آیا اهلبیت اولین اربعین برمزار شهدای کربلا حاضر شدند؟
521 بازدید
تاریخ ارائه : 10/25/2012 11:58:00 PM
موضوع: تاریخ و سیره

آیااهل­بیت اولین اربعین برمزارشهدای کربلا حاضرشدند؟

بيستم ماه صفر در تاريخ، به عنوان اربعين حسيني مشهور شده است. ميرزا حسين نوري مي‌نويسد:«از عبارت شيخ مفيد و شيخ طوسي استفاده مي‌شود كه روز اربعين روزي است كه اسرار از شام به مقصد مدينه خارج شدند. نه آنكه در آن روز به مدينه رسيدند. [1]

   شهید مطهری ره می نویسد: همه مردم اين روضه را گوش مى كنند كه اسرا از شام كه بر مى گشتند، آمدند به كربلا و در آنجا با جابر ملاقات كردند،امام زين العابدين با جابر ملاقات كرد،در صورتى كه اين مطلب جز در كتاب لهوف كه آن هم خود سيد بن طاووس در كتابهاى ديگرش آن را تكذيب كرده و لا اقل تاييد نكرده است،در هيچ كتابى نيست و هيچ دليل عقلى هم قبول نمى كند.در اربعين تنها موضوعى كه مطرح است موضوع زيارت امام حسين(ع) است چون اولين زائرش جابر بوده است و در اين روز زيارت امام حسين سنت شده است.اربعين جز موضوع زيارت امام حسين هيچ چيز ديگرى ندارد، موضوع تجديد عزاى اهل بيت نيست،موضوع آمدن اهل بيت به كربلا نيست،اصلا راه شام از كربلا نيست،راه شام به مدينه از خود شام جدا مى شود.[2]

شيخ عباس قمي هم داستان آمدن اسراي كربلا را در اربعين از شام به كربلا بسيار بعيد مي‌داند.[3] رسول جعفريان مي‌نويسد: «شيخ مفيد در ارشاد، ابومخنّف در مقتل الحسين، بلاذري در انساب الاشراف، دينوري در اخبار الطوال و أبن سعد در الطبقات الكبري، اشاره‌اي به بازگشت اسرا به كربلا نكرده‌اند».[4] 

  مرحوم آيتي مي‌نويسد:«جابر بيستم ماه صفر، درست چهل روز بعد از شهادت امام وارد كربلا شد و سنت زيارت اربعين امام به دست او تأسيس گرديد».[5]امّا در خصوص ورود جابر بن عبدالله انصاري در روز اربعين سال 61 هجري به كربلا، به نظر مي‌رسد بين منابع تاريخي چندان اختلافي نباشد. شيخ طوسي مي‌نويسد:«روز اربعين روزي است كه جابر بن عبدالله انصاري صحابي رسول خدا(ص) از مدينه براي زيارت قبر امام حسين(ع) به كربلا آمد و او اولين زائري بود كه قبر شريف آن حضرت را زيارت كرد». [6]  در كتاب بشادة المصطفي آمده است:عطيه عوفي مي‌گويد، به همراه جابر بن عبدالله انصاري به منظور زيارت قبر امام حسين(ع) وارد كربلا شديم. جابر نزديك شريعه فرات رفت. غسل كرد و لباس‌هاي نيكو پوشيد ... سپس به طرف قبر مطهر حركت كرديم. جابر هيچ قدمي را بر نمي‌داشت، الا اينكه ذكر خدا مي‌گفت. تا به نزديك قبر رسيديم. سپس به من گفت مرا به قبر برسان. من دست او را روي قبر گذاشتم. جابر روي قبر افتاد و غش كرد. سپس من مقداري آب روي صورتش پاشيدم وقتي به هوش آمد سه بار گفت: يا حسين. سپس گفت: اي حسين چرا جواب مرا نمي‌دهي؟! سپس به خودش گفت: چگونه مي‌تواني جواب دهي در حالي كه رگ هاي گلوي تو را بريده‌اند و بين سر و بدنت جدايي افتاده است. شهادت مي‌دهم كه تو فرزند خاتم النبين و سيد المؤمنين ... و پنجمين فرد از " اصحاب کساء " هستي ...درود و سلام و رضوان الهي بر تو باد. سپس به اطراف قبر امام حسين(ع) حركت كرد و گفت: السلام عليكم ايتها الارواح التي حلت بفناء الحسين ... اشهد انكم اقمتم الصلاة و آتيتم الزكاة و امرتم بالمعروف و نهيتم عن المنكر...»[7]

 

بنازم آنکه دایم گفتگوی کربلا دارد

دلی چون جابر اندر جستجوی کربلا دارد

دلش چون کربلا کوی حسین است و نمی‏داند

که همچون دوردستان آروزی کربلا دارد

به یاد کاروان اربعینی با گریه می‏گوید

به هر جا هست زینب رو به سوی کربلا دارد

اگر چه برده از این سر زمین آخر دلی پرخون

ولی دلبستگی از جان به کوی کربلا دارد

به یاد آن لب تشنه هنوز این عاشق خسته

به کف جامی‏لبالب از سبوی کربلا دارد

اگر دست قضا مانع شد از رفتن به پابوسش

همی بوسیم خاکی را که بوی کربلا دارد
ایام سوگواری اربعین حسینی پیشاپیش تسلیت باد

 



[1] النوري، الميرزا؛ لولو و مرجان، تهران، فراهاني، 1364، ص 154. 

[2] مجموعه آثارشهید مطهری

[3] قمي، شيخ عباس؛ منتهي الامال، بي‌جا، مطبوعاتي حسيني، 1370، ج1، ص 525.

 

[4]جعفريان، رسول؛ نأملي در نهضت عاشورا، قم، نشر مورخ، 1386ش، ص 216.

 

[5] آیتی، محمد ابراهیم؛ بررسی تاریخ عاشورا، تهران، صدوق، 1372ه.ش، هشتم، ص139.

 

[6] شيخ طوسي، محمد بن حسن؛ مصباح المتهجد، بيروت، مؤسسه الشيعه، چاپ اول، 1411، ص 787.

[7] طبري، محمد بن علي؛ بشارة المصطفي، قم، مؤسسه النشر الاسلامي، 1420، چاپ اول، ص 126.