باروت گرانی
54 بازدید
تاریخ ارائه : 10/11/2012 5:33:00 PM
موضوع: سایر

تاریخ انتشار : يکشنبه ۳ ارديبهشت ۱۳۹۱ ساعت ۰۷:۵۹

یک مثل معروفی هست که یک نفر بار باروتی داشت و می خواست از گمرک عبور بدهد که جلوی او را گرفتند و گفتند تو الان داری باروت می بری؟ گفت نه این سیاه دانه است، گفتند سیاه دانه نیست، این باروت است! گفت نه، نیست سیاه دانه است! یک مقدار از باروت را ریختند کف دست خودش و آتش زدند، آتش گرفت و دستش سوخت. باز هم طرف گفت: دیدید سیاه دانه بود!

واكنون گرانی بسیار ارزان به دست می­آید،این روزها یارانه­ بیست وچند هزار تومانی جرات بیرون آمدن را ندارد ویارانه چهل وچندهزارتومانی هم با دیدن رخ شوم گرانی سکته می کند.آیات عظام مکارم و نوری همدانی و...دلسوزانه ومحترمانه دولت و دست اندرکاران اقتصادی را به جد وجهد بیشتر برای مهار تورم فراخواندند اما گویا آنچه به جایی نرسد فریادست.البته ای بسا در برخی ازمحله­ها این همه گرانی وجود نداشته باشد و یا تلاش ها به ثمر ننسته باشد و یا تورم ۲۲%خویش را هم قبول نداشته باشند و یا...

و می گویند - و به طنز می گویند- یکی از نامزدهای نمایندگی مجلس یا ریاست جمهوری در نطق انتخاباتی خود خطاب به مردم وعده می داد که «اگر بنده را انتخاب کنید با مارکسیسم، امپریالیسم، سوسیالیسم، اومانیسم، فمنیسم و اپورتونیسم به شدت مقابله می کنم و به هیچکدام از آنها فرصت و اجازه نمی دهم در آرامش و رفاه مردم کمترین خدشه ای پدید آورند»! در این هنگام، پیرمردی رنجور از میان جمعیت برخاست و خطاب به آقای کاندیدا گفت؛ «پیشاپیش از مبارزه بی امان حضرتعالی با همه ایسم هایی که اشاره فرمودید تشکر می کنم ولی کاش برای روماتیسم بنده هم که بدجوری آزارم می دهد فکری می کردید و برنامه ای داشتید.

پس شما ای عالی جنابان مجلس شورای اسلامی و ای نمایندگان ملت سرافراز ایران اگر نیم نگاهی به مرتضوی وتامین اجتماعی دارید،نیم نگاهی هم به وضعیت اقتصادی جامعه داشته باشید وبرای این گرانی لجام گسیخته فکری کنید.