه السلام) عن المحرم یحتجم فقال نعم اذا خشی الدم  یعنی اگرضرورتی پیش آمد مثلا با انجام حجامت ازفشارخون کاسته شود جایزخواهد بود.

«ما رواه مهران بن أبی نصر وعلی بن إسماعیل بن عمار عن أبی الحسن علیه السلام، قالا: سألناه، فقال فی حلق القفا للمحرم: " إن کان أحد منکم یحتاج إلى الحجامة فلا بأس به، وإلا فیلزم ما جرى علیه الموسى إذا حلق»؛ازحضرت ابی الحسن (ع)در باره حجامت پشت سر محرم پرسیده شده است فرمود در صورتی که نیاز به حجامت پیداکردید ایرادی ندارد.
دلیل سوم: ازاله همه موی سر برای دفع ضرر قمل جایز است از این رو در حجامت ضروری نیز جایزخواهد بود.
باتوجه به آنچه گفته شد درصورتی که  حجامت برای شخص محرم ضروری  تشخیص داده شود برای اوحجامت جایزاست.
قطع وحلق مو درحجامت ضروری
اگرحجامت ضرورت داشته باشد ومتوقف برقطع مو باشد آیا شخص محرم می¬تواند مرتکب حجامت شود؟ دراین صورت نیزحجامت جایزاست زیرا عامه نقل کرده اند خاتم انبیا(ص) در حال احرام ودرطریق مکه،وسط سرش را حجامت کرده بود. بدیهی است چنین حجامتی باقطع مو همراه بوده است.
ازطریق خاصه نیزوارد شده است ازحضرت ابی¬الحسن (ع) در باره حجامت قسمت پشت سر محرم  پرسیده  شده است فرمود در صورتی که نیاز به حجامت پیدا کردید ایرادی ندارد.
علاوه براین ازاله همه موی سر برای دفع ضرر قمل جایز است از این رو در حجامت ضروری نیز جایزخواهد بود.هر چند باید کفاره داده شود وعلمای عامه چون شافعی ،ابوحنیفه


،مالک،احمد،ابوثور و ابن منذر نیز به وجوب کفاره معتقدند زیرا قرآن¬کریم می فرماید: فمن کان منکم مریضا أو به أذى من رأسه ففدیة من صیام أو صدقة أو نسک.
مقام دوم : حجامت اختیاری
  اما اگرحجامت از روی اختیار باشد نظرات متفاوتی وجود دارد. مشهورعلما حجامت درحالت غیرضرورت را حرام دانسته اندازاین¬روگفته شده است: «من محرمات الاحرام اخراج الدم من جسده سواء کام بحجامة أو قلع سند أو غیرهما وهو الشمهور بین الفقهاء رضوان الله علیهم» .
درجواهرنیزآمده است:«یحرم على المحرم ( إخراج الدم ) فی الجملة ( إلاعند الضرورة ) کما فی المقنعة وجمل العلم والعمل والنهایة والمبسوط والاستبصار والتهذیب والاقتصاد والکافی والغنیة والمراسم والسرائر والمهذب والجامع.»
درمستند الشیعه نیزآمده است:« فمنع منه المفید وابن إدریس، وبه قال مالک وکان الحسن البصری یرى فی الحجامة دما والسید والنهایة والدیلمی والقاضی والحلبی والحلی، ونسب إلى ظاهر الاسکافی وإلى ظاهر الصدوق أیضا،فحرموه،.
مرحوم علامه درتذکره  می فرماید:« اختلف علماؤنا فی جواز الحجامة للمحرم اختیارا، فمنع منه المفید وابن إدریس  ، وبه قال مالک  ، وکان الحسن البصری یرى فی الحجامة دما . واختار


 
ابن بابویه الجواز  ، وهو قول أکثر العامة . وللشیخ قولان» که جوازرا مقید به حالت ضرورت داشتن حجامت کرده اند
مرحوم علامه درتحریرمی فرماید:«اختلف علماؤنا فی الحجامة فجوزها ابن بابویه  ومنعها المفید وللشیخ قولان ، ویجوز مع الضرورة ، فلو احتاج حینئذ إلى قطع شعر جاز ، وتجب الفدیة» ؛درحجامت اختلاف است ابن بابویه به جوازفتواداده است.مرحوم مفید به عدم جوازمعتقد شده است وازشیخ نیز دوقول نقل شده است که جوازحجامت را به ضرورت آن مقیدکرده است .
    ادله حرام بودن حجامت درحال احرام:
1-    روایاتی که می¬گویندحجامت شخص محرم،ایرادی ندارتازمانی که ازاله مو وحلق به همراه نداشته باشد .این دسته ازروایا ت می گویند اگرضرورتی درکارنباشدحجامت دراحرام حرام است..مثل : صحیحة حریز عن الصدق علیه السلام قال: لا بأس بأن یحتجم المحرم ما لم یحلق أو یقطع الشعر.این روایت صحیحه است ودلالتش نیز تمام است.
روایت على بن جعفر عن اخیه موسى علیه السلام قال: سألته عن المحرم هل له ان یحتجم؟ قال نعم ولکن لا یحلق (محرمات الاحرام) مکان المحاجم ولا یجزه .



محمد بن الحسن بإسناده عن موسى بن القاسم،عن عبد الرحمن ، عن المثنى ، عن الحسن الصیقل ، عن أبی عبدالله ( علیه السلام ) : فی  المحرم یحتجم ؟ قال:لا، إلا أن یخاف التلف ولا یستطیع الصلاة ، وقال : إذا أذاه الدم فلا بأس به ویحتجم ولا یحلق الشعر.
دراین روایت آمده است: (وإذااذاه الدم فلا بأس به) ، دلت بالمفهوم على ثبوت البأس بدون الاذیة جمله «إلا أن یخاف التلف و...» گویای این نکته است کهدرحال ضرورت قطعا جایزاست.
2-    روایت ذریح: سأل ابا عبدالله (علیه السلام) عن المحرم یحتجم فقال نعم اذا خشی الدم این روایت نیزمی گوید اگرترس ازفشارخون در بین باشد جایزاست وگرنه جایزنخواهد بود.
3-    روایة یونس بن یعقوب قال: سألت ابا عبدالله (علیه السلام) عن المحرم یحتجم ؟ قال: لا احبّه. اگرظهور«لااحبه»رادرحرمت بدانیم این روایت نیزبرحرمت حجامت دلالت خواهدکرد.براین اساس حجامت بدون ضرورت جایز نیست.
4-    طایفه ای دیگرازروایات وجوددارد که حرمت خاراندن بدن  یا مسواک زدن رامنوط به بیرون آمدن خون می¬دانند ومی¬توان گفت چون حجامت نیز منجر به بیرون آمدن خون خواهد شد برای محرم، حرام خواهد بود .روایاتی چون :
5)    روایة عمر بن یزید عن الصدق علیه السلام قال: لا بأس بحک الرأس واللحیة ما لم یلق الشعر ویحک الجسد ما لم یدمه .
6)    وصحیحة معاویة بن عمار قال: سألت ابا عبد الله علیه السلام عن المحرم کیف یحک رأسه؟ قال باظافیره ما لم یدم ویقطع الشعر.


7)    صحیحة ابن عمار: المحرم یستاک ؟ قال: (نعم)، قال: قلت: فإن أدمى یستاک ؟ قال: (نعم هو من السنة).
8)    صحیحة الحلبی قال: سألت ابا عبد الله علیه السلام عن المحرم یستاک؟ قال نعم ولا یدمى.
مرحوم خویی«ره»نیز می فرماید« درمورد حجامت می¬توان گفت در روایات متعددی ازآن منع شده است،این روایات عبارتنداز:صحیحه حلبی،صحیحه زراره، در روایت یونس هم آمده است که آیاشخص محرم می¬تواندحجامت کند؟فرمود: لا احبه)

    قول به جواز حجامت وادله آن:
در کفایة الأحکام سبزواری آمده است: «شیخ درکتاب مختلف می¬گوید: «الفصد وادماء الجسد و الحاد والسواک »که منجربه بیرون آمدن خون شوند حرام اند.اما اقرب به نظرمن (سبزواری) جوازاست وبرفرض حرمت این موارد هم کفاره نخواهند داشت هرچند برخی به دم شات فتواداده اند.وحلبی درخاراندن بدن اگرمنجربه بیرون آمدن خون شود کفاره را اطعام مسکین دانسته اند.ودرنهایت متذکرمی¬شونداختلاف درتحریم درحالت اختیاراست نه ضرورت ودرضرورت همگان جوازرااختیارکرده¬اند».



ادله قول به جواز:
دلیل اول: اصل برائت است .
دلیل دوم:روایات جوازحجامت:
1-    صحیحة حریز عن الصدق علیه السلام قال: لا بأس بأن یحتجم المحرم ما لم یحلق أو یقطع الشعر .
2-    روایة مقاتل بن مقاتل قال: رأیت ابا الحسن علیه السلام فی یوم الجمعة فی وقت الزوال على ظهر الطریق یحتجم و هو محرم .
3-     ومنها روایة الفضل بن شاذان قال: سمعت الرضا علیه السلام یحدث عن ابیه عن آبائه عن على علیهم السلام ان رسول الله صلى الله علیه وآله احتجم وهو صائم محرم.
4-    ومنها روایة على بن جعفر عن اخیه موسى علیه السلام قال: سألته عن المحرم هل له ان یحتجم؟ قال نعم ولکن لا یحلق (محرمات الاحرام) مکان المحاجم ولا یجزه .
دلیل سوم برجواز
واحتج المجوزون: بما رواه العامة عن ابن عباس: أن النبی صلى الله علیه وآله احتجم - وهو محرم - فی رأسه. ومن طریق الخاصة: قول الصادق علیه السلام: " لا بأس أن یحتجم المحرم ما لم یحلق أو یقطع الشعر ". وهما محمولان على الاحتیاج إلیه، جمعا بین الأدلة.
      قول کراهت حجامت درحال اختیار:
عده ای ازعلما نیزبه کراهت حجامت فتوا داده اند صاحب حدائق می¬نویسد:«ثم نقل القول بالکراهة عن الشیخ فی الخلاف، وجمع من الاصحاب لیس من ما ینبغی. ثم ان ممن اختار القول بالکراهة ایضا المحقق فی الشرائع والسید السند فی المدارک».


صاحب جواهرنیزمی¬نویسد:«وقیل ) والقائل الشیخ فی محکی الخلاف:( یکره ) الاحتجام ، وتبعه المصنف فی النافع ، وعن المصباح ومختصره کراهیته»
      ادله  مکروه بودن حجامت دراحرام :
1-     موثقه یونس است.دراین موثقه آمده است:«عن المحرم یحتجم ؟ قال: (لا احبه.» براین اساس لااحبه بیش ازکراهت رانمی¬رساند.درمستندالشیعه نیزآمده است:«وأما المرجوحیة فلموثقة یونس: عن المحرم یحتجم ؟ قال: (لا احبه).   وللاخبار المستفیضة  المانعة عن الاحتجام مطلقا أو بدون الضرورة أو الحک المدمی أو السواک کذلک، بالجمل الخبریة الغیر الناهضة لاثبات الزائد عن المرجوحیة.
بنابراین هم لااحبه دلالت برکراهت می کند وهم این که به جمل خبریه ازحجامت نهی شده است واین جملات بیش ازکراهت رانمی رساند.
2-    ودرمدارک آمده است:قول به کراهت ازآن شیخ درکتاب خلاف وجمعی ازاصحاب است.آنان بین روایاتی که نهی ازحجامت می کنند وبین روایاتی که برجوازحجامت دلالت می کنند راجمع کرده اند به این که حجامت راحمل برکراهت کنند.
برخی ها چون مرحوم محقق درشرایع درخصوص بیرون آوردن خون از بدن به وسیله خاراندن  جسد وبیرون آوردن خون از دندان ها به مسواک قائل به کراهت شده اند واز جمله روایاتی که به آن استناد کرده اندعبارتند از:
1-    موثقة عمار :«عنه علیه السلام قا ل: سألته عن المحرم یکون به الجرب فیؤذیه  قال یحکه وان سال منه الدم فلا بأس.»
2-     روایة الصیقل : « سأل ابا عبد الله علیه السلام عن المحرم یؤذیه ضرسه ایقلعه؟ قال: نعم»
3-    صحیحه معاویة بن عمار:«قال سألت ابا عبد الله علیه السلام عن المحرم یعصر الدمل ویربط علیه الخرقة: فقال لا باس به»
4-    چگونگی استدلال به صحیحه معاویه:امام معصوم (ع)درمقام بیان بوده است وفشار دادن دمل غالبا همراه با بیرون آمدن خون است با این حال امام بین بیرون آمدن خون وعدم خروج آن تفصیلی نداده اند وبه صورت کلی فرمودندلاباس به .
جمع بندی و وجوه جمع بین روایات ونظریه نهایی:
وجه جمع اول:
روایت حریز:«لاباس ان یحتجم المحرم مالم یحلق او یقطع الشعر»مطلق است واخباری که نهی ازاخراج دم  می¬کنند آن اطلاق را به حالت ضرورت داشتن حجامت مقید می کنند.
روایات دیگری که وجود دارد وبرجواز حجامت دلالت می کنند دارای اشکالات ذیل می باشند:
یکم :سندشان مشکل دارد.


دوم:روایاتی که می گویند حضرت رسول اعظم(ص)ونیزبرخی ازامامان درحج حجامت انجام داده اند،می¬توان گفت فعل آن بزرگواران به علت ضرورت داشتن حجامت بوده است؛زیرا نفس«فعل معصوم»فقط برجوازدلالت می¬کند امااین که این جواز ازباب ضرورت بوده یاازروی اختیار صامت می باشند.بنابراین احتمال دارد فعل امام ازروی اضطرار بوده باشد.
مرحوم خویی ره نیز می فرماید : درروایات متعددی نقل شده است که حسنین(علیهماالسلام)بااین که محرم بودند وحجامت انجام داده اند.این روایات هم ازنظرسند ضعیف هستند چون مرسله اند وهم ازنظردلالت رسا نمی¬باشند زیرا ای بسا حجامت آن بزرگواران ازباب ضرورت بوده باشد
 وچاره ای جز حمل برکراهت نخواهدبود؛ زیرا حجامت دراحرام اگر حرام هم نباشددر دایره مکروهات قراردارد وامامامان معصوم(ع)چگونه مرتکب مکروه شده¬اند 
 سوم:حتی اگرپذیرفته شود اخبارجوازحجامت ازنظرسندمشکلی ندارند،بازنمی توانندبااخبارحرمت اخراج دم مقابله کنندزیرامشهورعلما فتوایشان بااخبارحرمت تطابق دارد.
وجه جمع دوم:
حجامت فی نفسه حرام نیست،حجامتی حرام است که باحلق مو نیزهمراه باشد.
این جمع باروایاتی چون صحیح حلبی ووروایت صیقل درتضاد است.زیرا درروایت حلبی آمده است:« محمد بن یعقوب ، عن علی بن إبراهیم ، عن أبیه ، عن ابن أبی عمیر ، عن حماد ، عن الحلبی قال سألت أبا عبدالله ( علیه السلام ) عن المحرم یحتجم ؟ قال : لا ، إلا أن لا یجد بدا فلیحتجم ولا یحلق مکان المحاجم .»
ودروایت صیقل نیزآمده است:« محمد بن الحسن بإسناده عن موسى بن القاسم ، عن عبد الرحمن ، عن المثنى ، عن الحسن الصیقل ، عن أبی عبدالله ( علیه السلام ) : فی المحرم یحتجم ؟ قال : لا ،



إلا أن یخاف التلف ولا یستطیع الصلاة ، وقال : إذا أذاه الدم فلا بأس به ویحتجم ولا یحلق الشعر .»
وجه جمع سوم:
همان طورکه صاحب مدارک فرمودند روایات ناهیه رابرکراهت حمل کنیم .
این جمع هم درست نیست زیرا رتبه جمع موضوعی مقدم بررتبه جمع حکمی است وباوجودجمع موضوعی ،نوبت جمع حکمی نخواهدبود.
نتیجه نهایی :
بنابرآنچه گفته شد تنهاراه حل این روایات این است که فتواداده شود حجامت درحال ضرورت اشکالی ندارد وجایزاست ودرغیر ضرورت جایزنیست.
بقی هنی امور:
1-    مقتضای حدیث صیقل «الاان یخاف التلف»وخبرابی جعفر«لایحتجم المحرم الا ان یخاف علی نفسه »این است که ضرورت داشتن حجامت باید به درجه خوف ازتلف برسدنه صرف ضرورت.
2-    روایت «اذااذاه الدم فلاباس به ویحتجم»مطلق اذیت را ملاک ومعیارمی داندبنابراین پایین ترین مرتبه اذیت رانیزشامل است.
3-    آیا حجامت کفاره دارد؟
شیخ درکتاب مختلف می¬گوید :برفرض حرمت این موارد هم کفاره نخواهندداشت هرچندبرخی به دم شات فتواداده اند.وحلبی درخاراندن بدن اگرمنجربه بیرون آمدن خون شودکفاره را اطعام مسکین دانسته اند
مرحوم خویی «ره»: بیرون کردن خون از بدن  برای شخص محرم جایزنیست به روشی باشد چه درقالب مسواک زدن باشد وچه بحک بدن.بیرون کردن خون ازبدن درصورت ضرورت یا دفع آزار واذیت  اشکال ندارد.کفاره بیرون در آوردن خون ازبدن شاتی است علی الاحوط. 
وهل تجب به کفارة؟ نقل فی الدروس عن بعض الاصحاب وجوب شاة ، ومستنده غیر واضح. واصالة البراءة یقتضی عدم الوجوب. ولا إشکال فی جوازه عند الضرورة کبط الجرح، وشق الدمل والحجامة عند الحاجة إلیها، ولا فدیة إجماعا، نقله فی التذکرة» در کفایة الأحکام سبزواری آمده است وبرفرض حرمت این موارد هم کفاره نخواهند داشت هرچند برخی به دم شات فتواداده اند.وحلبی درخاراندن بدن اگرمنجربه بیرون آمدن خون شود کفاره را اطعام مسکین دانسته اند
4-     حجامت ازمنظرعامه
ازنظر عامه قول مشهوراین است که حجامت برای محرم مکروه است  وآنها نیز حجامت محرم را ازروی حاجت وضرورت جایز می¬دانند وبراین نکته اجماع دارند  البته اگر حجامت متوقف برزایل شدن مو باشد ازکفاره داشتنش نیز سخن گفته¬اندکه درذیل به نمونه هایی اشاره خواهد شد: أَنَّ الْحِجَامَةَ بِلَا عُذْرٍ تُکْرَهُ مُطْلَقًا خَشِیَ قَتْلَ الدَّوَابِّ أَمْ لَا ، زَالَ بِسَبَبِهَا شَعْرٌ أَمْ لَا ، هَذَا هُوَ الْمَشْهُورُ ، وَأَمَّا لِعُذْرٍ فَتَجُوزُ مُطْلَقًا وَإِنْ کَانَتْ الْحِجَامَةُ لِغَیْرِ عُذْرٍ فَإِنْ کَانَتْ فِی الرَّأْسِ حُرِّمَتْ إنْ قُطِعَ مَعَهَا شَعْرٌ لِحُرْمَةِ قَطْعِ الشَّعْرِ ، وَإِنْ کَانَتْ فِی مَوْضِعٍ لَا شَعْرَ فِیهِ فَهِیَ جَائِزَةٌ عِنْدَ الْجُمْهُورِ وَلَا فِدْیَةَ وَکَرِهَهَا قَوْمٌ
یااین که می¬گویند: سألت الشافعی عن الحجامة للمحرم فقال : یحتجم و لا یحلق شعرا و یحتجم من غیر ضرورة فقلت : و ما الحجة ؟ فقال : أخبرنا مالک عن یحیى بن سعید عن سلیمان بن یسار [ أن النبی احتجم و هو محرم و هو یومئذ بلحی جمل ]
( وَأَنْ یَحْتَجِمَ ) ؛ لِأَنَّهُ لَا رَفَاهِیَةَ فِیهِ وَلِحَدِیثِ ابْنِ عَبَّاسٍ { أَنَّ النَّبِیَّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ احْتَجَمَ وَهُوَ مُحْرِمٌ } مُتَّفَقٌ عَلَیْهِ ( فَإِنْ احْتَاجَ ) الْمُحْرِمُ ( فِی الْحِجَامَةِ إلَى قَطْعِ شَعْرٍ فَلَهُ قَطْعُهُ وَعَلَیْهِ الْفِدْیَةُ ) لِمَا قَطَعَهُ مِنْ الشَّعْرِ کَمَا لَوْ احْتَاجَ لِحَلْقِ رَأْسِهِ .
قال الشافعی والاصحاب للمحرم ان یحتجم ویفتصد ویقطع العرق ما لم یقطع شعرا ولا فدیة علیه هذا مذهبنا لا خلاف فیه عندنا وبه قال جمهور العلماء منهم مسروق وعطاء وعبید ابن عمیر والثوری وأحمد واسحق وابن المنذر وقال ابن عمر ومالک لیس له الحجامة إلا من ضرورة.
قَالَ النَّوَوِیُّ : إذَا أَرَادَ الْمُحْرِمُ الْحِجَامَةَ لِغَیْرِ حَاجَةٍ فَإِنْ تَضَمَّنَتْ قَطْعَ شَعْرٍ فَهِیَ حَرَامٌ ، وَإِنْ لَمْ تَتَضَمَّنْهُ جَازَتْ عِنْدَ الْجُمْهُورِ وَکَرِهَهَا مَالِکٌ وَعَنْ الْحَسَنِ فِیهَا الْفِدْیَةُ وَإِنْ لَمْ یَقْطَعْ شَعْرًا فَإِنْ کَانَ لِضَرُورَةٍ جَازَ قَطْعُ الشَّعْرِ وَتَجِبُ الْفِدْیَةُ
بنابراین ازمنظر اهل سنت نیز حجامت درحال ضرورت جایز است.
عنوان دوم مسواک زدن
فرق مسواک زدن  باحجامت دراین است که مسواک همیشه با اخراج خون همراه نیست.درمسواک زدن نیز دوطایفه روایات داریم :


طایفه اول روایاتی که ظاهرشان ممنوع بودن مسواک زدن را می رسانند درصورتی بابیرون آمدن خون همراه باشد. مثل:صحیحة الحلبی قال سألت ابا عبدالله (علیه السلام) عن المحرم یستاک ؟ قال: نعم ولا یدمی .
طایفه دوم:روایتی که ظاهرش جوازرامی رساندمثل: صحیحة علی بن جعفر عن أخیه موسى (علیه السلام) قال: سألته عن المحرم هل یصلح له ان یستاک ؟ قال: لا بأس ولا ینبغی ان یدمى فیه.
صحیحة معاویة بن عمّار قال: قلت لأبی عبدالله (علیه السلام) فی المحرم یستاک؟ قال: نعم، قلت: فان أدمى یستاک؟ قال: نعم هو من السنّة.  قاعده حمل مطلق برمقید اقتضا می¬کندچون مسواک سنت است بیرون آمدن خون درحین مسواک جایزاست.نه این که مطلق ادما جایزباشد. مرحوم کلینی بعدازذکرروایت معاویه بن عمارمی¬گوید:وروى أیضا لا یستدعی.بنابراین معنایش این است اگر علم داشته باشد با مسواک زدن خون بیرون خواهدآمدنبایدمسواک بزند اما اگرخروج خون ازباب اتفاق باشد ایرادی نخواهدداشت وجایزاست.البته این ازباب توضیح مطلب است نه تخصیص 
به هرحال این دوطایفه ازروایات باهم معارض هستند ونمی¬توان بین آنهاجمع دلالی کردولی چون فتوای مشهور بر طبق دسته اول ازروایات است اخبارناهیه برتری خواهند داشت درنتیجه مسواک زدن اگراخراج خون به همراه داشته باشد حرام خواهدبود.

عنوان سوم:
خاراندن بدن که با بیرون آمدن خون همراه باشد.
دلیل برحرمت : صحیحه معاویة بن عمّار است که می فرماید:  قال سألت ابا عبدالله (علیه السلام) عن المحرم کیف یحکّ رأسه؟ قال: باظافیره مالم یدم أو یقطع الشعر .
روایت عمر بن یزید:
  عن ابی عبدالله (علیه السلام)قال: لابأس بحکّ الرأس واللحیة مالم یلق الشعر وبحکّ الجسد مالم یدمه. درسنداین روایت محمدبن یزید هست که توثیق نشده است.
عنوان چهارم
                  فشاردادن دّمل
دراین مورد هم صحیحه معاویة بن عمّار وجودداردکه می فرماید:«انه سأل ابا عبدالله (علیه السلام) عن المحرم یعصر الدّمل ویربط علیه الخرقة فقال: لا بأس.
می توان گفت چون سوال مطلق است وامام هم درجواب هیچ گونه تفصیلی بین بیرون آمدن خون وعدم آن نداده است بااین که فشردن دمل غالبا با بیرون آمدن خون همراه است ولی می توان گفت این حکم مربوط به  ضرورت است یعنی جایی که باقی ماندن دمل اذیت می¬کند.