حضرت ادریس (ع)
45 بازدید
تاریخ ارائه : 10/11/2012 6:00:00 PM
موضوع: ادیان و مذاهب

ادريس (عليه السلام)

ادريس نام يكى از انبياى الهى قبل از حضرت نوح است (اثبات الوصيه ، ص 24ـ 25 ; السيرة النبويه ، ج1 ، ص 3 ; المنتظم ، ج1 ، ص 233 ; كشف الاسرار وعدة الابرار ، ج6 ، ص 56) برخى كلمه«ادريس را مشتق از دراست دانسته و گفته اند چون آن حضرت بيشتر از سى صحيفه را تدريس كرده ، به اين نام خوانده شده است» (لسان العرب ، ج4 ، ص 329 ; مجمع البيان ، ج6 ، ص 492 ; علل الشرايع ، ص 27). بعضى مى گويند ادريس اسمى عجمى است و نمى تواند مشتق از دراست باشد (تاج العروس ، ج4 ، ص 149 ; الكشاف ، ج3 ، ص 23).

به قولى ، ادريس همان هرمس است كه در يونان باستان واسطه بين خدايان و انسان به حساب آمده است (اثبات الوصيه ، ص 24 ; تاريخ ابن خلدون ، جزء دوم ، ص 7 ; رسائل اخوان الصفاء ، ج1 ، ص 138 ; تمهيد القواعد ، ص 9 ; تفسير القرآن الكريم ، ج3 ، ص 18) و به قول ديگر ، وى همان كسى است كه در تورات اخنوخ ناميده شده و نام پدر وى«برد بن مهليل» مى باشد (كتاب مقدس ، سفر تكوين ، فصل پنجم ، بند 19ـ 25  ; الطبقات الكبرى ، ج1 ، ص 40) و چون اسامى ادريس را ، عرب از اهل تورات گرفته و مخارج حروف در زبان عربى با مخارج حروف در زبان يهود فرق مى كند ، چنين اختلافى در اسامى او به وجود آمده است (تاريخ ابن خلدون ، ج2 ، ص 7).

در منابع عربى اسلامى ، ادريس را در سلسله نسب پيامبر اسلام (صلى الله عليه وآله وسلم) ذكر كرده اند (البداية والنهايه ، ج 1 ، ص 93 ; السيرة النبوية ، جزء1 ، ص 3) هر چند برخى اين مطلب را نپذيرفته و عقيده دارند كه چون وى حضرت محمد (صلى الله عليه وآله وسلم را در شب معراج «الاخ الصالح» ناميده (الروض الأنف ، جزء1 ، ص 13ـ14 ; صحيح بخارى ، جزء14 ، ص 2ـ3) پس نمى تواند از اجداد پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم) باشد ، هر چند منابعى ديگر او را از اجداد نوح ذكر كرده اند (تفسير كبير ، ج21 ، ص 223 ;تفسير المنار ، جزء7 ، ص 605 ; المستدرك على الصحيحين ، ج2 ، ص 549).

درباره زندگانى ادريس (عليه السلام) و سرانجام او نيز اختلاف بسيارى وجود دارد و مطالب موجود چندان قابل اعتماد نبوده و بيشتر آنها از زمره اسرائيليات به حساب مى آيند (الميزان ، ج14 ، ص 71ـ 73).

بعضى «منف» مصر را محل ولادت ادريس مى دانند (ربيع الابرار ، ج1 ، ص 369ـ 371) و برخى مى گويند در بابل به دنيا آمده است و دويست سال بعد از آدم به نبوت برانگيخته شده است (تاريخ روضة الصفا ، ص 49) و قبل از آن نزد غاذيمون مصرى كه براى هدايت اهل يونان و مصر مبعوث شده بود ، درس مى خواند (اخبار العلماء بأخبار الحكماء ، ص 2).

ادريس نخستين كسى بود كه جامه دوخت و پوشيد و جامه مردم تا آن زمان از پوست بود و نيز وى نخستين كسى بود كه قلم را براى نوشتن به كار بست و به دانش ستاره شناسى و حساب پرداخت (الملل والنحل ، ج2 ، ص 353 ; اعلام النبوه ، ج23 ، ص 46 ; مروج الذهب ، ج1 ، ص 43) ، از اين رو ادريس را نخستين مدرس انسان مى دانند كه مبادى فاضله را آموزش داد ، تا به كمال و فضيلت برسند و اصول هر علم را منتهى به او مى دانند ، و به همين دليل انسان ها در رشته هاى نجوم ، هندسه ، فلسفه ، حساب ، منطق و حكمت... مديون او مى باشند (الميزان ، ج14 ، ص 72 ; رسائل اخوان الصفاء ، ج 1 ، ص 138

گفته شده است ، ادريس مأمور هدايت دودمان قابيل بود كه به ملاهى و مناهى مى پرداختند و مشرك و ميگسار و بت پرست بودند (كليات قصص الأنبياء ، ص 46 ; تاريخ طبرى ، ، ج1 ، ص 116) ، وى مردم را به حق و توحيد دعوت كرده و از آنان مى خواست از شريعت آدم و شيث پيروى كنند ، نسبت به همديگر با عدل و انصاف رفتار كرده و در مورد ضعيفان كوتاهى نكنند. براى جهاد با دشمنان دين آماده باشند و با پرداخت زكات به يارى فقرا بشتابند و روزه گرفتن در روزهاى معهود را فراموش نكنند ( اخبار العلماء بأخبار الحكماء ، ص 4 ; الانبياء حياتهم وقصصهم ، ص 65ـ 66) و چون مردم سخنان او را نپذيرفتند ، گرفتار خشم خداوندى گشته و از ميان رفتند (كمال الدين وتمام النعمة ، ص 326ـ 333

در مورد سرانجام او نيز گفته اند ، چون آن حضرت ، گناهان فرزندان قابيل را ديد از خداوند خواست كه او را به سوى خود بالا ببرد و خداوند هم اجابت كرد و هم اكنون در آسمان چهارم يا ششم زندگى مى كند (اخبار الزمان ، ص 79 ; البرهان فى تفسير القرآن ، ج6 ، ص 350 ; شرح فصوص الحكم ، ص 332) و برخى گفته اند وى به آسمان چهارم رفت و در آنجا هم جان داد (مجمع البيان ، ج6 ، ص 492 ; الكشاف ، ج3 ، ص 24) و بعضى معتقدند كه او به صورت زنده وارد بهشت شد و هرگز بيرون نگشت (المنتظم فى تاريخ الملوك والامم ، ج1 ، ص 234 ; تفسير كبير ، ج21 ، ص 233).

قرآن كريم دوبار و در دو سوره از حضرت ادريس ياد مى كند و او را پيامبرى صديق ، صابر و صالح و داراى منزلتى والا مى داند و از داخل شدن او در رحمت الهى خبر مى دهد (مريم:56ـ 57 ; انبياء:85ـ 86). برخى با تمسك به آيات و روايات مى گويند خداوند او را به بعضى از طبقات آسمان بالا برده است (البيان فى تفسير القرآن ، ج7 ، ص 134 ; بحارالانوار ، ج11 ، ص 270) ، از اين رو در قرآن آمده است: (ورفعناه مكاناً عليّاً) . برخى ديگر معتقدند رفعت مكانى و صعود به جايى بلند هر چند بلندترين مكان ها باشد مزيت به شمار نمى آيد و مراد از مكان «علىّ» يكى از درجات قرب است و از سياق داستان هايى كه در اين سوره به رديف ذكر مى شود و مواهب نبوت و ولايت را كه مقامات معنوى و الهى است ذكر مى كند ، همين تفسير و تعليل فهميده مى شود (تفسير التحرير والتنوير ، ج16 ، ص 57).

روايات مى گويند: حضرت ادريس (عليه السلام از ميان پيروانش هفت تن را برگزيد كه اين تعداد دعا كنند و بقيه آمين بگويند ، خداوند نيايش آنان را پذيرفت و به طريق عبادت دلالت نمود و ادريس را به پيام آورى برگزيد (علل الشرايع ، ص 28).

آن حضرت زاهد و عابد بود و هر روز هزاران بار خدا را تسبيح مى گفت و بيت او را مسجد سهله مى دانند كه خياطى نيز مى كرده است و امام على  (عليه السلام) فرموده است خداوند ادريس را رفعت مكان داد و بعد از وفاتش از طعام بهشت استفاده مى كند (بحارالانوار ، ج11 ، ص 274ـ 280


منابع

اثبات الوصيه  ، مسعودى ، على بن الحسين ، دارالاضواء ، 1409ق ; اخبار الزمان  ، مسعودى ، ابوالحسن على بن الحسين ، دارالاندلس ، بيروت ; اخبار الزمان  ، ابوالحسن على بن حسين بن على المسعودى ، دارالاندلس ، بيروت ; اخبار العلماء بأخبار الحكماء  ، قفطى ، جمال الدين ، يوسف، ترجمه سيد ، محدر امين، طبع سعادت مصر; اعلام النبوة  ، الماوردى الشافعى ، ابوالحسن على بن محمد ، دارالكتب العلميه ، بيروت ; الانبياء حياتهم وقصصهم  ، الحسنى العاملى ، عبد الصاحب ، مؤسسه اعلمى ، بيروت ; البداية والنهايه  ، ابن كثير ، دارالكتب العلميه ; البرهان فى تفسير القرآن  ، بحرانى ، سيد هاشم ، مؤسسه البعثة ; البيان فى تفسير القرآن  ، طوسى ، ابوجعفر ، مترجم احمد قيصر ، داراحياء التراث العربى ، بيروت ; تاج العروس  ، زبيدى ، مرتضى ; تاريخ ابن خلدون  ، ابن خلدون ، عبدالرحمن ، دارالفكر ; تاريخ روضة الصفا  ، ميرخواند ، مير محمد بن سيد برهان الدين ، دارالمعرفة ، بيروت ، مجلسى ، محمدباقر ، بحارالانوار ، دارالكتب الاسلاميه ، تهران ; تاريخ طبرى  ، طبرسى ، محمد بن جرير ، مؤسسه اعلمى ، بيروت ; التحرير والتنوير  ، ابن عاشور ، محمد طاهر ، مؤسسه تاريخ ، بيروت ; تفسير القرآن الكريم  ، شيرازى ، صدرالدين ، تصحيح محمد خواجوى ، انتشارات بيدار ، قم ; التفسير الكبير  ، فخر رازى ، دار الكتب العلميه ، تهران ; تمهيد القواعد  ، ابن تركه اصفهانى ، على بن محمد ، مترجم سيد جلال الدين آشتيانى ، انجمن اسلامى حكمت و فلسفه ايران ; ربيع الابرار ونصوص الاخبار  ، زمخشرى ، محمود ، ترجمه سليم نسيمى ، دارالذخائر للمطبوعات ، قم ; رسائل اخوان الصفاء  ، نيشابورى ، مترجم يوسف مرعشى ، دارالمعرفة ، بيروت ; الروض الأنف  ، سهيلى ، عبدالرحمن ، مترجم عبدالرؤوف ، مؤسسه مختار ; السيرة النبويه  ، ابن هشام ، دارالفكر ; شرح فصوص الحكم  ، ابن جندى ، مؤيد ، تصحيح سيد جلال الدين آشتيانى ، بوستان كتاب قم 1381 ; صحيح بخارى  ، ابن جوزى ، محمد ، داراحياء التراث العربى ، بيروت ; الطبقات الكبرى  ، ابن سعد (م/230) دارصادر ، بيروت ، 1380 ; علل الشرايع  ، صدوق ، احياء التراث العربى ، بيروت ; كتاب مقدس ، سفر تكوين  ، فصل پنجم ، بند 19 تا 25 ، ويليام كلن و هنرى ركن ، ترجمه فاضل خادم همدانى ، انتشارات اساطير ، تهران ; الكشاف  ، زمخشرى ، محمد ، ناشر دار الذخائر للمطبوعات ، قم ; كشف الاسرار و عدة الابرار  ، ميبدى ، رشيدالدين ، مترجم على اصغر حكمت ، اميركبير ، تهران ، 1382 ; كليات قصص الأنبياء  ، جويرى ، مولانا محمد ، آفتاب تهران ، بازار بين الحرمين ; كمال الدين وتمام النعمة  ، تصحيح كمره اى ، انتشارات كتابفروشى اسلاميه ، تهران ; لسان العرب  ، ابن منظور ، تحقيق على سيرى ، دارالاحياء التراث العربى ; مجمع البيان  ، طبرسى ، فضل بن حسن ، التقريب بين المذاهب الاسلامية ، القاهرة ; مروج الذهب ومعادن الجوهر  ، مسعودى ، تصحيح شار پل ، منشورات جامعة لبنانية ، بيروت ، 1965م ; المستدرك على الصحيحين  ، نيشابورى ، مترجم يوسف مرعشى ، دارالمعرفة ، بيروت ; الملل والنحل  ، شهرستانى ، عبدالكريم ، مترجم اميرعلى ، دارالمعرفة ، بيروت ; المنار  ، رشيد رضا ، دار المنار ، مشارع ، 1367هـ ; المنتظم فى تاريخ الملوك والامم  ، ابن جوزى ، ابوفرج عبدالرحمن بن على بن محمد ، دارالكتب العلميه ، بيروت ; الميزان  ، طباطبايى ، محمدحسين ، مؤسسه اعلمى للمطبوعات ، بيروت .